مردي در مدينه بود كه همه را مي خندانيد و با مسخرگي رزق و معيشت خود را در مي آورد . جماعتي گفتند : خوب است امام سجاد را دعوت كنيم و قدري او را بخنداني ؛ شايد از گريه هاي زياد لحظه اي ساكت شود . جمع شدند و رفتند خدمت امام ، كه در راه حضرت را ديدند ، با دو نفر از غلامان مي آمد . آن شخص عباي امام را از شانه اش جمع كرد و به شانه اش انداخت و همراهان شروع به خنده كردند . امام فرمود : اين كيست ؟ گفتند : مردي است كه مردم را مي خنداند و از آنها پول مي گيرد . فرمود : به او بگوييد ، روز قيامت آنان كه عمر خود را به بطالت گذرانيدند زيان مي برند . بعد از اين كلام آن شخص دست از اذيت و حركات ناشايست كشيد و به راه راست هدايت يافت .
پاسخ : نتیجه ی شوخی زیاد شوخی زیادم درست نیسسسسس خوووو اونم با اماممممممممممممممممممممممممممممممممممم
پاسخ : نتیجه ی شوخی زیاد پرستو خانم اتفاقا در احادیث خیلی تاکید شده روی خوش رو بودن و شوخی کردن با همدیگه ولی شرایط شوخی هم باید رعایت بشه لودگی و جلف بازی با شوخی کردن فرق داره
پاسخ : نتیجه ی شوخی زیاد حضرت علی علیه السلام مردی بذله گو نبود، اما همواره لبخند بر لبان مبارکش بود و در برخورد با کوچک و بزرگ ، شاد و دارای چهرهای شاداب و خندان بود. به چند نمونه عملی از این رفتارها توجه کنید: رسول گرامی اسلام در فرصتهای مناسب اصحاب و یاران خود را میخنداند و آنان را شاداب و سرحال نگه میداشت. یک روز رسول خدا به پیرزنی فرمود: چرا تلاش میکنی، پیرزنها به بهشت نمیروند. آن زن ناراحت شد و گفت: یا رسول الله ، من به بهشت نمیروم؟ رسول خدا در حالی که میخندید فرمود: همه جوان شده و وارد بهشت میگردند. روزی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با امام علی علیه السلام در مجلسی ، خرما تناول میفرمود و هستههای خرما را مقابل علی علیه السلام میگذاشت، بگونهای که اگر کسی وارد میشد فکر میکرد همه خرماها را علی علیه السلام خورده و آن حضرت چیزی تناول نفرموده است. پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود: « شما زیاد خرما خوردهاید؟» حضرت علی جواب داد: « آن کس زیادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرده است.» و لبخند بر لبان پیامبر نقش بست. روزی ابوبکر و عمر ، دو طرف حضرت علی علیه السلام راه میرفتند چون قد آن دو نفر کمی بلندتر از آن حضرت بود، عمر جملاتی را به شوخی و طنز مطرح کرد و خطاب به حضرت گفت: اَنت فی بَینِنَا کَنُونِ « لَنا». علی! تو در میان ما، مثل حرف " نون" در " لنا" هستی. حضرت علی علیه السلام بلافاصله پاسخ داد که : اِن لَم اَکُن اَنا اَنتُم « لا». یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید چون "لا" یعنی "هیچ". قبول هدیه حلوا و شوخی کردن: روزی یکی از دوستان امام علی علیه السلام حلوایی تهیه کرد و از آن حضرت خواست تا تناول فرماید. امام فرمود: مناسبت آن چیست؟ جواب داد: امروز نوروز است (روز عید است). حضرت از آن حلوا میل فرمود، خندید و چنین شوخی کرد که اگر میتوانی همه روز را نوروز قرار ده. «شوخی و مزاح» یکی از نیازهای روحی انسان است؛ چرا که روح مانند جسم، به واسطۀ فعالیتهای روزمره و ناملایمات و فشارهای روحی، خسته می شود و برای زدودن کسالت و ملالت و به دست آوردن نشاط روحی، شوخی و مزاح لازم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مؤمن شوخ و زنده دل است و منافق سخت و غضبناک». «فضل بن ابی قرّه» می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «ما مِن مُؤمِنٍ اِلا وَفیهِ دِعابَهٌ .قُلتُ: وَ مَا الدّعابَه؟ قالَ اَلمِزاحُ». «مؤمنی نیست مگر اینکه دعابه دارد، راوی می گوید: به حضرت عرض کردم: دعابه چیست؟ حضرت فرمود: مقصود، مزاح و شوخی است». پیشوای مالکی ها می گوید: امام صادق علیه السلام بسیار شوخ طبع و خندان بود. امام صادق علیه السلام به «یونس شیبانی» که از اصحاب و یاران او بود، فرمود: «شوخی شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است؟» عرض کردم: کم است. حضرت فرمود: «این گونه نباشید، به درستی که شوخ طبعی از حسن خلق است و همانا شما بدین وسیله برادر خود را شاد می کنید، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل شوخی و مزاح بودند تا سرور و شادی را در قلب اصحاب ایجاد کنند». در سیرۀ آن حضرت آمده است: «اگر یکی از اصحابش را غمگین می یافت، او را با شوخی شادمان می ساخت». و متقابلاً اگر پیامبر صلی الله علیه و آله محزون بود دیگران او را شاد می کردند. 1 -نقل شده است روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت ناراحت بود ناگهان عربی از راه رسید که می خواست سؤالی از حضرت بپرسد اصحاب گفتند: رسول اکرم (ص)امروز به شدت ناراحت است مرد عرب گفت به خدا قسم تا او تبسّم نکند رهایش نمی کنم. نزد حضرت آمد و گفت شنیده ام که دجال هنگام ظهور مقداری آبگوشت برای مردم می آورد و مردم از گرسنگی در معرض هلاکت هستند. آیا اگر او را می دیدم از آن غذا نخورم تا بمیرم یا آنقدر بخورم که سیر شوم بعد به خدا ایمان آورم و از دجّال بیزاری جویم. پیامبر صلی الله علیه و آله چندان خندید که دندانهایش نمایان شد و فرمود: خداوند مؤمنین را از دجّال بی نیاز می کند. 2-پیامبر صلی الله علیه و آله با حسن و حسین علیهماالسلام که در آن هنگام کودک شیرخواره بودند، شوخی می کرد. بر پشت به زمین می خوابید و امام حسین علیه السلام را روی شکمش می نهاد و مکرّر می فرمود: حُزُقَّهٌ حُزُقَّهٌ تَرَقَّ عَینُ بَقَّهٍ: ای کوچولوی شکم برآمده! برخیز بیا بالا، ای ریز چشمم! . 3- صهیب رومی یکی از اصحاب رسول خدا بود، یکی از چشمهای او عیب داشت، روزی او در حضور پیامبر خرما می خورد پیامبر به او فرمود: آیا با این که یک چشمت معیوب است خرما می خوری؟ صهیب گفت: با آن طرف سالم، خرما می خورم. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شوخی می کرد ولی به جز سخن حق چیزی نمی گفت.(1) * 4-زید بن اسلم می گوید: زنی با پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد شوهرش سخن گفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: همانی که در چشمش سفیدی است. گفت: نه در چشمش سفیدی نیست، پس از آن برای شوهرش گفته ی پیامبر را نقل کرد شوهرش گفت: مگر نمی بینی سفیدی چشم من بیشتر از سیاهی آن است.(2) ........................................ 1- بحار الانوار 16 / 294 مناقب: کان صلّی الله علیه و آله یمزح و لا یقول إلا حقّا. 2- بحار الانوار 16 / 294 مناقب: زید بن أسلم: قال [صلّی الله علیه و آله و سلّم] لأمرة وذکرت زوجها: أهذا الذی فی عینییه بیاض؟ فقالت لا ما بعینیه بیاض، و حکت لزوجها فقال أما ترین بیاض عینی أکثر من سوادها.
پاسخ : نتیجه ی شوخی زیاد شوخی زیادم درست نیسسسسس خوووو اونم با امامممممممممممممممممممممم ممممممممممممم کاش عمل کنیم بهش اقا ایمان و اینقدر دیگران رو ازار ندیم