دعای باران : در دشتی و دشتيان هنگامی که باران دير شود مردم تصميم ميگيرند که گل درست کنند.و يک نفراز اهالی روستا گلی می شود وی را با برگ درختان گوناگون و خرما می پوشانّد و کلاه کاغذی بر سر او ميگزارند و چوبی به دست او ميدهند.سپس مردم از زن و مرد و بزرگ کوچک پشت سر گلی راه افتادهو به در خانه رفته می خانند: گلی گلينا شاخ زرينا گلی امده دم خونتون سی ختر کل نونتونو ميخوانند: قبله دعا ميشويم سی خاتر او خدا می شويمو باز ميخوانند: مشتی جوی داشتيم پس تلی کاشتييم نصفی سوی تو نصفی سوی دو -الله تو بارون بزن سی مال عيال وارون و الی اخر و يکی از ريش سفيدان جلو امده ذامن ميشود و می گويد تا فلان روز اگر باران آمد هيچ و گرنه بار ديگر آسک را به دوش او ميدهيم هرچه سنگ بيابان است به تن او خرد ميکنيم. تا روز مقرر اگر باران بيايد که هيچ و گرنه دوباره سراغ آسک به دوش قبلی ميروند.لنگه آسک را به دوش او نهاده و باز به قبله دعا ميروند.ابتدا مقداری سنگ به او پرتاب ميکنند و سوره ای از قران ميخانند و نماز طلب دعا به جا مياورند.نکته قابل توجه در این مراسم صفا و پاکی بی مانند آنها بوده است که دیگر این کار در دشتی مرسوم نمی باشد .