1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پالایش سه گانه

شروع موضوع توسط Stalin ‏29/12/12 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    سقراط

    در يونان باستان، سقراط به دانش زيادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی يكی از آشنايانش، فيلسوف بزرگ را ديد و گفت:

    ”سقراط، آيا می دانی من چه چيزی درباره دوستت شنيدم؟“

    سقراط جواب داد: ”يك لحظه صبر كن، قبل از اينكه چيزی به من بگويی، مايلم كه از يك آزمون كوچك بگذری. اين آزمون، پالايش سه گانه نام دارد.“

    آشنای سقراط: ”پالايش سه گانه؟“

    سقراط: ”درست است، قبل از اينكه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است كه چند لحظه وقت صرف كنيم و ببينيم كه چه می خواهی بگويی. اولين مرحله پالايش حقيقت است. آيا تو كاملا مطمئن هستی كه آنچه كه درباره دوستم می خواهی به من بگويی حقيقت است؟“

    آشنای سقراط: ”نه، در واقع من فقط آن را شنيده ام و...“

    سقراط: ”بسيار خوب، پس تو واقعا نمی دانی كه آن حقيقت دارد يا خير. حالا بيا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالايش خوبی. آيا آنچه كه درباره دوستم می خواهی به من بگويی، چيز خوبی است؟“

    آشنای سقراط: ”نه، برعكس...“

    سقراط: ” پس تو می خواهی چيز بدی را درباره او بگويی، اما مطمئن هم نيستی كه حقيقت داشته باشد. با اين وجود ممكن است كه تو از آزمون عبور كنی، زيرا هنوز يك سوال ديگر باقی مانده است: مرحله پالايش سودمندی. آيا آنچه كه درباره دوستم می خواهی به من بگويی، برای من سودمند است؟“

    آشنای سقراط: ” نه، نه حقيقتا.“

    سقراط نتيجه گيری كرد: ”بسيار خوب، اگر آنچه كه می خواهی بگويی، نه حقيقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا می خواهی به من بگويی؟“

    اينچنين است كه سقراط فيلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والايی رسيده بود.

    اين همچنين توضيح می دهد كه چرا سقراط هيچوقت به ارتباط بهترين دوستش با همسرش پی نبرد.