1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اندازه دنیای تو چقدر است؟

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏1/1/13 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    [h=2]چه کسی سزاوار گریه كیست؟[/h] اگر کمی به خود و اطرافیان خود توجه کنیم درمی‎یابیم که همگی ما به نوعی گرفتار دنیا و مشکلات بی ارزش آن هستیم و اصل را فراموش نموده‎ایم. و بسیار دیده می‎شود که بر این مشکلات گریه نیز می‎کنیم، حال آن که حتی به فکر غم‎های اصلی خود نمی‎افتیم چه برسد که گریه کنیم!
    برای خرید منزل، اتومبیل، و وسایلی از این قبیل چه نذر و نیازهایی که نمی‎کنیم، اما هیچگاه برای این که دیگر غیبت نکنیم، دروغ نگوییم، نه گریه می‎کنیم و نه پای نذری به میان می‎آید.
    گویا فراموش کرده‎ایم که برای چه هدفی به دنیا آمده‎ایم و چنان برای آن تلاش می‎کنیم که انگار تا ابد در اینجا هستیم و هیچ قصد رفتن هم نداریم.
    البته اشتباه نشود استفاده از دنیا اشکال ندارد ولی تا وقتی که وسیله‎ای برای رسیدن به کمالات و خدا باشد. اما وقتی دنیا هدف می‎شود دیگر اشکال‎دار می‎شود.
    قاعدتا از دنیا و نعمت‎ها و امکاناتش باید برای رسیدن به کمال انسانی استفاده کرد اما انگار قضیه برعکس شده چرا که خیلی‎ها برای این که به دنیای بیشتری برسند از شرع استفاده می‎کنند و با تحریف نمودن آن به خواسته‎های دنیای خود می‎رسند.
    در اینجاست که باید گفت اندازه دنیای افراد با هم متفاوت است. و اندازه دنیای هر کس به اندازه خواسته‎هایش می‎باشد و افرادی که به دنبال دنیای مادی هستند چه دنیای کوچکی دارند.
    آیة الله حسن زاده آملی در این باره می‎گوید:
    «باید به حال آنانى كه بر غم و اندوه باطنى خود و هر چیز دیگری مى‎گریند، گفته شود كه شایسته است بیشتر، بر كسى كه از نفس خود غافل است و در شهوات حقیر و پست و فرومایه‎اى كه او را به بدبختى و گمراهى مى‎كشانند فرو رفته است، گریه و زارى كنند.
    شهوات و امیالى كه طبع او را به طبع بهایم(چارپایان) مایل مى‎گردانند و از او می‎خواهند كه به این امر شریف اشتغال جوید و خالصانه به آن پرداخته، پس تا توان دارد به تزكیه و پالایش خود اقدام نماید.
    چرا که پاكى و طهر حقیقى، پاكى نفس است؛ نه پاكى ظاهرى و جسمانى. از این رو شخص عالم و حكیم میرزا، كه خداى خود را، عبدى فرمانبردار بوده، ولى بدنش به بوى بد آلوده است؛ حتى در نظر جاهلان نیز، از نادانى كه ظاهر خود را به مشك و عنبر معطر نموده است، بهتر است از فضیلت شخص ‍ متعبدی كه از دنیا و لذات پست آن دوری مى‎جوید.
    پس اى انسان جاهل! آیا نمى‎دانى كه اقامتت در این عالم همچون لحظه‎اى، سپرى خواهد شد، و آنگاه به عالم حقیقى خواهى رفت و در آن جا، جاودانه خواهى ماند؟!» ​

    6