1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پاك شدن عين‌هاي نجس

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏2/1/13 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    عين و ذات اشياء دهگانه نجس است و هرگز ذات آنها پاك نمي‌شود مگر در اوضاعي كه شارع اسلام آنها را بيان كرده است و هر وضعيتي مناسب با يك عين نجس يا بعضي از آنها يا شامل همه اعيان نجس مي‌شود.

    1-استحاله
    وضعيت اول استحاله شدن عين نجس است استحاله به معناي تغيير طبيعت است طبيعتي كه شارع، حكم وضعي نجاست بر عين و ذات آن كرد اكنون بر اثر تحولات شيميايي به طبيعت ديگري تبديل شده است كه حكم وضعي نجاست ندارد به طور مثال سگ يا خوكي در نمك‌زار بميرد و پس از سال‌ها تبديل به نمك شود و يا اين‌كه مردار يا مدفوع يا خون در اثر گذشت زمان طولاني در سطح زمين تبديل به كود زراعي شود در اين صورت طبيعت تحول يافته به خاطر طبيعت سابق نجس نيست و اين وضعيت استحاله براي پاك كردن تمام اعيان نجس كاربرد دارد.

    2-غسل ميت
    وضعيت دوم براي ميت مسلمان است كه بدن وي نجس است ولي با غسل ميت پاك مي‌شود اين وضعيت يعني غسل دادن موجب طهارت عين نجس بدن ميت مي‌شود و چنين وضعيت خاص بدن مسلمان ميت است.

    3-اسلام كافر
    بدن كافر عين نجس است ولي با اسلام آوردن پاك مي‌شود البته نجاست‌هاي ديگري بر بدنش مانند خمر و خون نباشد. بنابراين بدن كافر با اسلام آوردن پاك مي‌شود و نيازي به شستن و غسل كردن نيست.

    4-سركه شدن شراب
    وضعيت چهارم تغيير شراب مست‌كننده به سركه است كه موجب طهارت (پاك شدن) شراب مي‌شود و چنين وضعيتي تنها براي شراب پاك‌كننده است.

    5-انتقال
    وضعيت پنجمي كه موجب طهارت است انتقال ناميده مي‌شود در اين وضعيت خون حيواني كه خون جهنده دارد و عين نجس است در اثر انتقال به بدن حيواني كه خون جهنده ندارد پاك مي‌شود به طور مثال پشه يا شپش يا كك كه خون بدن انسان را مي‌مكد و جزو بدن پشه مي‌شود پاك است ولي خوني كه زالو از بدن حيوان مي‌مكد و هنوز جزو بدن آن نشده نجس است.
    همچنين در حال مكيدن خون انسان توسط پشه اگر پشه كشته شود و معلوم باشد كه خون مربوط به انسان است، نجس است و حتي اگر معلوم نشود كه خون پشه است يا خون انسان محكوم به نجاست است. بنابراين در بعضي از حالت‌ها انتقال موجب طهارت عين نجس مي‌شود.
    نتيجه اين‌كه در وضعيت‌هاي پنجگانه، استحاله، غسل ميت، اسلام كافر، سركه شدن شراب و انتقال، عين‌هاي نجس به خاطر تغيير وضعيت به طهارت محكوم مي‌شوند در غير اين صورت عين‌هاي نجس همواره به نجاست باقي مي‌مانند و قابل تطهير نيستند.
    [h=3]راه‌ نجس شدن چيزهاي پاك و ادله اثبات آن[/h]

    غير از اعيان نجس كه آنها را شناختيم بنا به قاعده طهارت در فقه شيعه، اصل بر طهارت تمام چيزها و اشيا است، مگر اينكه به روش و طريقي اعيان نجس با چيزهاي پاك، تماس مرطوب و خيس حاصل كنند. اين تماس كه تعريف آن درفقه بيان شده است موجب حكم نجاست بر اشياي پاك مي‌‌شود و به اين اشيا در فرض محكوميت به نجاست، اعيان متنجس(نجس شده) مي‌‌گويند.
    [h=3]راه نجس شدن[/h]

    در بين مواد مادي سه گانه مايع، جامد و گاز، تنها راه نجس شدن اشياي پاك از طريق مايعات است؛ يعني اگر رطوبت يا خيس شدن و تر شدن در كار نباشد نجاست از طريق جامد و گاز منتقل نمي‌‌شود؛ بنابراين چنانچه عين نجاستي خشك باشد ولي به مايعات رواني نظير آب قليل، دوغ، گلاب، شير و... برسد تمام مايع نجس مي‌‌شود، اگر شي، مايع رواني نباشد ولي رطوبت داشته باشد همانند عسل يا روغن سفت كه روان نيست، در اين صورت هنگام تماس با عين نجس همان نقطه نجس است و مي‌‌توان از باقيمانده آن استفاده كرد.
    معيار عرفي براي روان بودن مايع اين است كه اگر مقداري از آن را برداريم بلافاصله جاي برداشته شده پر شود در غير اينصورت شي، مرطوب است و مايع روان نيست.
    بنابراين اتصال رطوبتي بين نجس و چيز پاك معيار است، لذا اگر پشه يا حشره‌اي از روي عين نجس مرطوب و خيس برخيزد و روي چيز پاك بنشيند و انسان يقين كند كه خيسي و رطوبت نجاست از طريق پاي حشره به چيز پاك رسيده است آن‌چيز پاك، نجس مي‌‌شود و اگر چنين يقيني حاصل نشود آن‌چيز پاك است.
    رطوبت و خيسي كم، همان نقطه محدود را نجس مي‌‌كند ولي اگر رطوبت، زياد و متصل باشد جاهاي ديگر در اثر سرايت نجاست، نجس مي‌‌شود.
    [h=3]ادله اثبات نجس شدن[/h]

    نجاست يك چيز از سه طريق ثابت مي‌‌شود:
    اول) انسان يقين كند كه چيزي در اثر تماس مرطوب با عين نجس محكوم به نجاست شده است؛ بنابراين ظن و شك به نجس شدن، اثبات نجاست نمي‌‌كند. توجه داشته باشد يقين، وصف نفس است كه نفس انسان يقين به نجاست مي‌‌كند.
    ب) خبر انسان راستگو از نجس شدن يك چيز كه اثبات نجاست آن را مي‌‌كند.
    ج) دو مرد عادل گواهي دهند كه چيزي نجس شده است و بنا به نظر برخي از فقها گفته يك مرد عادل نيز بنابر احتياط، اثبات نجاست مي‌‌كند.
    توجه داشته باشيم اصل در اشيا طهارت است و حكم وضعي اعتباري نجس‌العين بودن دليل شرعي مي‌‌خواهد و نجس شدن ساير اشيا در اثر تماس مرطوبي با عين نجس، يكي از ادله اثبات شرعي سه‌گانه فوق را لازم دارد.
    چنانچه چيزي نجس بوده و انسان بعدا شك كند آن چيز، پاك شده است محكوم به نجاست است اما اگر انسان يقين به طهارت چيزي داشته است و سپس شك كند آن‌چيز در يك اثر احتمالي نجس شده محكوم به طهارت است.