1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏10/10/12 در انجمن لیریک Lyric

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    ستاره

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    کنار تو پر آوازه قلبم

    غزلبارونه جانم از حضورت

    به من تا میرسی گل میده لحظه

    گلستون میشه ساعت از عبورت

    توی شب کوچه های پرس و پرسه

    منو پیدا کن از اندوه آواز

    کنار مرگ خاموش کبوتر

    منو پیدا کن از رویای پرواز

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره



    تو اینجایی که نورانی شه اسمم

    به من برگرده خورشید شبانه

    که من دیوانه شم از خواستن تو

    جهان رنگین کمون شه از ترانه

    به من چیزی بده از موج و شبنم

    به من چیزی بگو از ماه و ماهی

    صدام کن تا که در وا شه به رویا

    که رد شم از شبستان تباهی

    کنار تو پر آوازه قلبم

    غزلبارونه جانم از حضورت

    به من تا میرسی گل میده لحظه

    گلستون میشه ساعت از عبورت

    توی شب کوچه های پرس و پرسه

    منو پیدا کن از اندوه آواز

    کنار مرگ خاموش کبوتر

    منو پیدا کن از رویای پرواز

    تو اینجایی بگو گم شه ستاره

    بگو شب تا دلش میخواد بباره

    دوباره رخت عریانی به تن کن

    بگو آینه مکرر شه دوباره

    بگو آینه مکرر شه دوباره
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    شکایت

    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست
    من تو همدرد یک حادثه پر از حکایت
    هر دو بارون زده ابر شکایت
    تو درون آتشی سوزنده مونده
    من یه خاکستر نشین تا بی نهایت

    کدامین آشنائی را بدعوت خوانم امشب
    که از نیش به زهر آلوده اش بیمارم هر شب
    چگونه قصه ای را با رفیقم گویم از درد
    که از دردم به خوشحالی نیارد خنده بر لب
    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست

    قصه عشق من و تو یه حدیث جاودانه
    بی گناه گشته اسیر بازی خشم زمانه
    توی این بیگانه بازار با هیاهوی محبت
    مرده انگار عاشقی تو قصه های عاشقانه
    خسته و دربدر از زخم حسادت
    هر دو دل شکسته مرگ صداقت
    نارفیقان را ببین خنجر بدست
    در کمین نشسته با نام رفاقت
    حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست
    کارم گذشت از گریه و فرصت برای خنده نیست
    ناخن به سینه میکشم از روی ناچاری ولی
    گویی در این ماتم کده احساس دردی زنده نیست
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    دلتنگی

    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده

    اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم
    اون لحظه ای که اسم تو ، تو سینه فریاد میزنم
    اون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتنم
    زنده میشم با دیدنت وقتی که میری میشکنم
    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده

    قلبی که با تو میزنه تو سینه داغونش نکن
    چشمی که چشم براهته بیهوده گریونش نکن
    اشکای دونه دونمو سیلاب بارونش نکن
    این دل عاشق منو بی سر و سامونش نکن
    تا وقتی قلب عاشقم بخاطر تو میزنه
    طلسم تنهایی من با دستای تو میشکنه
    در گیرو دار بودنم درگیر با تو بودنم
    راضی اگه به موندنم عاشق از تو خوندنم
    دلدادگی کارم شده بیگانه ای یارم شده
    دیوانگی کار دلِ با تو گرفتارم شده
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    دایره وجود

    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام

    خسته تن و شکسته دل
    با قامتی خمیده از پنجه بی رحم زمان
    از پا دگر افتاده ام
    من که به نام زندگی زنده ام اما نیمه جان
    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام

    می کوبه بر حس تنم صدای پای رفتنم
    راه زیادی مونده و چیزی نمونده از تنم
    کنار برکه سراب در حسرت یه جرعه آب
    پژمرده از شکفتنم چون وادی رفته به خواب
    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام

    پنجره ای نداره این
    خونه آواره گیم به روی صحنه زمین
    دیواره شک و ذنین کشیده سر به آسمان
    با آجرای آهنین ، حضور غایب منو مثل حس طفولیت
    ندیده اند اهل زمین در لحظه های واپسین
    پرسیده احوال منو همسایه پهلو نشین
    می کوبه بر حس تنم صدای پای رفتنم
    راه زیادی مونده و چیزی نمونده از تنم
    کنار برکه سراب در حسرت یه جرعه آب
    پژمرده از شکفتنم چون وادی رفته به خواب

    دایه ای کشیده ام
    با خرده های مونده از جون به لب رسیده ام
    خطی سیاه کشیده ام
    در دفتر نشانه ها با قلب آسیب دیده ام
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    کشف آتش

    دل من کشف آتیش بود هزاران سال پیش از من
    حدیثت رو شنید از باد دلم شد سنگ آتیش زن
    نه من بودم نه تو اما دلم چشم انتظارت بود
    هزاران سال پیش از تو دل من بی قرارت بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود

    ببین پرواز شوقم رو که تا اوج صفا رفته
    ببین این دل چه عاشق وار به پا بوس وفا رفته
    ببین با چه سبک بالی دلم از من جدا میشه
    به سوی گرمی دستات دلم پرواز آتیشه
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود

    دلم با عادتی شیرین همیشه چشم براهت بود
    تو مهتاب هزارون سال دلم تنگ نگاهت بود
    چه خوش رفتم به خوابش چه شیرین عاشقی کردم
    که حتی بامنم هستی به دنبال تو میگردم
    ببین پرواز شوقم رو که تا اوج صفا رفته
    ببین این دل چه عاشق وار به پا بوس وفا رفته
    ببین با چه سبک بالی دلم از من جدا میشه
    به سوی گرمی دستات دلم پرواز آتیشه
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و شیدا بود
    تو صحرای زمان تو شمیم زلف لیلی بود
    نبودم من نبودی تو ، ولی دل بود و مفتون بود
    واست یه تکه یه آتیش ، شراره آه مجنون بود
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    عشق و تنفر



    رنجیده از تو ریشه جونم
    عشق و نتفر ناباورانه آمیخته با خونم
    با دلی تنها همدم غمها با خاطرات تلخ و شیرین
    بی تو نشستم من چه ظالمانه از غم عشق در هم شکستم من
    با وداعی سرد و خاموش از من گذشتی تو
    ببین چه آسون محبات بر عشق نوشتی تو

    شکسته پیمان تو پرده دار قلب من بودی
    چگونه غافل از ناله های درد من بودی
    در روزگار درد و تباهی یاورت بودم
    تو خالی از عشق من عاشقانه سنگرت بودم
    زخمی شد از عشق دل اسیرم
    این انتقام و از کی بگیرم
    خسته و تنها همدم غمها
    در حصار خلوت دل پیچیده فریادم
    احساس تلخ عشق و تنفر برچیده بنیادم
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ

    شکسته پیمان تو پرده دار قلب من بودی
    چگونه غافل از ناله های درد من بودی
    در روزگار درد و تباهی یاورت بودم
    تو خالی از عشق من عاشقانه سنگرت بودم
    زخمی شد از عشق دل اسیرم
    این انتقام و از کی بگیرم
    خسته و تنها همدم غمها
    در حصار خلوت دل پیچیده فریادم
    احساس تلخ عشق و تنفر برچیده بنیادم
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ
    نه ایمانی نه وجدانی جز حیله و نیرنگ
    در سرزمین قهطی عشق نشسته ام دلتنگ
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    نسیم عاشق

    آه ای نسیم عاشق تو از کجا می آیی

    از شهر خاطراتم از یادها می آیی

    در چهره تو دیدم شکل و شمایل یار

    عطر تو عطر او بود در کوچه باغ دیدار

    تو او مدی و با تو شب عاشقانه اومد

    از کوچه های خاکی عطر ترانه اومد

    وقتی به تو رسیدم او را دوباره دیدم

    در باغ سبز خونه از تو نفس کشیدم

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند



    بردی مرا به دیروز تا اوج بی نیازی

    عاشق شدم دوباره در کوچه های بازی

    گمگشته بودم امروز در گیر و دار دیروز

    جان جوانیم داد دیدار یار دیروز

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    من از تو سبز سبزم پائیز اگر بخواند

    حتی اگر بماند آفت نمی رساند

    آه ای نسیم عاشق تو از کجا می آیی

    از شهر خاطراتم از یادها می آیی

    در چهره تو دیدم شکل و شمایل یار

    عطر تو عطر او بود در کوچه باغ دیدار
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    معرفت عشق

    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه
    عاشق شدیم از روی حقیقت بی بهونه
    دل شاهد اونه
    این عاشقی با مهر و وفا خواست خدای مهربونه
    اون مالکمونه اون مالکمونه

    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه

    بی گناهی و عشق و تو چشمای تو دیدم
    عاشق شدم و دل رو به زنجیر کشیدم
    با سادگی و قلب تو شرم نگاهت
    دادی به من اون دردی که با جون می خریدم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه

    با دو قلب عاشق گل وفا رو بستیم
    با معرفت عشق به پای هم نشستیم
    در محفل عشاق اگه جای ریا بود
    با سنگ حقیقت زدیم اونو شکستیم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه

    بی گناهی و عشق و تو چشمای تو دیدم
    عاشق شدم و دل رو به زنجیر کشیدم
    با سادگی و قلب تو شرم نگاهت
    دادی به من اون دردی که با جون می خریدم
    منت به سرم گذاشته بود یار
    دل سپرده بود لحظه دیدار
    داد صاحب عشق به ما ندایی
    باید بکنیم قلبا رو ایثار
    رفتیم به در خونه عشق با یه نشونه
    اما عاشقونه اما عاشقونه
     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    یار نازی

    لحظه‌ي ديدار نزديك است نزديك است نزديك است لحظه‌ي ديدار نزديك است
    باز من ديوانه‌ام مستم
    باز مي لرزد دلم دستم
    آبرويم را مريزي دل آبرويم را مريزي دل
    لحظه‌ي ديدار نزديك است
    لحظه‌ي ديدار نزديك است


    سه روز رفته‌اي سي روز حالا
    زمستون رفته‌اي نوروز حالا
    خودت گفتي سر هفته ميايي
    شماره كن ببين چن روز حالا
    اي يار نازي اي يار نازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي


    تو كه عشقت به جونم لونه كرده
    منو عاشق و ديونه كرده
    بيا حالا بهاره گل مي باره
    بهارم رو تو پر گل كن دوباره
    يار عزيزٌم بيا در رخت خوابت گل بريزٌم
    بيا در رخت خوابت گل بريزٌم


    دلٌم از دوريت شد پاره پاره
    كه درد عاشقي چاره نداره
    اگه يك شو به خواب مو بيايه
    خدا اميد به مو ميده دوباره
    اي يار نازي اي يار نازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي
    منو ول كردي و رفتي به بازي
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن تمام ترانه های بیژن مرتضوی

    خواب و بيدار

    مــيــون خـــواب و بـيــداري
    تـو رو مــي ديــدم انـگــاري
    به من گـفـتـي نشو عاشق
    کــه عـشــق داره گرفـتاري

    گذاشتـي سـر روي شونـم
    به مـن گـفـتـي نمـي دونـم
    چگونه مي شه عاشق شد
    تــو ايـن دنـيـاي بــيـــزاري

    مــيــون خـــواب و بـيــداري
    تـو رو مــي ديــدم انـگــاري
    به من گـفـتـي نشو عاشق
    کــه عـشــق داره گرفـتاري

    گذاشتـي سـر روي شونـم
    به مـن گـفـتـي نمـي دونـم
    چگونه مي شه عاشق شد
    تــو ايـن دنـيـاي بــيـــزاري

    نشو عاشق نباش عاشق
    نـگـو حـتــي دوسـتـم داري
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    نباش عاشق نشو عاشق

    مني که قصه عشقمو با تو زندگي ديدم
    هواي قلبمو با تو هواي بندگي ديدم
    نپرسيدم نترسيدم مني که عاشقت بودم
    چرا گفتي که خواب عشقمو تو سادگي ديدم
    چرا عاشق ترين بودم تو رو عاشق نمي ديدم
    عجب خواب پريشوني تو روياي تو ميديدم
    که حتي آرزو کردم تو رو هرگز نمي ديدم

    نشو عاشق نباش عاشق
    نـگـو حـتــي دوسـتـم داري
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    ولي بي عشق چه خواهي کرد

    مني که قصه عشقمو با تو زندگي ديدم
    هواي قلبمو با تو هواي بندگي ديدم
    نپرسيدم نترسيدم مني که عاشقت بودم
    چرا گفتي که خواب عشقمو تو سادگي ديدم
    چرا عاشق ترين بودم تو رو عاشق نمي ديدم
    عجب خواب پريشوني تو روياي تو ميديدم
    که حتي آرزو کردم تو رو هرگز نمي ديدم

    نشو عاشق نباش عاشق
    نـگـو حـتــي دوسـتـم داري
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    ولي بي عشق چه خواهي کرد
    نباش عاشق نشو عاشق
    ولي بي عشق چه خواهي کرد