1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مورچه ی عاشق

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏10/1/13 در انجمن داستان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    مورچه ی عاشق روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
    از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
    مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
    حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
    مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...
    حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
    مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد...
    تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکیست...