پس از این جنگ بلافاصله جنگی دیگر بین منوچهر و سلم در می گیرد و سلم نیز کشته می شود که در آن نیز اشاره به مذهب شده است. هر آن چیز، کان نزره ایزدی است ز اهریمنی با ز دست بدی است سر سلم را به نزد فریدون به تمیشه می برند و فریدون پیر پس از آن که از پیروزی منوچهر شادی می کند، روزگارش سیاه می شود و زمان تا زمان با گریستن و زاری به سر می برد و بر سرنوشت سه فرزند جوان خود می گرید: پر از خون، دل و پر از گریه دو روی چنین تا زمانه سر آمد بر اوی فریدون بشد نام او ماند باز بر آمد بر این روزگاری دراز زمانه ی کشور بزرگ آریایی، با جدا شدن سر فرزندان فریدون یعنی جدایی سران و امیران آریایی از پیکر آریا به سر می رسد، و هر کشوری جدا از آن دیگری، هر چند یک بار به ستیز با یکدیگر می پردازند... . ستیز برای چه؟ برای سران، نه برای پیکر!