1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

براي 89 سالگي «اينگمار برگمن»

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏14/1/13 در انجمن بیوگرافی هنرمندان

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    [h=3]فردا (شنبه) نودوچهارمين سالروز تولد «اينگمار برگمن»، كارگردان بزرگ و فقيد سينماي سوئد و از چهره‌هاي برجسته تاريخ سينماي جهان است.[/h] [​IMG]
    به گزارش سينما خبر، «اينگمار برگمن» ‌94 سال پيش در چهاردهم جولاي ‌1918 در شهر «اوپسالا»ي سوئد متولد شد و پنج سال پيش در 30 جولاي 2007 در سن 89 سالگي درجزيره‌ي فارو دار فاني را وداع گفت. وي از چهره‌هاي برجسته‌ي تاريخ سينماي جهان بود كه در طول شش دهه فعاليت هنري، ‌9 بار نامزد جايزه‌ي اسكار شده بود و در توصيف شرايط زندگي انساني از مايه‌هاي كمدي، اميد، ياس و نااميدي بهره مي‌گرفت. برگمن در طول سال‌ها فعاليت سينمايي در مجموع ‌62 فيلم ساخت كه فيلم‌نامه بسياري از آنان را نيز خودش نوشته بود و علاوه‌‌بر آن، كارگرداني ‌170 نمايش تئاتر از او يك چهره درخشان در عرصه اين هنر نمايشي ساخته بود. «برگمن» بيش از ‌60 سال در سطح اول فيلم‌سازي جهان قرار داشت، اما پس از آن‌كه به او اتهام فرار از ماليات زدند، در سال ‌1976 خود را به آلمان تبعيد كرد و مدت هشت سال از دنياي سينما كناره گرفت؛ هرچند در عرصه‌ي تئاتر هم‌چنان فعال بود. وي با بازي گرفتن از چهره‌هايي چون «بي‌بي اندرسون» و «ليو اولمن»، موضوعاتي چون مرگ، بيماري، خيانت و جنون را در فيلم‌هايش به‌تصوير مي‌كشيد. وي كودكي خود را در خانواده‌اي گذراند كه پدري كشيش و محافظه‌كار، او را مقيد به انجام اعمال مذهبي مي‌كرد؛ به طوريكه به گفته‌ي خودش، در هشت‌ سالگي اعتقاد خود را از دست داده بود. «برگمن» در ‌19 سالگي براي تحصيل در رشته‌ي هنر و ادبيات وارد دانشگاه استكهلم شد، اما بيشتر وقت خود را به نگارش نمايش‌نامه مي‌گذراند. در سال ‌1942، وي اين فرصت را يافت تا يكي از نمايش‌نامه‌هاي خود به‌نام «مرگ كاسپار» را كارگرداني كند. سال ‌1976 يكي از تاريك‌ترين دوران زندگي «برگمن» بود. در سي‌ام ژانويه اين سال، دو مأمور پليس به اتهام فرار از پرداخت ماليات، او را دستگير كردند. تأثير اين واقعه بر «برگمن» آن‌ چنان وحشتناك بود كه او را دچار افسردگي شديد كرد و او در بيمارستان بستري شد. اگرچه او بعدها از اين اتهام تبرئه شد، اما ترس از اين‌كه نتواند به عرصه فيلم‌سازي بازگردد، او را نااميد كرده بود. او به‌رغم درخواست نخست‌وزير وقت سوئد و مقامات بلندپايه صنعت فيلم اين كشور، اعلام كرد كه ديگر در سوئد فيلم نخواهد ساخت. «برگمن» پس از تعطيلي استوديو فيلم‌سازي‌اش، دو پروژه فيلم درحال ساخت را به حالت تعليق درآورد و خود را به مونيخ آلمان تبعيد كرد. هرچند در سال‌روز ‌60 سالگي‌اش به سوئد بازگشت و دولت اين كشور به افتخار او، جايزه فيلم سالانه «اينگمار برگمن» را براي تقدير از بهترين‌هاي سينما راه‌اندازي كرد. «برگمن» در دسامبر ‌2003 از دنياي فيلم‌ كناره گرفت و روز سي‌ام جولاي ‌2007 در سن ‌89 سالگي در «فارو» درگذشت؛ در همان روز كه «ميكلانجلو آنتونيوني»، كارگرداني فقيد سينماي ايتاليا درگذشت. وي براي اولين‌بار به صورت جدي در سال ‌1944 با نگارش فيلم‌نامه‌ «شكنجه/جنون» وارد دنياي سينما شد و اولين فيلمش را يك سال بعد به‌نام «کريس» ساخت. اولين موفقيت بين‌المللي او در سال ‌1955 با فيلم «لبخندهاي يك شب تابستاني» به دست آمد كه در جشنواره كن همان سال علاوه بر كسب جايزه بهترين اثر طنز شاعرانه، تا آستانه كسب نخل طلا نيز پيش رفت. موفقيت «برگمن» در جشنواره‌ي معتبر كن سال‌هاي بعد از آن نيز ادامه يافت. او با «مهر هفتم» جايزه‌ي ويژه هيأت‌داوران را كسب كرد و «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» نيز در بسياري از جشنواره‌ها مورد استقبال منتقدين قرار گرفت. اين كارگردان صاحب‌سبك سينماي جهان هم‌چنان در عرصه فيلم‌سازي عملكرد فوق‌العاده‌اي را به ثبت مي‌رساند. او با ساخت سه‌گانه‌ «همچون يك آينه» (‌1961)، «چراغ زمستاني» (‌1962) و «سكوت» (‌1963)، باورهاي مذهبي خود را به‌تصوير كشيد. در سال ‌1966 برگمن فيلم «پرسونا» را كارگرداني كرد كه به عقيده خودش، يكي از بهترين ساخته‌هاي او بود. اين فيلم با كسب جوايز متعدد، شاهكار «برگمن» و يكي از بهترين ساخته‌هاي تاريخ سينما نام گرفت و او خود آن را در كنار «فريادها و نجواها» (‌1972) دو فيلم برتر كارنامه سينمايي‌اش مي‌دانست. پس از تبعيد خود به آلمان، برگمن اولين و تنها فيلم انگليسي خود را در سال ‌1977 با نام «تخم مار» ساخت كه محصول مشترك آلمان و آمريكا بود. او در سال ‌1978 با فيلم «سونات پاييزي» محصول مشترك انگليس و نروژ كارنامه سينمايي خود را پربارتر ‌ساخت. در سال ‌1982 وي با بازگشت به سوئد، اعلام كرد كه فيلم «فاني و الكساندر» آخرين ساخته‌ي او خواهد بود كه البته از نگاه منتقدين، يك فيلم تجاري و سطحي تلقي ‌شد. اما همين فيلم در جشنواره‌هاي بزرگ اروپايي، بويژه كن بسيار خوش درخشيد. اين فيلم درباره دوران كودكي «برگمن» و عشق او به سينماست كه «برگمن» آن را خلاصه زندگي‌اش مي‌دانست. «برگمن» در سال‌هاي اوليه فيلم‌سازي، با همكاري برخي نويسندگان، آثارش را براساس نمايش‌نامه‌هايش مي‌ساخت و در فيلم‌هاي آخرين او، آزادي بازيگران در استفاده از ديالوگ‌هاي اضافي نمود بيشتري پيدا كردند. برگمن بارها اعلام كرده بود كه فيلم «سكوت» پايان دوره‌اي بوده است كه پرسش‌هاي مذهبي، محوريت اصلي فيلم‌هاي او بوده است. كارگردانان بسياري آثار برگمن را الهام‌بخش حيات سينمايي خود دانسته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به «روبرت آلتمن»، «وودي آلن»، «آتوم اگويان»،‌ «استنلي كوبريك»، «ديويد لينچ»، «پل شرادر»، «آندره تاركوفسكي» و «فرانكو اوزون» نام برد. اگرچه بسياري اين كارگردان برجسته را به جهت فعاليت‌هاي درخشان‌اش در سينما مي‌شناسند، اما او در عرصه تئاتر نيز بسيار فعال بود. به طوري‌كه در ‌26 سالگي جوان‌ترين كارگردان تئاتر در اروپا نام گرفت. گوشه‌گيري برگمن در سال‌هاي پاياني عمرش به‌اندازه‌اي بود که حتي زماني‌که پنجاهمين جشنواره فيلم کن او را به‌عنوان بزرگ‌ترين کارگردان تمام دوران سينما انتخاب كرد، شخصا در مراسمي که به اين منظور برگزار شده بود، شرکت نکرد. وي در سال ‌1971 جايزه يادبود «اروينگ تالبرگ» را از آكادمي اسكار به‌دست آورد. سه فيلم او شامل «چشمه باكرگي» (‌1961)، «همچون يك آينه» (‌1962) و «فاني و الكساندرا» (‌1984) موفق به كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي شدند. برگمن سه‌بار براي فيلم‌هاي «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» (‌1960)، «همچون يك آينه» (‌1963) و «فريادها و نجواها» (‌1974) نامزد اسكار بهترين فيلم‌نامه اصلي شد و با «فريادها و نجواها» تا آستانه كسب اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگرداني نيز پيش رفت. درخشش او در جوايز اسكار در سال ‌1977 با فيلم «چهره به چهره» ادامه يافت كه نامزد بهترين كارگرداني اسكار شد. سپس با فيلم «فاني و الكساندر» نامزد بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه اصلي اسكار شد. او در سال ‌1979 با فيلم «سونات پاييزي» تا آستانه كسب اسكار نيز رفت. «برگمن» در جوايز آكادمي فيلم انگليس (بافتا) نيز در سال ‌1960 براي فيلم «جادوگر» نامزد بهترين فيلم و در سال ‌1984 با فيلم «فاني و الكساندر» نامزد بهترين فيلم غيرانگليسي شد. وي در جوايز سينمايي «سزار» فرانسه نيز درخشش زيادي داشت. او علاوه بر آن‌كه در سال ‌1984 براي فيلم «فاني و الكساندر» جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي را كسب كرد، در سال ‌1976 براي فيلم «فلوت جادويي» و در سال ‌1979 براي فيلم «سونات پاييزي» نامزد بهترين فيلم غيرانگليسي شد. او در سال ‌2005 با «ساراباند» نامزد بهترين فيلم اروپايي جوايز سزار شده بود. اما بيشترين درخشش اينگمار در عرصه سينماي جهان مربوط به جشنواره معتبر كن است كه ركورد دست‌نيافتني برجاي گذاشت. او در سال ‌1955 با فيلم «لبخندهاي يك شب تابستاني» جايزه بهترين طنز شاعرانه را كسب كرد. دو سال بعد با فيلم «مهر هفتم» جايزه ويژه هيأت داوران كن را گرفت كه البته با همين فيلم نامزد نخل طلا هم بود. در سال ‌1958 «برگمن» براي فيلم «آستانه زندگي» جايزه بهترين كارگرداني كن را دريافت كرد كه با همين فيلم تا آستانه كسب نخل طلا نيز رفت. در سال ‌1960 براي فيلم «چشمه باكرگي» تقدير ويژه شد؛ در سال ‌1972 با فيلم «فريادها و نجواها» جايزه بهترين دستاورد فني را از جشنواره كن به‌دست آورد و در سال ‌1997 در مراسم ويژه بزرگداشت خود در كن، «نخل نخل‌ها» را به‌دست آورد. در جشنواره فيلم برلين نيز «برگمن» در سال ‌1958 براي فيلم «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» خرس طلايي را به خود اختصاص داد و در سال ‌1971 شير طلايي افتخاري جشنواره ونيز را براي يك عمر دستاورد سينمايي كسب كرد. از ديگر فيلم‌هاي برجسته وي مي‌توان از «مردي با يک چتر» (‌1946)، «سرزمين آرزو» (‌1947)، «آينده با من است» (‌1948)، «زندان» (‌1949)، «رازهاي زنان» (‌1953)، «تابستاني با مونيکا» (‌1953)، «درسي در عشق» (‌1954)، «چشم شيطان» (‌1960) و «صحنه يک ازدواج» (‌1973) نام برد.