1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

راز پيدايش «حاجى فيروز»

شروع موضوع توسط minaaa ‏26/1/11 در انجمن ایران

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    از پيدايش نوروز تا تداوم آن در طول تاريخ آنچه مشترك بوده، روح شادى و شادمانى است به صورتى كه در كتاب «مزديسنا»، نوروز به عنوان جشن بزرگ و با اهميت براى ايرانيان معرفى شده است. شادى در نزد ايرانيان از درجه والاى اهميت برخوردار است. آنگونه كه معتقدند خداوند در آفرينش پس از خلق آسمان و زمين، نشاط را نيز خلق كرد. اين رتبه بندى بيانگر اين واقعيت است كه خداوند شادى را از شرايط زيستى انسان و لازمه ادامه حيات دانسته است. پس نوروز كه روزهاى شادى طبيعت است، بايد با شادى و خنده آغاز شود تا خانواده در همه سال خنده بر لب و شاد باشد. اگر خانواده شاد نباشد، فـَروَرَهاى مهمان خانواده خانه را ترك مى گويند و بركت از خانه مى رود. از اين رو افرادى با شكل هاى خنده آور و سرودهاى خوش و اجراى حركات نمايشى و موزيكال شاد، خنده و شادى به خانه مى آوردند و با حركات و آوازهاى خود مردم خانه و كوچه و بازار را شادى مى بخشيدند.

    او كه فردى نيك سيرت و سياه صورت است،حاجى فيروز خوانده مى شود.

    نظر برخى محققان در مورد انتخاب رنگ صورت و پوشيدن لباس سرخ، بر اين است كه اين انتخاب خود نمادى از يك تحول عظيم طبيعى است. اين كه بهار شكوفه هاى سرخ را در ميان سياهى سرما ارمغان مى آورد، الهامى براى طراحى صورت و لباس حاجى فيروز است. صورت سياه شده وى نمادى از سياهى سرماى زمستان است و لبان و لباس هاى سرخش نمادى از بهار كه بر پيكره اين سرما مى نشيند و حركات و آواز خواندي اش نيز دليلى بر همين ادعاست. گويا اين كار در قديم به عهده غلامان سياه بود كه به علت طرز تلفظ ناقص و نامأنوس واژه ها و طبع شادى طلبشان، مردم را به خنده و شادى و اميد وا مى داشتند. اما اين كه داستان اين مرد اجرا كننده حركات موزيكال و طراحى خاص از كجا نشأت گرفته، به داستان عاشقانه اى بر مى گردد كه روايت كننده ازدواج عمو نوروز است، او منتظر زنى است كه با او ازدواج كند. محققان معتقدند اين ازدواج نمادين ميان عمو نوروز و زن بى نام (سال) به داستان ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط مى شود. عمو نوروز نماد كسى است كه بركت مى دهد، حالا شاه باشد يا هر كس ديگر و آن زن منتظر هم، «زمين» است. چرا كه زن هميشه با زمين هم هويت است و آن هم به بارورى و روح زايندگى در هر دو جنس بازمى گردد. اما در باب سياهى سر و صورت حاجى فيروز، مرحوم بهار حدس هايى زده بود، مبنى بر اين كه اين سياهى بايد به بازگشت او (حاجى فيروز) از دنياى مردگان مربوط باشد. به تازگى شيدا جليلوند با يافته هاى جديد و ترجمه لوح اكدى به همين داستان فرود «ايشتر» به زمين رسيده است.



    دكتر مزداپور، داستان اين حركت نمادين و اسطوره اى را كه بنيادى ترين نماد نوروز است، چنين شرح داده است: «ايشتر» كه همان الهه «تموز» است، شاه - دوموزى - را براى ازدواج برمى گزيند. يك روز الهه «ايشتر» به زمين مى رود، علت اين تصميم هنوز معلوم نيست، برخى حدس زده اند شايد خودش، الهه زير زمين نيز باشد. با ورود الهه به زير زمين، بارورى در روى زمين متوقف مى شود. ديگر نه درختى سبز مى شود و نه ديگر گياهى مى رويد و زندگى از جريان طبيعى مى ايستد و هيچ كس نيست كه براى معبد خدايان هديه بدهد. از اين رو خدايان از ايستايى جهان ناراحت بودند و براى پيدا كردن راه حل، جلسه اى ترتيب مى دهند و قرار مى شود نيمى از سال را - دوموزى - به زير زمين برود و وقتى دوموزى به روى زمين مى آيد، نيم ديگر سال را خواهرش كه «گشتى ننه» نام دارد به جاى برادر به زير زمين برود. وقتى دوموزى به روى زمين مى آيد، بهار مى شود و تمام مراسم نوروز هم ظاهراً و احتمالاً به دليل آمدن اوست. وقتى - دوموزى - را از زير زمين به بيرون مى فرستند، لبانش را قرمز مى كنند و دايره و تنبك و ساز و نى لبك به دستش مى دهند و اين يعنى خود حاجى فيروز. دكتر مزداپور معتقد است با ترجمه اين لوح اكدى از اسطوره حاجى فيروز رازگشايى شد.