1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تاریخچه سیزده بدر

شروع موضوع توسط minaaa ‏26/1/11 در انجمن ایران

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    در کتابهای تاریخی و ادبی سده های گذشته، که رسم ها، آیین جشن های نوروزی کهن را یاد و یادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقیه، التفهیم، تاریخ بیهقی، مروج الذهب، زین الاخبار و نیز در شعر شاعران به ویژه شاعران دورهً غزنوی که بیشترین توصیف جشن ها را در بر دارد اشاره ای به " سیزده بدر " نمی یابیم. پرسش اینجاست که اگر در کتاب های تاریخی و ادبی گذ شته اشاره ای به سیزده بدر و هفت سین نمی یابیم آیا این رسم ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ نگارنده حالت دوم را باور دارد. زیرا رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمی تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. دیگر این که می دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می کرد. ولی سیزده بدر، رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، تا " نحسی سیزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد. و شاید " نحس " بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود. نحس و ناخوشایند بودن عدد 13 و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت ها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی خورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول " روزهای مختار و مسعود و مکروه " در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که ( تیر نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود. یکی از نویسندگان در خاطره های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، دربارهً سیزده بدر می نویسد : روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد میگرفت و می گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم. شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم های کاتارها( بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشه های زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند ) این پرسش را به ذهن می رساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید " پاک " ( که برخی از سال ها به روز سیزده فروردین نزدیک است ) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ میبرند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت ، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از :

    1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است.

    2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت می روند.

    3- بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.

    شباهت دیگر دروغ های روز اول آوریل، با شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است ( و سه سال با 12 فروردین ). پیشینه و انگیزهً برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشیره های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل ها و خوردنی های سفرهً هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می روند و سبزهً هفت سین را با خود برده و به آب روان می اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، می باشد. در فرهنگ اساطیر برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده : شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه های تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا " ناهید " و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.

    این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده " به باغ یا گردشگاه عمومی می رود. با دگرگونی های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله های آمد و رفت سریع السیر، وسیله های ارتباط جمعی و ... به ناگزیر شهرداری های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی می کنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیله های آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی ها و شهرسازی ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتری را برای " سیزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند.
    منبع : فرهنگسرا
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    سیزده بدر حسن ختام آئین های نوروزی
    سيزده به در» يكى از مراسم نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى روز سيزده فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».
    به نظر مى رسد «سيزده به در» نمى تواند بى ارتباط با جايگاه عدد سيزده در فرهنگ و باورعاميانه مردم ايران باشد. هر چند گروهى از صاحبنظران و حتى بسيارى از كسانى كه آن را به عنوان يك آيين كهن ملى اجرا مى كنند، با اين باور كه تمامى روزها در فرهنگ ايران باستان مقدس و قابل احترام هستند، نحسى سيزده و وجود چنين چيزى را در ايران باستان رد مى كنند؛ ولى حقيقت اين است كه، آنچه در اعتقادات و باورداشت هاى عامه مردم (به عنوان جزء لاينفك فرهنگ عامه ) در خصوص عدد سيزده وجود دارد، همگى حاكى از نامباركى و نحسى آن است. تا آنجا كه منشأ بسيارى از رفتارها و اعمال آنها مى شود: اگر از كوچه پس كوچه هاى برخى شهرها گذر كنيم، هنوز پلاك هاى ۱+۱۲ را خواهيم ديد كه ساكنانش براى درامان مانندن از نحسى عدد سيزده، آن را جايگزين عدد واقعى پلاك كه ۱۳ است، كرده اند. و حتى «برخى با وحشت از جادوى عدد سيزده، در هنگام شمارش، با گفتن واژه «زياده» از آن مى گذرند» و جالب اينكه بسيارى از شركت هاى هواپيمايى نيز (از جمله شركت هواپيمايى «هما» در ايران ) رديف سيزده ندارد؛ و موارد بسيارى كه همگى دال بر دورى و گريز افراد از نحسى و بديمنى اين عدد است. علامه عباسعلى كيوان در كتابش (كيوان نامه) درباره نحسى سيزده بدر مى نويسد: «روز سيزده به در جايز نبود براى ديد و بازديد به خانه اى رفت، هم صاحبخانه به فال بد مى گرفت و مى گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده. چرا كه نمى خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، در آن روز مقدور و تقسيم مى شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.»
    اين امر تنها مختص ايران و ايرانيان نيست بلكه نحوست عدد سيزده موضوعى است كه از دير باز در فرهنگ هاى كهن مطرح بوده است و در اكثرآنها، هرچه عدد هفت مقدس و مبارك است، در مقابل، سيزده به عنوان عددى نحس و نامبارك شناخته شده!كه به نظر مى رسد تقارن برخى حوادث ناگوار با عدد سيزده، در اين فرهنگ ها، زمينه ساز ذهنيتى منفى و اضطرابى همگانى از آن شده است. چنانكه نقل است «در دوران اساطيرى و تاريخى، در روز سيزدهم سال نو زلزله سهمگين و خوف انگيزى جهان را در هم پيچيده و زمينه ساز اين باور در انديشه مردم شد كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايى آسمانى فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم همه ساله به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه، منتظر زمين لرزه اى سهمگين بوده اند و به همين دليل، خانمان خود را رها كرده و در زير سقف و بام نمى ماندند، تا اگر زمين لرزه اى فرا رسد، از آسيب در امان باشند و بدين ترتيب، رفته رفته روز سيزدهم سال و درپى آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتى روانى براى تمام مردم روى زمين پديد آورد. برخى از پژوهشگران در تأييد اين مسأله، عقيده دارند مفهوم ناخجستگى روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمرى همان سال يكى شد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند. منجمان اين روز خاص استثنايى را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.، و يا دركتاب تورات يهوديان، از برخورد ستاره دنباله دارى با زمين در روز سيزده فروردين (روز سيزدهم سال نو مصرى) گزارش مى دهد كه در فضاى زمين درخشيد و باعث آتشفشان و زمين لرزه، ويرانى كاخ ها و مرگ بسيارى از مردم شد. همچنين گفته مى شود گرفتارى حضرت مسيح در روز سيزده ماه مزيد بر اين نحوست است. مسيحيان بر اين باورند كه در آخرين غذاى حضرت عيسى (شام آخر)، سيزده نفر بر سر سفره بوده اند و خيانت يكى از آنان موجب مصلوب شدن مسيح شده است؛ و از اين رو، اين عدد را شوم مى دانند. بطورى كه هرگز سيزده نفر بر سر يك سفره غذا نمى خورند و جالب اينكه، تاريخ يونان نيز به اين ناخجستگى شماره سيزده مبتلاست، چنانكه در تاريخ آنان آمده است پدر اسكندر مقدونى، مجسمه خود را در معبدى گذاشت كه دوازده مجسمه ديگر از خدايان در آن بود، اما پس از زمانى كوتاه، نامباركى عدد سيزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسيد .« اين عقيده با رسوخ غريبى در تمام جهان متمدن آن زمان انتشار يافت و مردم به همان عقيده گرويدند و از عدد سيزده ترسيدند».
    ولى در يافتن خاستگاه و پيشينه رسم سيزده به در كه آيينى نمادين است، بايد به اساطير ايران كه بنا بر نظر دكتر مهرداد بهار تحت تأثير نجوم بين النهرينى ، شكل گرفته است، رجوع كرد. طبق اين اساطير، هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكى از برج هاى دوازده گانه حاكم است، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد . از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين در هم خواهد شد و آشفتگى آغازين باز خواهد گشت و از آنجا كه به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كيهان بزرگ (هستى) رخ مى داد، در كيهان ُخرد (در جهان انسانى) نيز رخ مى داد ؛ جشن هاى دوازده روزه آغاز سال را نيز با اين سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط مى دانست و آنچه را در اين دوازده روز پيش مى آمد، سرنوشت سال خود مى انگاشت و گمان مى كرد اگر روز هاى نوروزى به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت. مختصر آن كه، دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه سال بود . اما اگر در پايان دوازده هزار سال جهان درهم مى شد و آشفتگى نخستين، باز مى گشت و اگر به نشان آن، در پايان هر سال قانون از ميان بر مى خاست، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگى نهايى و پايان سال را بر خود داشت . در اين روز كار كردن و نظام عمومى را رعايت كردن نيز از ميان برمى خاست و شايد عياشى ها و «ارجى» بارى ديگر براى يك روز باز مى گشت . نحسى سيزدهم عيد، نشان فروريختن واپسين جهان و نظام آن بود. »كه در پى پيروزى نيكى بر بدى، روز رهايش انسانها از جهان مادى و بازگشت ارواح به جهان مينوى است و خارج شدن از روال عادى زندگى و تعطيلى كارهاى روزمره و ترك خانه و كاشانه و سپرى كردن آن به بازى و تفريح در بيرون شهر و … همگى تمثيلى از آشفتگى هزاره سيزدهم جهان است.
    در مقابل، عده اى توجيه و مناسبت ديگرى براى اين روز قائل شده و با رجوع به تقويم ايران باستان، نه تنها براى سيزدهم فروردين نحسى و ناخجستگى قائل نيستند بلكه آن را مختص خداى باران (تيشتر‎/تير) و دليل حضور در طبيعت را شكرگزارى و طلب باران و نعمت مى دانند. همچنانكه، استاد فره وشى، مراسم سيزده نوروز را «روز ويژه طلب باران براى كشتزارهاى نودميده» در دوران هاى كهن دانسته و در توضيح مى نويسد: « ايرانيان در روزگاران كهن پس از برگزار مراسم نوروزى و دميدن سبزه و گندم و جو و حبوبات در نخستين روزهاى سال و در روزى كه متعلق به ستاره باران بود، يعنى در روز سيزدهم فروردين ماه، به دشت و صحرا و كنار چشمه و جويبار مى رفتند و به هنگام شكست يافتن ديو خشكسالى «اپوشَه» در نيم روز، گوسفند بريان مى كردند و اين نثارى بود براى فرشته باران «تيشتر يا تير» تا كشت هاى نودميده را سيراب كند. از اين رو خوردن غذاى روز در دشت و صحرا نشانه همان فديه گوسفند بريان است كه در اوستا آمده و افكندن سبزه هاى تازه دميده نوروزى به آب روان جويبار تمثيلى از دادن فديه به ايزد آب «آناهيتا» و ايزدباران و جويبارها «تير» است و به اين طريق تخم بارورشده اى را كه ناهيد فرشته موكل بر آن بوده است. به خود او بازمى گردانند و گياهى را كه ايزد تير پرورانده است به خود وى باز مى سپرند تا موجب بركت و بارورى و آبسالى در سال نو باشد.»
    وى در خصوص رسم سبزه گره زدن نيز معتقد است « رسمى است از روزگاران كهن كه در آن دوران، آيين هاى مذهبى و جادويى به هم آميخته بود و هركس آرزوى خود را عملاً به نوعى براى خود برآورده مى كرد و مى پنداشت بدين طريق در تحقق آن تسريع خواهد شد و گره زدن دو شاخه سبزه در روزهاى پايان زايش كيهانى،تمثيلى از پيوند زن و مرد براى تسلسل نسل هاست.» كه امروزه حتى به شوخى هم كه شده، دختران و پسران جوان با گره زدن سبزه در روز سيزده به در، آرزوى ازدواج و به قول قديمى ها باز شدن بختشان را دارند!
    بقايى (ماكان) نيز آن را ياد آور تولد و ميلاد انسان ايرانى و نمادى از گياه «مشى» و «مشيانه» (نخستين زوج) مى داند. چرا كه براساس اساطير ايرانى، انسان از به هم پيوستن اين دو ساقه ريواس به وجود آمده است
    و ديگر رسم اين جشن كه در گذشته بسيار معمول بوده، شركت در مسابقات بُرد و باختى بويژه سواركارى است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالى است و امروزه با تغيير چهره، در غالب ديگر بازيها و مسابقات رقابتى، مثل شطرنج، كشتى و… اجرا مى شود.
    و مطلب آخر اينكه، درست است كه اين سنت اساطيرى همچون بسيارى ديگر، در هاله اى از خرافات و افسانه ها قرار دارد، و بسيارى با انگشت نهادن بر اين وجه آيين، و با اين توجيه كه عارى از هرگونه ادله علمى و عقلى است، آن را رد مى كنند اما هرچه هست، آيينى است از گذشته كه با خود بارى از هويت ايرانى به همراه دارد و بايد آگاه بود كه هرچند در جوامع مدرن امروزى با گسترش «علم گرايى» و «استدلال» و «تعقّل» و «لزوم تجربه»، دامنه اينگونه آيين ها و مراسم ها كه به ظاهر ريشه در خرافات دارد محدودتر و شيوع و پذيرش آن كم تر مى شود، ولى هيچ گاه از بين نمى رود. بلكه به واسطه پيشرفت علم و زمان، لباس كهن از تن به در كرده و پوششى متناسب دوره خود بر تن مى كند. و حتى در نسل و عصر امروزى، نيز، به اشكال متفاوت و شايد به ظاهر مدرن! تجلى مى يابند و با از دست دادن كاركرد غيرعلمى خود، بيشتر با كاركرد فرهنگى - نمادين حضور مى يابد. سنت «سيزده به در» نيز در دنياى امروزى، بيشتر به عنوان يك عنصر فرهنگى با كاركردهاى مثبتى همچون تقويت نمودن هويت جمعى به جاى فرديت گرايى مدرن، برانگيختن توجه مردم به طبيعت و جلوه هاى آفرينش و از همه مهمتر ايجاد فضايى شاد جهت كسب انرژى و روحيه براى شروع فعاليت در سال جديد و ... ظهور پيدا مى كند.
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    سیزده بدر روز نحس نیست
    سیزده بدر، روز طبیعت - روز نحس نیست تهران- ایسکانیوز: سیزده بدر، سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از جشن های سال نو است. در تقویم های رسمی ایران این روز «روز طبیعت» نام گذاری شده و از تعطیلات رسمی به شمار می آید.

    جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خودکنار جویبارها و سبزه ها می روند به شادی می پردازند.
    تاکنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است، بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.
    ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ای است به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت به این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان می رساندند.
    پیشینه و انگیزه برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همه شهرها و روستاها و عشیره های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاع نحسی روز سیزده را بدر کرد.
    خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای شهر را آماده کرده و نیز آجیل و خوردنی های سفره هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می روند و سبزه هفت سین را با خود برده و به آب روان می اندازند.
    به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاپ خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است.
    در فرهنگ اساطیری برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده: شادی و خنده در این روز به معنی فرو ریختن اندیشه های تیره و پلیدی، رو بوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانه فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه های تازه رسته، نشانه دادن هدیه به ایزد آب و گروه زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.
    این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده به باغ یا گردشگاه عمومی می رود.
    با دگرگونی های صنعتی و شغلی و بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله های آمد و رفت سریع السیر، وسیله های ارتباط جمعی و ... باعث شده که خانواده ها سال به سال راه دورتری را برای سیزده بدر پشت سر بگذارند تا سبزه یا کشتزاری بیابند.
    سبزه گره زدن:
    افسانه آفرینش در ایران باستان و مساله نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثارالباقیه بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد، مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان ازدواج کردند.
    در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایه ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند. این رسم از زمان کیانیان متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است سیزده روز نحس نیست
    تهران- ایسکانیوز: سیزده بدر، سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از جشن های سال نو است. در تقویم های رسمی ایران این روز «روز طبیعت» نام گذاری شده و از تعطیلات رسمی به شمار می آید.


    جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه خودکنار جویبارها و سبزه ها می روند به شادی می پردازند.
    تاکنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است، بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند.
    ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ای است به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت به این ترتیب رسمی بودن دوره نوروز را به پایان می رساندند.
    پیشینه و انگیزه برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همه شهرها و روستاها و عشیره های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاع نحسی روز سیزده را بدر کرد.
    خانواده ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای شهر را آماده کرده و نیز آجیل و خوردنی های سفره هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می روند و سبزه هفت سین را با خود برده و به آب روان می اندازند.
    به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاپ خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی ها و ویژگی های روز سیزده است. گره زدن سبزه به نیت باز شدن گره دشواری ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است.
    در فرهنگ اساطیری برای رسم های سیزده بدر، معنی های تمثیلی آورده: شادی و خنده در این روز به معنی فرو ریختن اندیشه های تیره و پلیدی، رو بوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانه فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه های تازه رسته، نشانه دادن هدیه به ایزد آب و گروه زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ویژه اسب دوانی یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.
    این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده به باغ یا گردشگاه عمومی می رود.
    با دگرگونی های صنعتی و شغلی و بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله های آمد و رفت سریع السیر، وسیله های ارتباط جمعی و ... باعث شده که خانواده ها سال به سال راه دورتری را برای سیزده بدر پشت سر بگذارند تا سبزه یا کشتزاری بیابند.
    سبزه گره زدن:
    افسانه آفرینش در ایران باستان و مساله نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثارالباقیه بر پایه همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد، مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان ازدواج کردند.
    در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایه ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند. این رسم از زمان کیانیان متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    آیین سیزده بدر
    هر چقدر"7" عددي مقدس و محترم است،"13" عدد نحس و نامباركي تلقي مي‌شود. ايراني‌ها براي اين‌كه اين بديمني را از خود دور كنند از چند صد سال پيش قرار گذاشتند كه اولين روز"13" از سال جديد به دشت و صحرا بروند، سبزه‌هايي را كه در هفت‌سين گذاشته بودند در آبي بيندازند و آن‌قدر شادي و جست‌وخيز كنند تا نحسي روز سيزده از آنها دور شود.
    غذاي روز سيزده به‌در شهرهاي مختلف فرق مي‌كند. در اغلب شهرها، زنان باقالي‌پلو، آش، كوكو يا كوفته درست مي‌كنند.معروف‌ترين رسم سيزده به‌در پس از به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همديگر است. اين دو سبزه را تمثيلي از پيوند يك زن و مرد جوان مي‌دانند. به همين دليل مادربزرگ‌ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشويق مي‌كنند.دكتر نيك‌نام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سيزده به‌در مي‌گويد: برخي از آداب نوروز به آيين زرتشتي بازنمي‌گردد بلكه مربوط به باورهاي مردمان آريايي است كه پيش از زرتشت در سرزمين ايران زندگي مي‌كردند. طبق يكي از اين باورها، بارندگي به فرشته‌اي به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپيدي در حال حركت است و هرگاه با ديوي به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالي پر از سبزي و خرمي و باران در پيش است. به همين دليل ايرانيان روز سيزدهم فروردين كنار سبزه‌ها و جويبارها مي‌روند و به‌ويژه زنان كه نمايندة آناهيتا يعني ايزدآب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمايت خود را از فرشتة باران نشان مي‌دهند.
    امّا دكتر وكيليان مي‌گويد: در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌اي بوده است. زن هميشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاري‌اش بروند. امروزه تغييراتي به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمي‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراين مهم‌ترين آمال و آرزوهاي هر دختري در گذشته اين بود كه شوهر خوبي بكند يا زودتر به خانة بخت برود. دربارة دخترها اين حرف وجود داشت كه: دختر كه رسيد به "20" بايد نشست و به حالش گريست. اينها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در"16"، "17" سالگي بايد به خانة بخت مي‌رفت وگرنه ماية ننگ به حساب مي‌آمد. اينها واقعياتي بود كه وجود داشت. به همين دليل دخترها به امامزاده مي‌رفتند، سبزه گره مي‌زدند و سفره‌هاي نذري پهن مي‌كردند تا شايد نيروهاي غيبي كمك كنند و شوهري برايشان پيدا شود زيرا دختري كه ازدواج نمي‌كرد جايگاهي در جامعه نداشت.
    روز سيزدهم فروردين مانند شب آخرين چهارشنبة سال اهميت ويژه‌اي دارد. اگر با چهارشنبه‌سوري به استقبال نوروز مي‌رويم، با سيزده به‌در نوروزمان را بدرقه مي‌كنيم. نوروز كه مراسمش محفلي خانوادگي دارد، با دو حركت اجتماعي و عمومي از خانه‌ها به خارج راه مي‌يابد، با دو آيين سنتي كه نشان از همبستگي جمعي دارن