پشتِ این پنجرهها هیچ اتفاقی نمیافتد صبح به صبح آدم ها میروند به یک جایی دور از خانه هاشان شب به شب آدم هایی بر میگردند که دلشان میخواهد هر جایی باشند جز خانه هاشان چیزی در این خیابان کم است چیزی مثل بودن ماندن دل بستن دل دادن اینجا هیچ اتفاقی برای چشمها دست ها آغوش ها شانهها و لبخندها نمیافتد پنجره انتظار سکوت یعنی مرگ گ گ گ گ (قاتل آدمهای پشتِ پنجره شماهایی هستید که هرگز نمی خندید) نیکی فیروزکوهی [h=5] برگرفته از سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی[/h]