انسان مكلف بعد از معرفت اصول دين بايد به فراگيري فروع دين و احكام عبادي، مدني و جزايي اسلام در حوزه گفتار و رفتار روزمره و مورد ابتلاي خود بپردازد و شناخت احكام دين به عنوان بايد عقلي به دو صورت قابل تصور است اول اينكه انسان تخصص در شناخت احكام ديني داشته باشد و خودش بتواند مطابق اصول و قواعد فقهي احكام شرع را استنباط كند. دوم اينكه انسان چنين تخصصي نداشته باشد و از شخص متخصص پيروي كند و احكام دين را به طور مستقيم يا غيرمستقيم از او بگيرد چنين شخصي را در فقه، مرجع تقليد فقهي مينامند و كسي كه از او پيروي ميكند مقلد ناميده ميشود و چنين كاري را تقليد مينامند. اكثر مسلمانان همين روش را عمل ميكنند بنابراين بر كساني كه تخصص در ابواب مختلف فقه ندارند لازم است از مرجع فقهي كه خبره و متخصص در مسائل شرعي و احكام فقهي است پيروي كنند. بنابراين انسان بعد از رسيدن به بلوغ بايد تقليد كند تا احكام فقهي خود را بداند و عمل كند و اولين لزومي كه برخورد ميكند شناخت احكام فقهي است كه با تقليد و استناد به فتواي يك مرجع زنده و مسئول ممكن ميشود. بيان اين نكته ضروري است كه عقل انسان تكليفكننده نيست گر چه حكم به عمل ميدهد و لزوم را ميفهماند زيرا تكليف، مربوط به قلمروي اعتبار است و اعتبار تكليف تنها در صلاحيت خداي بزرگ است. (اعتباركننده)