1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

محمد اصفهانی: این روز‌ها با «غم غفلت» سر به گریبانم

شروع موضوع توسط para3to ‏10/10/12 در انجمن اخبار موسیقی

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    محمد اصفهانی: این روز‌ها با «غم غفلت» سر به گریبانم
    موسیقی ما – آرتین ولی الهی: «محمد اصفهانی» از جمله خوانندگان با اخلاق موسیقی کشور است. وی که یکی از پیش کسوتان موسیقی پاپ پس از انقلاب محسوب می‌شود، غالباً در آثارش مخاطبین و کار‌شناسان را به صورت توأمان راضی نگه داشته است. وی نشان داده که علاوه بر فعالیتهای هنری‌اش، دغدغه‌های اجتماعی نیز دارد و‌گاه مطالبی نیز بیان نموده است.

    این بار دکتر اصفهانی همراه با انتشار اثر جدید خود، یادداشتی را نیز در سایت خودش منتشر کرده و در آن حال و هوای این روز‌هایش که منجر به تولید و انتشار قطعهٔ «غم غفلت» شده را نیز نموده کرده است. اصفهانی این یادداشت را با غزل «بیدل دهلوی» آغاز کرده و در ادامه نکات جالبی را در خصوص پارازیت، توهین به پیامبر (ص)، سانسور تیتراژ سریال تکیه بر باد و... بیان کرده است. وی در پایان یادداشتش آورده است: «آواز "غم غفلت" را كه با همراهي دوست خوب و همكارم بهروز صفاريان ؛ بر غزل تابناك شاعر بزرگ ؛ بيدل دهلوي در استوديوي بهروز اجرا نمودم پيشكش ميكنم به پيشگاه اسوه و نمونه ي اخلاق و محبت و جذب ... يعني پيامبر گرامي اسلام . اين اثر ؛ وصف الحال اين روزهاي كسي است كه متاسفانه فقط نامش شبيه به محمد مصطفي است و درد دل اوست با هموطنانش .»



    غم غفلت
    ز ره هوس به تو کی رسم نفسی ز خود نرمیده من
    همه حیرتم به کجا روم به رهت سری نکشیده من
    به چه برگ، ساز طرب کنم ز چه جام، نشئه طلب کنم؟
    گل باغ شعله نچیده من می‌داغ دل نچشیده من
    تو به محفلی ننموده رو که ز تاب شعلهٔ غیرتش
    همه اشک گشته به رنگ شمع و ز چشم خود نچکیده من
    چه بلا ستمکش غیرتم چه قدر نشانهٔ حسرتم
    که شهید خنجرناز تو شده عالمی و تپیده من
    تو و صد چمن طرب و نمو من و شبنمی نگه آبرو
    به بهار عالم رنگ و بو همه جلوه تو همه دیده من
    به کدام نغمهٔ دل گسل زنوا کشان نشوم خجل
    چو جرس به غیر شکست دل سخنی زخود نشنیده من
    من بیدل و غم غفلتی که زچشم پر ز فسون تو
    همه جا زجلوهٔ من پر است و به هیچ جا نرسیده من

    «بیدل دهلوی»