1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعري عاشقانه و فوق‌العاده زیبا

شروع موضوع توسط Zarirr ‏22/1/11 در انجمن کتاب الکترونیکی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    شدم موضوع نقاشی
    که شاید یاد من باشی
    شوی شاگرد نقاشی
    و....
    به روی بوم عمر من
    زدی نقشی
    ز بی نقشی
    گهی بر غم کشیدی
    من شدم خوشحال
    که شاید تو درختی
    تا فرود آیم به دستانت
    ولی دیدم که خورشیدی
    ز گرمایت شدم بی حال و بعد از مدتی اندک
    شدم بی تاب
    مرا دریاب
    ورق را پاره کردم دور ریختم
    ...........
    بروی صفحه ای دیگر
    شدی کوهی
    شدم کاهی
    که من اندر تو ناپیدا و شاید هیچ
    شدم غمگین
    کمی پر رنگترم کردی
    شدم چوبی
    تو هم کوهی
    چنانچه پیش از آن بودی
    شدم خوشحال
    مرا برد ناگهان سیلی
    شدم مجنون بی لیلی
    و شاید هم شدم فرهاد
    زدم فریاد
    زدم فریاد و همراهش زدم تیشه
    به روی بوم نقاشی
    ورق را پاره کردم دور ریختم
    ..............
    به روی صفحه ای دیگر
    شدم قلبی
    تو هم تیری
    میان سینه ام رفتی
    مرا کردی دو تکه
    ز عشقت خرد کردی
    ورق را پاره کردم دور ریختم
    ............
    به روی صفحه آخر
    شدم شبنم
    که من آهسته و نم نم
    چکیدم من ز برگ تو
    که لایق تر ز این جمله
    برایت نیست تصویری


    ​