1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آیت الله تبریزی (رحمت الله) - بخش اوّل

شروع موضوع توسط Amin_110 ‏31/12/12 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]


    [​IMG]



    ولادت و تحصیلات:

    معظم له در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز در ميان خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشودند.
    تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به آخر رساندند. ايشان به خاطر برخورداري از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طوري كه هنگام تحصيل مديران و معلمان وي، تعجب ميكردند و اعتقاد داشتند كه ايشان از نظر درك مطالب، از استعداد بالايي برخوردار است به همين جهت، همواره او را براي رسيدن به حرفه اي خاص مورد تشويق و تحسين قرار ميدادند.
    اما معظم له به خاطر علاقه زياد به مكتب غني اهل بيت (عليهم السلام) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود.
    لذا پس از سپري نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و عليرغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روي آورد و در سال 1323 در سن 18 سالگي تحصيل علوم ديني را آغاز نمود و طي چهار سال، مقدمات و مقداري از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.

    حضور در حوزه های علمیه:
    عزیمت به حوزه ی علمیه ی قم:
    استاد معظم، آيت الله تبريزي در سال 1327 شمسي شهر تبريز را ترك نمود و وارد حوزه علميه قم شد.

    ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايي علم و فقاهت و غناي حوزه وارد درس خارج اساتيدي همچون مرحوم آيت الله العظمي سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (قدس الله اسرارهما) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز گرديدند. اين افاده و استفاده 5 سال يعني تا سال 1332 شمسي طول كشيد. در طول اين مدت، 4 سال نزد آيت الله رضي زنوزي تبريزي استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله العظمي بروجردي در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايي بود كه استادشان مرحوم بروجردي (قدس سره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.
    معظم له در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند كه طلاب و فضلاء بسياري از محضر درسشان فيض ميبردند.

    عزیمت به نجف اشرف:
    استاد بزرگوار، علاقه وافري به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوي (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان علي (عليه السلام) داشتند. يكي از آرزوهاي ايشان، اين بود كه به نجف اشرف عزيمت نمايند امّا به خاطر فقدان امكانات و وجود مشكلات، آرزويي دور مينمود ولي ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود كه از هر فرصتي براي اين كار استفاده مينمود. معظم له روزي در محضر علماء و بعضي از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند كه بحثي علمي پيش ميآيد و تنها كسي كه به خوبي از عهده جواب برآمدند ايشان بودند كه باعث خوشحالي جمع ميشود و از ذكاوت و هوش ايشان متعجب ميگردند. در اين ميان شخص تاجري (حاج يعقوب ايپكچي) كه فردي متدين و علاقمند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد ميخواهد كه قدري صبر كند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت ميپردازد و از ايشان ميخواهد تا اگر خواسته اي دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ ميدهند: كه "من خيلي علاقه دارم براي ادامه درس و بحث به نجف بروم ولي به دليل فقدان امكانات نميتوانم". آن شخص، امكانات و خرج سفر ايشان را فراهم ميكند و استاد عزيز ما، حضرت آيت الله العظمي تبريزي بعد از گذشت 5 سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال 1332 شمسي جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت نمودند و تا سالها نيز بدون اينكه از شهريه و وجوهات استفاده كنند با امكانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداختند. حضرت استاد، در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عاليمقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چيني پرداختند. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادي شيرازي (رحمه الله) و مرحوم آيت الله العظمي خوئي (رحمه الله) استفاده كردند و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب كرد به طوري كه به شوراي استفتاء معظم له دعوت شدند. در آن روزگار، حوزه هاي درس نجف اشرف در اوج شكوفائي و شور و نشاط بود. لذا معظم له با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتي كه فراهم آمده بود كمال استفاده را نمودند تا به مدارج عالي علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمدند.
    استاد عزيز در ابتداي ورود به نجف اشرف، حجره اي در مدرسه قوام السلطنه شيرازي تهيه كردند و مشغول تدريس مكاسب و كفايه در مسجد خضراء و عمران شدند و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده ميگرديد تا جايي كه عده زيادي از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاي آنان، درس خارج استاد تشكيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (عليهم السلام) بهره مند گردانيدند.
    هنگامي كه استاد بزرگوار به نجف مشرف شدند، در حجره آيت الله العظمي شهيد ميرزا علي غروي (رحمه الله) در مدرسه خليلي مهمان شدند سپس حجره اي در مدرسه قوام نزديك مسجد طوسي در اختيار معظم له قرار دادند و از ابتداي امر، استاد در درس امام خوئي (رحمه الله) شركت ميكردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود كه در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و استاد بزرگوار بعد از اشكال در قسمتي از درس، بحثي با استاد خود سيد الخوئي (رحمه الله) ميكنند و فرداي آن روز سيد الخوئي از يكي از نزديكان درسشان بنام آقاي توحيدي تبريزي سؤال ميكند اين آقا كيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئي (رحمه الله) فرموده بودند اين شخص آينده درخشاني دارد! و حضرت استاد همزمان با وفات سيد الحكيم به تدريس خارج فقه بر طبق مكاسب و همچنين اصول از اول دوره ميپردازند. و بعد از اطلاع سيد الخوئي از شروع درس خارج ايشان به استادمان تبريك ميگويد و مرحوم آقاي مشكيني هنگامي كه در نجف بودند از سيد الخوئي در خصوص استاد بزرگوار سؤال كردند كه سيد الخوئي در جواب ميفرمايد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.
    حضرت آيت الله العظمي تبريزي (دام عزه) را ميتوان يكي از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله العظمي خوئي (رحمه الله) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادشان بودند و در اغلب جلسات علمي خصوصي استادشان نيز شركت مينمودند و در بحثها و درسها با طرح اشكالات و مطرح كردن فروعات، بر بار علمي محفل ميافزودند. معظم له طرف مشورت آيت الله خوئي (رحمه الله) بودند و از اصحاب استفتاء به شمار ميرفتند و در سفرهايي مثل كوفه و كربلا، نيز ملازم استادشان بودند. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احكام و مسائل ديني مردم نيز غافل نبودند و در ايام تبليغي و فرصتهاي مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف ميبردند و به تبليغ احكام الله ميپرداختند و از آنجا كه گفتارشان با عمل آميخته بوده است اين تلاشها، اثر بسيار مطلوبي را به جاي گذارده است كه ميتوان گفت ناشي از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و ميتوان ادعا نمود كه ايشان موجب پايه گذاري تشيع در منطقه اي از كركوك عراق بوده اند به طوري كه اكثر مردم آن مناطق بواسطه آشنايي با ايشان به مكتب غني اهل بيت (عليهم السلام) روي آوردند.


    [​IMG]


    انشالله ادامه دارد...

     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : آیت الله تبریزی (رحمت الله) - بخش دوّم

    [​IMG]

    بازگشت به ایران:

    حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ جواد تبريزي پس از گذشت 23 سال حضور دائم و فعال و جدّي در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال 1355 شمسي به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن علي (عليهما السلام) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شدند.
    پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليتهاي خود را از سر گرفتند و هم اكنون، ايشان همچنان از تمامي وقت خود در مسير تحقيق و تأليف و بحث و تدريس و تربيت شاگردان استفاده مينمايند. معظم له در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامي تحويل داده اند و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكي از شلوغترين حوزه هاي درسي بوده است و فعلاً نيز درس خارج فقه ايشان كه صبحها در مسجد اعظم قم برگزار ميگردد يكي از پر رونق ترين درسهاي حوزه است. حضرت استاد در بيان مطالب بسيار دقيق و نكته پردازند و به خاطر آنكه واقعاً درسي مجتهد پرور است فضلايي قوي را به خود جلب كرده است.

    روحیات و نکات برجسته ی اخلاقی:
    به اعتراف همگان، استاد داراي روحيات و نكاتي است درس آموز و جالب كه هر طالبي را به خود جلب ميكند و محبتش را در دل او ميافكند. گرچه بايد گفت نميتوان تمام ويژگيها را بيان كرد، چرا كه بسياري از آنها از امور باطني و قلبي است و از ديد ما پنهان، اما چند ويژگي را به عنوان نمونه متذكر ميشويم:

    تواضع و فرتنی شدید:
    ايشان با اينكه از نظر علمي و عملي استادي برجسته و بزرگوارند ولي در عين حال با عموم افراد بخصوص شاگردان خود با كمال تواضع، برخوردي پدرانه دارند. هيچگاه ديده نشده است كه در پاسخ به اشكال كسي، او را بكوبند يا از دادن پاسخ، شانه خالي كنند بلكه با گفتن "من در خدمت شما هستم" او را به نقد و اشكال تشويق ميكنند. خلاصه آنكه بين استاد و شاگردانش روابطي عاطفي حكمفرماست و اگر وقت داشته باشند گاهي به منزل شاگرد خود نيز ميروند و اگر خبر پيدا كنند كه يكي از آنها مشكل دارد در صدد رفع مشكل برميآيند و از هر گونه مساعدتي دريغ نميورزند و متقابلاً شاگردان هم با شناختي كه از استاد دارند، وي را الگوي اخلاقي و پدر خود ميدانند. استاد با كمال تواضع، هر روزه حتي روزهاي تعطيل و جمعه تا نزديك ظهر در منزل جوابگوي مسائل علمي طلاب و فضلاء ميباشند.


    [​IMG]

    بی توجهی به ظواهر دنیوی:
    ايشان با اينكه در اين موقعيت، ميتوانند از امكانات بسياري استفاده نمايند اما در عين حال از كمترين آن بهره ميبرند و از نظر منزل و امكانات رفاهي به اقل ضرورت اكتفا مينمايند و كمترين بهره شخصي را از وجوهات و سهم مبارك امام (عليه السلام) ميبرند. حتي از اينكه با وجوهات به زيارت ثامن الائمه حضرت رضا (عليه السلام) مشرف شوند امتناع دارند. معظم له مايل به هيچگونه تشريفات و تجملات و نام و عنواني نيستند و به جرأت ميتوان گفت، خود ايشان قدمي براي مطرح شدن و مرجعيت برنداشته اند. رضايت به انتشار عكس خود ندادند و حاضر به مصاحبه در مورد معرفي خودشان و بيان زندگي خود نشدند كه به عنوان مثال، براي تهيه اين زندگينامه بارها به ايشان مراجعه گرديد ولي قبول نفرمودند.
    مكرراً از مناطق مختلف داخل و خارج از كشور جهت مصاحبه و معرفي ايشان و درج در مجلات و روزنامه ها مراجعه مينمايند اما ايشان حاضر نيستند وقت خود را صرف اين كارها نمايند و ميگويند "من معذور هستم". بدون هيچ تكلفي، پياده هر روز به درس ميروند و به منزل باز ميگردند و گاه، مسافت طولاني را پياده طي مينمايند با اينكه حدود 20 سال است معظم له صاحب رساله توضيح المسائل هستند و به معني واقعي مجتهد و مرجعي قوّي و دقيق ميباشند، ولي هيچگاه در پي تبليغ از خود نبوده و نيستند و قلباً هم مايل به تعريف و تمجيد و تبليغ ديگران نميباشند. در مصرف نمودن سهم مبارك امام (عليه السلام) دقت كافي را به خرج ميدهند تا بجا صرف گردد. ساليان دراز است كه ايشان در فصل تابستان و گرماي طاقت فرساي قم، همچنان در منزل به سر ميبرده اند و از رفتن به جاهاي خنك امتناع داشته اند همانگونه كه در ايام جنگ تحميلي و موشك باران شهر مقدس قم نيز ايشان حاضر به ترك منزل و شهر نشدند و ميفرمودند:
    "چرا بايد عده اي زير موشك باشند و ما راحت باشيم؟" زماني كه اين شهر مقدس مورد هجوم وحشيانه موشكها و هواپيماهاي دشمن قرار گرفته بود، چندين بار مقارن برگذاري درس معظم له، اين حملات انجام گرفت ولي ايشان كرسي درس را ترك ننموده و در همان حال، به تدريس ادامه دادند.
    هنگامي كه مسئولين شهر از حضور ايشان در شهر قم (با وجود بمباران شديد و خالي شدن شهر) مطلع شدند تصميم گرفتند كه سنگرهايي از پيش ساخته شده را به بيت ايشان منتقل نمايند كه معظم له موافقت ننمودند.
    بارها مشاهده شد كه در هنگام حمله رزمندگان اسلام بر كفر، مشغول دعاي توسل هستند و طبق نقل نزديكانشان، در آن موقعيت، حال استاد به گونه اي منقلب بود كه كسي جرأت نميكرد با ايشان سخن بگويد. علاقه ايشان به رزمندگان، فوق العاده بود و در محافل مختلف از آنها به عنوان بهترين انسانهاي روي زمين نام ميبردند. لذا با توصيه ايشان، تعداد زيادي از شاگردانشان در جبهه هاي نور عليه ظلمت شركت جستند و عده اي نيز به فيض شهادت نائل آمدند.
    در يكي از سالهاي جنگ تحميلي قبل از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، در آخرين روز درس، سخنراني مهمّي ايراد فرمودند كه سوابق كثيف صدام و حزب بعث و اهداف آنها را بيشتر روشن نمود و همان زمان از صداي جمهوري اسلامي پخش گرديد و تأثير بسزايي هم بر جاي گذاشت.


    [​IMG]

    انشالله ادامه دارد...




     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/12
    ارسال ها:
    2,080
    تشکر شده:
    8,596
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : آیت الله تبریزی (رحمت الله) - پایان

    [​IMG]

    خضوع و خشوع در عبادت:

    معظم له در نماز و ساير عبادات، خضوعي خاص دارند همانطور كه در هنام ذكر مصائب اهل بيت (عليهم السلام) مخصوصاً حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) نيز حال خوشي دارند و باران اشك از ديده هايشان روان است. بسيار رقيق القلب و سريع البكاء ميباشند. در تمام ايام سوگواري و پنجشنبه هر هفته در منزل، اقامه عزا مينمايند كه اين مجالس از معنويت خاصي برخوردار است.


    [​IMG]

    علاقه و اشتیاق شدید به تحقیق و تدریس:
    يكي از ويژگيها و امتيازات ايشان كه ميتوان گفت كم نظير است، جديت و تلاش بيوقفه اي است كه همگان را به تعجب وا ميدارد. اين خصيصه از بدو تحصيل و سالياني دراز قبل، در ايشان به چشم ميخورده است. اهل منزل بارها در دوران تحصيل و تدريس اشان، مشاهده كرده اند كه استاد شبانگاه به مطالعه پرداخته اند و با صداي مؤذن كه اذان صبح را مي گفته است سر از كتاب و قلم برداشته اند.
    هم دوره ايهاي معظم له ميگويند: "همواره استاد در حال مطالعه بودند و هيچگاه در جلسات و مهمانيها شركت نميكردند بلكه وقتشان منحصراً صرف امور علمي ميگشت، چه در نجف و چه قبل از آن كه در قم و در حجره بودند." خود ايشان گاهي ميفرمودند:
    "من چهل سال است كه معناي تعطيلي را نفهميده ام."
    اين مرجع عاليقدر در اين سن، حاضر نيستند كه لحظه اي را هدر دهند و تمام ساعات عمرشان وقف تلاش علمي است و اين سيره ي تمام مدت حياتشان ميباشد. همانگونه كه در نجف اشرف از رفتن به هر گونه مجلس و برنامه اي خودداري ميورزيدند و حتي بعد از درس چهارشنبه، گاهي تا شنبه از منزل بيرون نميآمدند و مشغول نوشتن و تحقيق بودند. اكنون نيز با همان روحيه سرشار، به فضل الهي و توجهات امام عصر (عج) مشغول امور علمي هستند و تا چندي پيش علاوه بر دو درس خارج فقه و اصول كه عمومي ميباشد درس خارج فقهي نيز در منزل داشتند كه فضلاء را از محضرشان بهره مند مينمودند اين درس در گذشته حتي روزهاي تعطيل و جمعه ها و ايام وفيات و تابستان برگزار ميشد افزون بر اين، ساعاتي را نيز به پاسخ استفتائات ميپردازند و وقت ديگري را براي بحث و پاسخگوئي طلاب اختصاص داده اند و بقيه اوقات را به تحقيق و تأليف مباحث علمي رجال و فقه و اصول ميگذرانند. و در حقيقت تمام شبانه روز (به استثناي ساعاتي اندك و كوتاه) در خدمت اسلام و مسلمين ميباشند و ساعات استراحت و خواب بسيار كمي دارند و از غالب مواهب چشم پوشيده اند تا حداكثر بهره را از عمر شريفشان داشته باشند.

    نظم:
    يكي از خصوصيات و اوصاف سازنده اي كه در موفقيت استاد عزيز (حفظه الله) نقش اساسي داشته است، نظم و برنامه ريزي دقيق ايشان است كه در طول عمر پر بركت وي همواره مورد عمل بوده است به طوري كه تمام كارهايشان داراي وقت مخصوص و معين است و هيچگاه مشاهده نشده است كه وقت خود را صرف امور خارج از برنامه ي علمي و درسي نمايند و از اين طريق، كمال استفاده را از اوقات خود مينمايند.


    [​IMG]

    خداوند رحمتشان کند...
    انشالله مورد شفاعت ایشان قرار بگیریم...

    پایان
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.