پاسخ : شب یلدای تاپ فرومی ها در تالار شب یلدا را شب تولد خورشيد و آغاز خلقت می دانند. در باور ایرانیان " يلدا "، شب تولد خورشيد است. طولانی ترين شب سال سپری می شود و تاريکی که تا ديروز در روزهای سرد و تاريک، بر نور غلبه يافته بود، جای خود را به نور می دهد. از اين پس روز طولانی تر و شب کوتاه تر می شود و نور بر تاريکی غالب می آيد و دوره سياهی، ظلمت و تباهی پايان می گيرد. همه چيز در کار منقلب شدن است و اين آغاز "انقلاب زمستانی" است، در برابر "انقلاب تابستانی" که از اول تير آغاز می شود. از اين روست که در باور ایرانیان، شب يلدا شب تولد روشنايی هاست که بنا بر آيين های ايرانی جشن گرفته می شود يلدا يعني يادمان باشد كه زندگي انقدر كوتاه است كه يك دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت يلداتون مبارك
پاسخ : شب یلدای تاپ فرومی ها در تالار هر چه از روشنی وسرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستیها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!
طولانی ترین شب سال چگونه سحر می شود؟ شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده میشد. واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. آشنایی با تاریخچه شب یلدا یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است». سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود. فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است: که ما را ز دین بهی ننگ نیست به گیتی، به از دین هوشنگ نیست همه راه داد است و آیین مهر نظر کردن اندر شمار سپهر شب چله: چهل روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرنگی، و پایانش برابر است با شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرنگی که به آن چله بزرگ زمستان گویند. در ایران مرکزی چله بزرگ زمستان از آغاز زمستان که برابر است با آغاز دی ماه شروع می شود و مدت آن چهل روز است. و چله کوچک زمستان از شب دهم بهمن ماه تا پایان بهمن ماه که مدت آن بیست روز است. چله بزرگ: چهل روز از موسم زمستان که آغاز آن مطابق اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرانسوی و پایانش شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرانسوی است. چله کوچک: بیست روز از فصل زمستان که آغاز آن از هفدهم بهمن ماه جلالی شروع می شود و در پنجم اسفند ماه پایان می یابد. چله زمستان همان چله بزرگ است و گاه در تداول عامه کنایه از سرمای سخت باشد: چله زمستون.
پاسخ : طولانی ترین شب سال چگونه سحر می شود؟ رسم و رسوم شب یلدا در نقاط مختلف ایران ایران کشورى با فرهنگى غنى است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه اى که در آن زیست مىکنند هر یک براى برگزارى سنتهاى کهن آداب خاص خود را دارند. در ادامه، نگاهی کردهایم به برخی آداب و رسوم شهرهای چهارگوشه ایران در رابطه با شب یلدا: خوی - آذربایجانغربی: در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمک رواج دارد و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى که با دخترى نامزد شده طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر مى فرستند. انزهای فیروزکوه: در انزهاى ـ Anzeha فیروزکوه ـ به شب یلدا شال هشو مىگویند. در این شب مردم محل به خانهٔ همدیگر مىروند. صاحبخانه براى مهمانهاى خود از همه رقم میوه بهخصوص قیسی؛ برگه؛ هستهٔ شیرین بوداده؛ گردو و انگور مىآورد. انزها؛ یکى از نقاط خوش آب و هواى فیروزکوه است با زمستانهای طولانى و پر برف. جوانان محل در این شب رسمى دارند به نام "شال انداختن" و به این ترتیب که یک دستمال نسبتاً بزرگ را چهار گره مىکنند و به سر طنابى گره مىزنند و بر بالاى بام خانهها مىروند. دستمال چهار گره را از بالاى بام به صحن خانه یا اطاق آویزان مىکنند و چند لگد به بام خانه مىزنند. صاحبخانه مقدارى آجیل، شیرینى در دستمال مىگذارد و دستمال را تکان مىدهد. صاحب دستمال مىفهمد که توى دستمال چیزى ریختهاند. آنرا بالا مىکشد و چیزهائى که در آن ریخته شده است در کیسهاى که همراه دارد مىریزد و بعد مىرود بالاى بام خانهٔ دیگرى و به این ترتیب به همهٔ خانههاى آبادى سر مىزند و شال مىاندازد. این کار تا نیمههاى شب ادامه دارد. این رسم را دلدادگان و نامزدداران خیلى دوست دارند زیرا که فرصتى است تا پنهان از همگان عهدایائى بدهند و بگیرند. مردم این نقطه شبهاى زمستان به خانههاى همدیگر مىروند و تا پاسى از شب مىنشینند و قصهها و سرگذشتهائى براى یکدیگر تعریف مىکنند و در اواسط شبنشینى شبچره مىآورند. شبچره عبارت است از مرکبات از قبیل پرتقال، سیب، انار و گلابى و از خشکبار مانند برگه، گردو و فندق که صاحبخانه در بشقابها مىریزد و در سینى بزرگى مىگذارد و براى مهمانها مىآورد و همگى در حالىکه زیر کرسى داغ براى یکدیگر صحبت مىکنند و با سرگذشتها و افسانههاى قدیمى مانند جنگ رستم با دیو سفید یا امیر ارسلان نامدار خودشان را مشغول مىکنند. البته شبنشینى این دسته جنبهٔ تفریح دارد و به غیر از خندیدن و قصه گفتن کار دیگرى نمىکنند و میزبان وظیفه دارد بعد از چند شب به خانهٔ هر یک از آنها که به منزل او آمدهاند برود تا آنها بار دیگر بیایند را پس نداد معلوم مىشود مایل به آمد و رفت با طرف نیست. قزوین و رسم و رسوم یلدایی: در شهرستان قزوین در شب اول چند فقیر و غنى هندوانه مىخورند و اعتقاد دارند مایهٔ تندرستى و سلامت تابستان است. شبنشینى و فرستادن چشم روشنى براى داماد تازه و عروس آینده نیز مرسوم است. شام را هم که پاچهٔ گوسفند مىخورند و عقیده دارند خاصیت فراوان دارد. نودهٔ رودبار الموت: در نودهٔ رودبار الموت معروفترین و بهترین خوراکى شب چلهٔ مردم ماهىپلو است که آنرا به عوض هندوانه یا خربزهاى که در جاهاى دیگر مرسوم است مىخورند. براى تهیه و پختن ماهىپلو، هر کس چند روز قبل از شب چله حتماً باید یک ماهى بخرد و بعد یک شب مانده به شب چله این ماهى را درسته در ظرفى مىپزد و در جاى خنگ نگهدارى مىکنند. شب چله که شد با مقدارى سبزى خشک و روغن و برنج و مخلفات دیگر سبزىپلو مىپزند بعد ماهى را مىآورند و به تعداد افراد خانواده تکهتکه مىکنند و لاى سبزىپلو مىگذارند و سر سفره مىآورند هر نفر باید سهمیهٔ ماهى خودش را بخورد و ظرف غذاى هرکس هم جدا باشد. رسم است که باید در شب چله هرکسى در خانهٔ خودش باشد و عقیده دارند چنانچه ماهى را قسمت نکنند و ظرف هر کسى هم جدا نباشد در زمستان آن سال به افراد آن خانواده خیلى سخت مىگذرد و برعکس اگر ظرف هر نفر جدا باشد زمستان خوبى در پیش خواهند داشت و رزق و روزى سال آینده آنها فراوان خواهد بود. بعد از اینکه شام خورده شد. مقدارى از پولک یا فلسهاى ماهى را که قبل از پختن ماهى از آن تراشیدهاند در یک سینى مىریزند و خوب مىشویند و تمیز مىکنند و به سر سفره مىآورند. سپس سفره را جمع مىکنند و این سینى را جاى سفره قرار مىدهند. آنوقت پدر یا مادر یا بزرگتر خانواده به یکى از بچهها که از همه کوچکتر باشد اشاره مىکند تا مقدارى از پولکها را بردارد. بعد مقدارى پولکى را که در دست بچه است مىشمارند اگر جفت درآمد خوب است و زمستان بارندگى فراوان خواهد شد. به همین علت اگر بهطور اتفاق براى یک نفر پیش آمد بدى رخ بدهد دیگران به او مىگویند: "فلانی! مگر خداى نکرده شب چله طاق آوردی؟." اگر طرف بگوید: "بله طاق آوردم" مىگویند: "خدا بزرگ است برو شکر کن" اما اگر بگوید: "نه، جفت آوردم." مىگویند: "انشاءالله که در همه سال جفت بیاری." کرمانیها و شب چله: در کرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار مى مانند و مى پندارند که در این شب قارون به شکل هیزم شکنى که پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیکوکاران مستمند مى رود و به آنها هیزم مى دهد و این هیزم ها تبدیل به شمش هاى طلا مىشوند. در ایام قدیم برخى از مردم به چله مىنشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام مىدادند به امید این که قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسم یادآور بابانوئل در مراسم کریسمس است و چنین مى نماید که یلداى ایرانى و کریسمس از یک مایه سرچشمه گرفته اند. از این گونه آئین هاى خاص در برگزارى یلدا فراوان مى توان شمرد... مازندرانیها و مقدمات شب یلدا: دو روز مانده به شب چله، در نقاط مختلف مازندران مردم به تهیه مقدمات این شب میپردازند و بعد از غروب آفتاب، آن شب را جمع شده و دور کرسی مینشینند و سالمندان حاضر در مجلس به تعریف از سردی زمستان و دورههای یخبندان گذشته، داستانها و افسانههای میپردازند. آنها بعد از صرف شام و چای، روی کرسی، سفرهای پهن میکنند که در آن سفره، خوراکیهایی از قبیل: پرتقال، نخود برشته، کشمش، بادام شیرین، نارنگی، سیب، لیموترش، خربزه و هندوانه که شاه میوه این مجلس است، به اضافه انواع تنقلات و شیرینیهای محلی وجود دارد. افراد خانوادهها به شوخی، بذله گویی و گفت و شنود و تفال به دیوان حافظ میپردازند. در پایان جشن، هر نفر با چشمهای بسته تعدادی گردو برداشته و هنگام خواب زیر تشک خود گذاشته و صبح گردوها را میشکند اگر مغز آن سفید و خوب بود، نیتاش برآورده میشود. همچنین در این شب برای دخترانی که نامزد دارند، از طرف داماد « خرجی »میفرستند. داماد در این خوانچه، تمام چیزهایی که برای شب چله لازم است به اضافهی ماهی و مرغ قرار میدهد و بعد از غروب آفتاب به خانهی همسر آینده خود میفرستد. مردم مازندران معتقدند که اگر در این شب ننه سرما گریه کند، هوا بارانی و اگر پنبههای توی لحاف را بریزد بیرون برف و اگر گردنبند خود را پاره کند تگرگ میبارد.