پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی ندگی زندگی خوب و بدش به کام ما شد قرعه ی عشقی زد و به نام ما شد اونی که حتی تو خوابم نمی اومد توی بیداری اومد عاشق ما شد اگه دنیا پر از عاشق نباشه تو این دنیا دل صادق نباشه همون بهتر که این دنیا نباشه زمین و آسمون یکجا فنا شه اگه بند بندم از هم دیگه وا شه اگه سر از تنم بخواد جدا شه نمی زارم تو این دنیای بی مهر یه لحظه قحطی مهر و وفا شه اومد و دنیامونو پر از صفا کرد درد بی کسیمونو با عشق دوا کرد اومد و رسوا می خواست ببینه ما رو خودشو تو شهر عشق انگشت نما کرد اگه دنیا پر از عاشق نباشه تو این دنیا دل صادق نباشه همون بهتر که این دنیا نباشه زمین و آسمون یکجا فنا شه
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی هستی توی دنیا چی می خوای که به پاهات بریزم همه هستیمو من به سراپات بریزم لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو بیا تا برات بگم من وجودم مال تو بزا تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو اگه رودخونه می خوای سیل اشکم مال تو چرا من بی تو بمونم نمیدونم نمی تونم واسه زندگی کردن تو رو می خوام خوب میدونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی چرا من بی تو بمونم نمیدونم نمی تونم واسه زندگی کردن تو رو می خوام خوب میدونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی بیا تا برات بگم من وجودم مال تو بزا تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو اگه رودخونه می خوای سیل اشکم مال تو
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی هوای عشق به خوشگلیت می نازی بناز که خوب مینازی بازیچه خواستی بازم من و بگیر به بازی دردت به جونم ای یار عاشق شدم من انگار فکر هوس ندارم هوای عشقه در کار دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت می سوزم تو آتیشت من و نترسون از عشق دل درسش روونه خدا هوام و داره تو بازی زمونه با قلب عاشق من ببین چی کارا کردی خوب ما رو رسوا کردی ما رو خاطر خواه کردی دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت می سوزم تو آتیشت تو از من مهربون تر تو از من قدر بدون تر به عمرتم ندیدی ندیدی نشنیدی به عمرتم ندیدی ندیدی نشنیدی تو از من مهربون تر تو از من قدر بدون تر به عمرتم ندیدی ندیدی نشنیدی به عمرتم ندیدی ندیدی نشنیدی دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت می سوزم تو آتیشت من و نترسون از عشق دل درسش روونه خدا هوام و داره تو بازی زمونه با قلب عاشق من ببین چی کارا کردی خوب ما رو رسوا کردی ما رو خاطر خواه کردی دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت دلم گیر کرده پیشت می سوزم تو آتیشت می سوزم تو آتیشت می سوزم تو آتیشت ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی کوه نور اگه الماس دنیا رو بیارم بسازم تاجو رو زلفات بزارم نداره ارزشی پیش نگاهت که من الماش کوه نور دارم که من الماش کوه نور دارم من از من گرفی با نگاهی ش شدم دیوونه ی چشم سیاهی اگه جون من و از من بگیری نگیری عشقت و از من الهی نگیری عشقت و از من الهی خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم ندونستم برات دیوونه میشم ندونستم برات دیوونه میشم بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم نگو فردا که فردا خیلی دیره دل عاشق مگه آروم می گیره الهی تا ابد با من بمونی خدا هرگز تو رو از من نگیره گل عشقت به جونم کرده ریشه جدا از تو نمی مونه نمی شه بده دستای گرمت رو به دستم بگو عاشق می مونی تا همیشه خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم ندونستم برات دیوونه میشم ندونستم برات دیوونه میشم بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم نگو فردا که فردا خیلی دیره دل عاشق مگه آروم می گیره الهی تا ابد با من بمونی خدا هرگز تو رو از من نگیره گل عشقت به جونم کرده ریشه جدا از تو نمی مونه نمی شه بده دستای گرمت رو به دستم بگو عاشق می مونی تا همیشه خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم خیال کردم که هرگز دیگه عاشق نمیشم ندونستم برات دیوونه میشم ندونستم برات دیوونه میشم بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو بنازم اون خدا رو خدای عاشقا رو تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم تو رو از جون عزیز تر کرده پیشم
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی نيايش بار الها بار الها از تو ميخواهم که بگشایي در لطف و صفا را از تو ميخواهم ببخشايي گناه مردم صاحب خطا را مگر من چه کردم که دنيای دردم در اين واپسين شام هستی خدايا گواهی نکردم گناهی به جز ذکر يکتا پرستی ز روی تمنا در بسته بگشا خدايا اگر ديدی از ما خطايی خدايا ببخشا در بسته بگشا به رويم خدايا تو که مالک اين زمينی که در خود شکستم دری را که بستم در اين چاه قربت نشينی به قربت غم و درد تنهايي گسسته همه تار و پودم نمانده اگر صبح فردايي به اين تيره شام وجودم خدايا چرا بازی سرنوشت چنين روزگاري به پايم نوشت من خاکی از خاک مينو سرشت رسيدم به دزخ به جای بهشت خدايا از اين غم رهايم کن تو صبر خدايي عطايم کن دعا ميکنم با دل خسته گشایي به رويم در بسته مگر من چه کردم که دنيای دردم در اين واپسين شام هستی خدايا گواهی نکردم گناهی به جز ذکر يکتا پرستی بار الها از تو ميخواهم که بگشایي در لطف و صفا را از تو ميخواهم ببخشايي گناه مردم صاحب خطا را الهی الهی
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی چشمان تو هردریچه ای که رو به شب گشودم فکر تنهایی چشمای تو بودم عاشقانه های من شعر تو بوده از تو بوده هر چه گفتم و سرودم چشم من همیشه دنبال تو بوده همه ترانه هام مال تو بوده هر نفس همیشه در یاد تو بودم برگ باغ رفته بر باد تو بودم همه جاده های دنیا رو دویدم در سفرهام به صدای تو رسیدم هر کجا رفتم و هر جا که رسیدم همه دنیا رو با چشم تو دیدم یاد تو همسفر شام و سحرگاه شوق دیدن تو در نهایت راه از تو غربتم همه خاک زمین شد عاشقانه های من عاشق ترین شد چشم من همیشه دنبال تو بوده همه ترانه هام مال تو بوده هر نفس همیشه در یاد تو بودم برگ باغ رفته بر باد تو بودم چشم من همیشه دنبال تو بوده همه ترانه هام مال تو بوده هر نفس همیشه در یاد تو بودم برگ باغ رفته بر باد تو بودم
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی شک رنجيده از تو ريشه جونم عشق و تنفر ناباورانه آميخته با خونم با دلي تنها همدم غمها با خاطرات تلخ و شيرين بي تو نشستم من چه ظالمانه از غم عشق در هم شکستم من با وداعي سرد و خاموش از من گذشتي تو ببين چه آسون محبات بر عشق نوشتي تو شکسته پيمان تو پرده دار قلب من بودي چگونه غافل از ناله هاي درد من بودي در روزگار درد و تباهي ياورت بودم تو خالي از عشق من عاشقانه سنگرت بودم زخمي شد از عشق دل اسيرم اين انتقام و از کي بگيرم خسته و تنها همدم غمها در حصار خلوت دل پيچيده فريادم احساس تلخ عشق و تنفر برچيده بنيادم نه ايماني نه وجداني جز حيله و نيرنگ در سرزمين قحطي عشق نشسته ام دلتنگ
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی Utopia پس از اون عاشقی از تو نمی شه دیگه غافل شد با اون دیوونه گی ها که نمی شه دیگه عاقل شد پس از اون با تو بودن ها عذاب بی تو تنهایی نمی خوام بی تو امروز و نمی خوام بی تو فردایی تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت یه روزی مست اون چشمات ز خود من بی خبر بودم چه بی پرواز جام عشق هزاران جرعه نوشیدم میون بستر رویا فقط خواب تو رو دیدم تو رو از نم نم بارون تو رو از قصه پرسیدم تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت نگو که جای خالیت و تحمل می شه کرد آسون کدوم سبزی به جا مونده بدون آب و بی بارون نگو که جای خالیت و تحمل می شه کرد آسون کدوم سبزی به جا مونده بدون آب و بی بارون تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی بوی خوش عشق ای گل من قلب من از عطر تو گلخانه شده سر زده عشق آمده و آقاي این خانه شده بوی خوش عشق ببین پر شده در جان و تنم گل آقا از سایه تو بر سر من سایه شده از نفس تازه تو تازه شده هر نفسم باآنکه با یاد تو من عمریه که همنفسم در راه عشق وقتی که تو با دل من همسفری همسقر عشقم و من عاشقی تازه نفسم ای گل من قلب من از عطر تو گلخانه شده سرزده عشق آمده و آقاي این خانه شد ه صدای عشق از تو شنیدم میون این همه صدا گفتم که انگار مهمان عشق برام فرستاده خدا وقتی می دیدم چگونه قلبم از خود من میشه جدا با عشق خود ای نازنین درد مرا کردی دوا حالا که تو آمده ای خانه ما هر قدمت بر سر ما بر سر م ای گل من قلب من از عطر تو گلخانه شده سر زده عشق آمده و آقاي این خانه شده بوی خوش عشق ببین پر شده در جان و تنم گل آقاي از سایه تو بر سر من سایه شده
پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی سزاوار اي سزاوار محبت اي تو خوب بي نهايت همه ذرات وجودم به وجودت کـرده عادت به خدا دوســت داشـتـن تو هم يه عشقه هم يه عبادت تو سزاواري که باشي همدم روزها و شب هام تا که عشقـتـو بـبـيـنـي توي جـونم و تـو رگهـام بشنوي دوست دارم رو حتي از هـرم نفـسهام با نوازش هاي دستت سوختن از تب رو شناختم تب عشقي آتشـيـن که من به اون قلبمو باختم قـاصــد بودن من بود مـوج خوشـحـالـي چـشـمـات وقتي که عشقو مي ديدم توي قطره هاي اشکات هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده اي که بـردي مرا تا مرز يک عشق خدايي بـيــا پـاره تـنـم باش تو که پاک و بي ريايي اوج فرياد دلم شد عاشـقـانـه دل سپـردن در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مــردن هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده