روش جديد کشیشان برای جلوگیری از ایدز بنابراین گزارش، بیشتر این کشورها کشورهای آفریقایی هستند. کشیشها در کلیساهای کاتولیک مجبور به تجردند و تا پیش از این دست به برقراری رابطه با فواحش میزدند اما اکنون برای جلوگیری از ابتلا به ایدز، به سوءاستفاده جنسی از راهبههایی رو آوردهاند که به عنوان تارک دنیا وارد این کلیساها میشوند! کلیسای کاتولیک رم اعلام کرد؛ در 23 کشور جهان کشیشان کلیساهای کاتولیک از راهبههایی که به عنوان تارک دنیا وارد این کلیساها میشوند، سوءاستفاده جنسی میکنند. به گزارش شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آمریکایی آلترنت، کلیسای کاتولیک رم اعلام کرد که در 23 کشور جهان کشیشان کلیساهای کاتولیک از راهبههایی که به عنوان تارک دنیا وارد این کلیساها میشوند، سوءاستفاده جنسی میکنند. بنابراین گزارش، بیشتر این کشورها کشورهای آفریقایی هستند. کشیشها در کلیساهای کاتولیک مجبور به تجردند و تا پیش از این دست به برقراری رابطه با فواحش میزدند اما اکنون برای جلوگیری از ابتلا به ایدز، به سوءاستفاده جنسی از راهبههایی رو آوردهاند که به عنوان تارک دنیا وارد این کلیساها میشوند! این گزارش حاکی است که کشیشان به ویژه در کشورهای جهان سوم به شکل گستردهای از نفوذ مالی و قدرت خود استفاده میکنند تا راهبهها را مجبور به تندادن به سوءاستفاده جنسی کنند. حتی در برخی موارد این روابط نامشروع منجر سقط جنین شده که از دیگر اعمال تحریم شده در دین مسیحیت است.
اعتراف به گناه در آیین مسیح رسالت پیامبران عهد عتیق این بود که در مردم احساس گناهکارى و پذیرش جرم خود را به صورت شخصى یا جمعى بیدار کنند. پیش از ویران شدن معبد اورشلیم در سال ۷۰، قبل از آمرزش گناه در روز کفّاره (یوم کیپور)، اعتراف جمعى به گناه صورت مى گرفت (لاویان ۱۶:۲۱) اما از هنگام تخریب معبد، روز آمرزش همچنان در اورشلیم به عنوان روز دعا، روزه و اعتراف ادامه یافته است. در عهد جدید، پیشاپیش رسالتِ عمومى عیسى، یحیاى معمدان قرار داشت که تعمیدهاى او با اعتراف عمومى به گناهان توام بود. رسم اعترافِ مفصل نزد اسقف یا کشیش تقریباً از اوایل تاریخ کلیسا آغاز شد. در کلیساى روم در قرن پنجم، این سنت عبارت بود از شنیدن اعترافات در آغاز روزه و آشتى دادن افراد توبه کار در پنج شنبه مقدس به تدریج رسم آشتى دادن یا بخشودن گناهکاران بلافاصله پس از اعتراف و پیش از تحقق توبه مورد توجه قرار گرفت. در پایان قرن یازدهم، تنها گناهکاران رسوا و بدنام در روز پنج شنبه مقدس آشتى داده مى شدند. اغلب چنین بود که اعتراف به جرم گناهان شدید تا آستانه مرگ به تأخیر مى افتاد. براى تصحیح این رویه نادرست، چهارمین شوراى لاتران (۱۲۱۵) قانونى را وضع کرد که بر اساس آن، هر مسیحى باید سالى یک بار نزد کشیش اعتراف کند. بر اساس تعالیم کلیساى کاتولیک روم آیین اعتراف یکى از آیین هاى مقدس است که مسیح پایه گذار آن بوده و اعتراف به همه گناهان بزرگ که بعد از تعمید صورت گرفته ضرورى است. آموزه کلیساهاى ارتدوکس شرق در باره اعتراف با آموزه کلیساى کاتولیک روم یکسان است. اغلب پروتستان ها اعتراف کلى به گناهان و بخشودگى در مراسم عشاى ربانى را براى شام خداوند کافى مى دانند. به عقیده بسیارى از لوترى ها، اعتراف و برائت شخصى از نهضت اصلاحات دینى (Reformation) جان سالم به در برد، اما سرانجام بیشتر اعضاى آن از آن روى تافتند. ژان کالون نیز به ارزش اعتراف و برائت شخصى براى آنان که آگاهانه دچار این مشکل شده اند، اذعان داشت اما منکر این بود که اعتراف کردن یکى از آیین ها باشد یا آن که براى مغفرت گناهان ضرورى باشد. در بعضى از کلیساهاى پنجاهه گرا و بنیادگرا، اعتراف به گناه بخش مهمى از مراسم عبادى است. بسیارى از پروتستان ها اعتراف محرمانه یا شخصى را غیرمنطبق با کتاب مقدس مى دانند و اعترافى را که آیین پنداشته شده، مبتنى بر کتاب مقدس نمى دانند. این پروتستان ها بر این تأکید دارند که تنها خدا مى تواند گناهان را ببخشاید.
حقوق زن در مسيحيت شعار مسيحيان معتدل در حقوق زن اين است كه حقوق مرد و زن با يكديگر برابر است. در مقابل اين اقليت دو گروه ديگر قرار دارد. به عبارت ديگر بقيه مسيحيان يا در زمره كساني هستند كه حقوق زن را برتر از مرد مي شمارند و عقده هايشان را در قالب كنوانسيون هاي فيمينيستي گشايش مي دهند ، يا در زمره كساني هستند كه مرد را برتر از زن مي دانند و چشمشان را بر ظلم ها و تحقير هايي كه به زنان وارد مي شود مي بندند. اين مسيحيان بر اسلام مي تازند كه دين اسلام حقوق و جايگاه زن را محترم نشمرده است. آيا واقعا اين گونه است؟ آيا اسلام كه در حق زن و مرد قائل به تفاوت است نه تساوي ، ظلم كرده است؟ فرض كنيد دو كودك نزد شما هستند . يكي فوق العاده گرسنه است و ديگري فوق العاده سير اما تشنه . آيا اگر كسي بيايد و بگويد به هر دو به يك اندازه غذا بدهيد ، حقوق آنها را محترم شمرده است؟ ايا اگر ديگري بيايد بگويد غذا را رها كن. به هر دوي آنها به يك اندازه آب بده. آيا اين هم جايگاه و حقوق آن ها را مراعات كرده است ؟ يا اين كه نفر سوم بيايد و بگويد به گرسنه غذا بدهيد و به تشنه آب؟ اميدوارم پاسخ مناسب را خودتان دريافته باشيد. در مسيحيت وقتي كه مي خواهند بگويند زن ارزشمند است ، به آيه زير از كتاب مقدس استناد مي كنند: از همين رو پيوسته به وضعيت حقوق زن در اديان مختلف اعتراض مي كنند و در حالي كه آگاهي كافي ندارند به نقد حقوق زن در اسلام مي پردازند. اين در حالي است كه پاسخ شايسته و در خوري را در قبال سوالات زير از ايمانداران مسيحي نديديم. اگر شما به حكم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستيد ، پس چرا اجازه نمي دهيد ، زنان حائض وارد هيكل شوند؟ اگر به حكم نفاس معترضيد ، پس چرا معتقديد اگر زني فرزند پسر به دنيا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنيا آورد تا دو هفته؟ لاويان 12 : « 1 و يهُوَه موسي را خطاب كرده گفت: 2 “بني اسرائيل را خطاب كرده بگو: چون زني آبستن شده پسر نرينه اي بزايد آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ايام طَمث حيضش نجس باشد. 3 و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. 4 و سي و سه روز در خون تطهير خود بماند و هيچ چيز مقدس را لمس ننمايد و به مكان مقدس داخل نشود تا ايام طُهرش تمام شود. 5 و اگر دختري بزايد دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهير خود بماند. » اولا چرا زن بايد نجس باشد. ثانيا چرا براي فرزند دختر اين نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟ كتاب مقدس از 66 سفر تشكيل شده است كه به اذعان نويسندگان و پژوهشگران مسيحي همه اين اسفار توسط نويسندگان مرد نوشته شده است. شما كه به حقوق زن در اسلام ايراد مي گيريد ، پس چرا خداوند حتي يك زن را هم به عنوان نويسنده حتي يك بخش كوتاه و مختصر از يكي از اسفار برنگزيده است؟! چرا حتي به يكي از زنان سبط لاوي اجازه نداده است تا كهانت و خدمت در خيمه اجتماع در هيكل (درعهد قديم) را بر عهده بگيرد؟! چرا خداوند از ميان دوازده رسول و حواري مسيح عليه السلام حتي يك نفر زن هم برنگزيده و همه حواريون مسيح مرد هستند؟! از اين دوازده نفر گذشته ، چرا در آن هفتاد رسولي كه خداوند فرستاد ، حتي نشنيده ايم يك نفرشان زن باشد؟! چرا در اعمال رسولان فصل 6 آيه سه آمده است : اي برادران هفت مرد نيكنام و پر از و حكمت را از ميان خود انتخاب كنيد تا ايشان را بر اين مهم بگماريم؟ چرا نگفته است هفت زن؟ يا حتي يك زن؟چرا همه بايد مرد باشند؟! مگر دليل انتخاب اين هفت مرد خدمت به بيوه زنان نبوده است (بيوهزنان ايشان در خدمت يوميه بيبهره ميماندند)؟ خوب در اينجا چه فلسفه اي وجود داشته است كه به بيوه زنان بايد مردان خدمت كنند نه زنان ؟! در نامه پولس به قرنتيان (اول قرنتيان فصل 15)، براي اثبات قيام مسيح نام مردان بسياري آورده مي شود كه در ميان آنها حتي يك زن هم نيست . اين نياوردن نام يك زنان در ميان اسامي كه گفتيم ، قطعا به دليل خاصي بوده است . چرا كه اولين كسي كه شاهد قيام مسيح بود ، مريم بود و او بود كه نخستين بشارت به قيام را اعلام كرد. اما چرا نام وي از ليست شاهدان قيام مسيح حذف شده است؟ ايا اين يك دليل آشكار بر ناديده گرفتن جايگاه زن در مسيحيت نيست؟ در كليساي اوليه به تفصيلي كه در نامه هاي اول تيموتاوس و تيطس آمده است، روي سخن با اسقف ها و شماسان مرد است و در اين ميان از زنان اسقف و شماس خبري نيست؟! كما اين كه در عهد جديد ما اصلا نامي از زنان بشارت دهنده يا شبان يا معلم به همان معناي عامي كه در عهد جديد است ، نمي بينيم. در هيچ جايي از عهد جديد نام زني نيامده است كه به دست او معجزه اي رخ داده باشد. در حالي كه در قرآن كريم در مورد حضرت مريم عليها سلام آمده است: درد زايمان او را به کنار تنه درخت خرمايي کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «اي کاش پيش از اين مرده بودم، و بکلّي فراموش ميشدم!» ناگهان از طرف پايين پايش او را صدا زد که: «غمگين مباش! پروردگارت زير پاي تو چشمه آبي (گوارا) قرار داده است! و اين تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهاي بر تو فرو ميريزد! در مكاشفه يوحنا سخن از دو شاهد نبي مرد است نه دو شاهد زن يا يكي زن و ديگري مرد. 27 .. همة شما كه در مسيح تعميد يافتيد مسيح را در برگرفتيد. 28 هيچ ممكن نيست كه يهود باشد يا يوناني و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زيرا كه همة شما در مسيح عيسي يك ميباشيد(غلا 3 : 28).
کلیسای بیت لحم (اصفهان) کلیسای بیت لحم یکی از کلیساهای نسبتاً بزرگ شهر اصفهان است. این کلیسا در محله جلفا و در نزدیکی چهارراه توحید قرار گرفته و در حال حاضر خیابان نظر شرقی از مجاور آن عبور میکند. کلیسای بیت لحم بسیار نزدیک به کلیسای هاکوپ و کلیسای مریم مقدس و در شمال این دو کلیسا قراردارد. کلیسای بیت لحم در زمان حکومت صفویه و توسط شخصی به نام خواجه پطرس ولیجانیان ساختهشده است.خیابانی در محله جلفای اصفهان هم به نام خواجه پطرس نامگذاری شدهاست. کتابی به نام «نگارنامه و راهنمای کلیسای بیت لحم جلفای اصفهان» درباره این کلیسا به چاپ رسیدهاست.
کلیسای ارامنه شیراز کلیسای مریم مقدس از کلیساهای شیراز است که به سال ۱۶۶۲ میلادی (۱۰۷۲ هجری) قبل از سلطنت شاه عباس دوم بنا شدهاست و تا به امروز باقی ماندهاست. این کلیسا نزدیک مسجد مشیر، جنب بازارچه ارامنه واقع شدهاست. تالار نماز خانه آن یکی از بناهای ظریف باستانی و هنری قرن هفدهم است که به وسیله هنرمندان ارمنی و مسلمان شیراز ساخته شدهاست. به طوری که ارامنه شیراز اظهار میدارند پنج قطعه قالی گران بها نظیر همان پنج مجلس نقاشی سقف، در همان زمان بافته شده و کف نمازخانه را مفروش میساختهاست. طبق اظهار یکی از اعضای هیأت امنای ارامنه شیراز هنگامی که «مارتیروس سرکیس» تصدی این کلیسا را عهده دار بود، پنج قطعه فرش نفیس مزبور مفقود شدهاست و احتمالاً این فرشهای گران بها را به انگلیسیها فروختهاند. در تالار کلیسا گچبریهایی که میتوان آن را از شاهکارهای قرن یازدهم دانست؛ وجود دارد. از همه مهم تر این که از داخل تالار و نمازگاه سقف نقاشی و گچبری شده و گنبدی شکل است. حال آن که از خارج و در روی پشت بام اثری از گنبد مدور و گنبدی شکل دیده نمیشود. پشت بام تالار نمازگاه چهارگوش است و بدینوسیله هر گونه اثری که حکایت از کلیسا بکند از خارج حتی از روی پشت بامهای مجاور دیده نمیشود.
کلیسای گئورگ کلیسای گئورگ، یا کلیسای جرجیس مقدس (Saint George)، کلیسای کوچکی در شهر اصفهان است. در بعضی از تارنماها نام کلیسا «گورک» ذکرشدهاست که احتمالاً به دلیل تفاوت در تلفظ نام در گویش محلی است. این کلیسا در سال ۱۶۱۱ میلادی برابر با ۹۹۰ خورشیدی در زمان حکومت شاه عباس کبیر توسط یکی از تجار به نام «خواجه نظر» ساختهشد.[۱] سنگهای زیربنای این کلیسا از از یک کلیسای قدیمی در ارمنستان به اصفهان آوردهشدهاند. خیابانی در اصفهان به نام «نظر» نامگذاری شدهاست و کلیسای گئورگ در نزدیکی این خیابان (تقاطع خیابان نظر و خیابان حکیم نظامی) در محله جلفا قرارگرفتهاست. به گزارش رادیو فردا، در اسفند ماه سال ۱۳۸۰ آتشسوزی در اطاقک ورودی کلیسا که محل روشن کردن شمع است رخ داد که باعث نابودشدن درهای تارومی و آثار هنری شد ولی به ساختمان کلیسا آسیبی نرسید.
کلیسای هاکوپ کلیسای هاکوپ، یا کلیسای یعقوب مقدس، قدیمیترین کلیسای شهر اصفهان است. این کلیسا در محله جلفا قرار گرفته و در حال حاضر خیابان توحید از مجاور آن عبور میکند. سال ساخت این کلیسا ۱۶۰۶ میلادی است در سال ۱۶۱۳ میلادی در اطراف این کلیسا، ساختمان کلیسای مریم مقدس را ساختهاند و در حال حاضر کلیسای هاکوپ در داخل کلیسای مریم مقدس و در ضلع شمالی آن قرار دارد.
کلیسای مریم مقدس (اصفهان) کلیسای مریم مقدس در محله جلفا است و در حال حاضر خیابان توحید از مجاور آن عبور میکند. این کلیسا دومین کلیسای قدیمی شهر اصفهان است و در سال ۱۶۱۳ میلادی در زمان حکومت صفویه توسط یکی از تاجران آن دوران به نام خواجه آودیک ساخته شدهاست. قدیمیترین کلیسای شهر اصفهان، کلیسای هاکوپ، در داخل کلیسای مریم مقدس (در ضلع شمالی) قرارگرفتهاست.
کلیسای مریم مقدس (اردبیل) باوجودیکه به دلیل قرار گرفتن اردبیل در مسیر جاده ابریشم، این شهر از دیرباز محل آمد و شد بازرگانان و گردشگرانی از ادیان مختلف بوده، اما ارتباط این شهر با مسیحیت به ادوار بسیار طولانی برمی گردد. در کتاب هایسماوورک، کتاب ادعیه مشهور ارامنه، دو اشاره و روایت در مورد اردبیل ذکر شدهاست. روایت اول در مورد مرگ اسقف ایرانی به نام آبراهام و اشاره دوم در مورد کشتهشدن اسقف دیگر ایرانی به نام آنانیا است: کشتهشدن اسقف آنانیای ایرانی اسقف آنانیای ایرانی با ورودش به شهر اردویل شروع به سرزنش زرتشتیان نمود(آنان آتش را محترم میشمرند ولی نمیپرستند) و آنانرا به خداشناسی و ایمان آوردن به مسیح دعوت نمود. اهل شهر او را گرفته و آنقدر شلاق زدند که همه گمان کردند که او زیر ضربههای شلاق جان دادهاست به همین سبب جسد بی جان آنانیا را به گوشهای انداختند. اما پس از گذشت مدتی آنانیا باز به هوش آمد و باز هم از خداشناسی و دیت مسیحیت سخن گفت و در همان حال درگذشت. مهاجرت ارامنه به اردبیل در اواسط قرن نوزدهم، ارامنه تبریز به اردبیل مهاجرت کردند و در آنجا سکونت گزیدند. این عده از ارامنه صاحب مال و مکنت نبودند ولی در مقایسه با ارامنه سایر نقاط ایران از رفاه بیشتری برخوردار بودند. تعدادی از آنان صنعتگر بودند و بقیه نمایندگی تجارتخانههای مختلفی را به عهده داشتند و در میان مسلمانان اردبیل از جایگاه خوبی برخودار بودند. در فاصله سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۰ میلادی، خاچاطور شهبازیان، عمده التجار ارامنه در اردبیل، روابط تجاری با روسیه را عهده دار بود و با تدبیر و متانت با مردم شهر برخورد میکرد. به همین جهت اهالی مسلمان و غیر مسلمان شهر اردبیل از او رضایت داشته و از نیک نفسی او بهره مند میشدند. ارامنه اردبیل با کمک خاچاطور شهبازیان صاحب کلیسا و مدرسه شدند و اگر چه این آثار کوچک هستند اما تا کنون موجودیت و اهمیت خود را حفظ کرده اند(جامعی ۱۳۷۹). اگر چه ارامنه اردبیل در مورد تحصیل و شیوههای آموزشی نظریات اشتباهی داشتند و به همین دلیل بدون اطلاع از شیوههای جدید آموزشی مدرسههای خود را با شیوه قدیمی اداره میکردند، با این وجود ارزش تحصیل را درک کردهاند و با تلاش دسته جمعی در نگهداری مدرسه و کلیسای خود کوشا بودهاند. گاهگاهی در صحنه مدرسه نمایشنامههایی ترتیب میدادند و برای کشیش، معلم، سلمانی، حمامی حقوق جداگانه پرداخت میکردهاند. از آنجا که در جمعیت ارامنه اردبیل تعداد دختر از پسر بیشتر است بیشتر شاگردان مدرسه ارامنه را دختران تشکیل میدادند. تا زمانیکه راه آهن روسیه به تبریز امتداد پیدا نکرده بود زندگی ارامنه در اردبیل ادامه داشت اما به محض اینکه سیستم مواصلات و مراودات با خارج تغییر پیدا کرد جامعه ارامنه اردبیل به تدریج تقلیل یافت و بیشتر آنان به تبریز مهاجرت کردند زیرا مهمترین عامل وابستگی ارامنه به اردبیل امتداد راه تجاری تبریز-باکو بود و ادامه بهره برداری از این راه تجاری عامل مشوقی بود تا ارامنه در اردبیل به زندگی خود ادامه دهند و بتوانند محرومیتهای اجتماعی، قومی و مذهبی خود را با دوری از همکیشانشان که در تبریز تعدادشان بیشتر بود تحمل کنند(جامعی ۱۳۷۹). کلیسای اردبیل در سال ۱۸۷۶ میلادی (برابر با ۱۲۵۵ خورشیدی) بنا شدهاست. این بنا با خرج خانواده گالوست میرزایان و اهتمام خاچاطور شهبازیان ساخته شد. تا سال ۱۹۴۴ میلادی این کلیسا فعال بوده و آخرین مراسم مذهبی و نماز جماعت در سال ۱۹۴۴ میلادی برابر با ۱۳۲۳ خورشیدی توسط کشیش وارطان ژاماگورسیان در آن انجام میشدهاست. از آن تاریخ به بعد به دلیل مهاجرت خانوادههای ارمنی به تبریز و تهران انجام مراسم مذهبی در کلیسا تعطیل شدهاست. امروز که یک قرن از عمر بنای کلیسای مریم مقدس اردبیل میگذرد، متعلقات کلیسا از جمله حمام و مدرسه بطور کامل از بین رفته و تنها بنای کلیسای رو به تخریب به حیات غیر فعال خود ادامه میدهد. در حال حاضر حتی یک خانواده ارمنی در اردبیل مقیم نیست. از سال ۱۳۷۰ کلیسای مذکور از طرف شورای خلیفه گری ارامنه آذربایجان در اختیار مدیریت میراث فرهنگی اردبیل قرار گرفت تا با کمکهای مالی ارامنه این بنای تاریخی مرمت شود و با تغییر کاربری از فضای آن جهت استفادههای فرهنگی و هنری استفاده شود(جامعی ۱۳۷۹).
کلیسای ننهمریم (ارومیه) کلیسای ننه مریم یا شرق آشور یکی از قدیمیترین کلیساهای ایران و جهاناست و در خیابان قدس شهر ارومیه قرار دارد. پیشینه کلیسای ننه مریم به روایتی اولین کلیسای مشرق زمین به روایت دیگری دومین کلیسای بزرگ جهان پس از کلیسای بیتلحم فلسطین میباشد. این کلیسا در سدههای گذشته محل دفن اموات بودهاست. نمای فعلی آن به دورهٔ ساسانی تعلق دارد. طبق روایت نویسندگان آشوری و مسیحی این بنا قبلا آتشکده و یکی از معابد معروف زرتشتیان میباشد. اولین بار در سال ۶۴۲ توسط شاهزادهای چینی مرمت شد. در سال ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ نیز مورد مرمت قرار گرفت . بنا کلیسای ننهمریم نه نیمکت دارد و نه جایگاهی برای اعتراف یا وعظ کشیش، با در ورودی کمارتفاعی رو به صحن.