1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

متن های خواندنی

شروع موضوع توسط Zarirr ‏19/11/10 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. از زمین خوردن کسى شاد مشو که نمیدانى گردش روزگار براى تو چه در آستین دارد ...


    امام علی (ع)
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. [​IMG]

    هر چقدر هم که ضعیف باشی

    گاهی اوقات
    می توانی تکیه گاه باشی
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. از انسانها غمی به دل نگیر ؛ زیرا خود نیز غمگین اند

    با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند

    زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛

    پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
    شاید باید خیش به خویش بست و "خویشتن" را دوباره شخم زد ,
    برای رویشی دیگر , و به امید بارشی از نو , به رستنی تازه رسید , که این قانونی از قوانین بقاست.
    اگر کسی به این ادراک رسید و حرکت داد گاو زمانه ، و تیز نمود حدید و آهن اندیشه را ,لایق این بقاست
    و اگر به ادراک آن نرسیده باشد که جوهر وجودش همان خاک است !
    و خاک چسبندگی و بستگی دارد و می بندد دلها را به خود و کلوخ می سازد مزرعه وجودی را ،
    باید شکسته و نرم شود , تا بستری مناسب شود از برای باروری و رویش .
    و اگر قدر نداند فرصتهایی که در اختیارش نهاده اند تا عافیت یابد از آفات و غیر این باشد !
    میوه وبرگ وساقه حتی ریشه اش در خاک وجود خویش خواهد پوسید !
    اگر قدر خود را یافتی قدرش را بدان و بدان قدر تو در قدر نهادن به دیگران است قدرت را ( آگاهی ها و ارزشت را) با دیگران بیامیز و از آن ریسمانی بساز ( حبل الله ) و از قدرت ( زور آزمایی با دیگران ) بپرهیز که او ( خدا ) همه را می خواهد و همه را می خواند که خوانده است و خوانده شدی برای استجابت
    خیش کن خویشتن خویش را..
    جوشقاني
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    عشق را بی معرفت معنا مکن
    زر نداری مشت خود را وا مکن
    گر نداری دانش ترکیب رنگ
    بین گلها زشت را زیبا مکن

    خوب دیدن شرط انسان بودن ست
    عیب را در این و ان پیدا مکن

    ای که از لرزیدن دل اگهی
    هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
    پیرو خورشید یا ایینه باش
    هر چه عریان دیده ای افشا مکن

    ...
    @};-
     
    z!ma، وضعیت سفید و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. دل آدمهامثل یک جزیره دور افتاده می مونه اینکه واسه اولین بار کی پا به جزیره می ذاره مهم نیست
    مهم اون کسی هست که هیچوقت اون جزیره را ترک نمی کنه.
     
    سایه، m naizar، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه اگر بمونی رفتنت سخت می شه
    و اگر رفتی جای پاهات تا ابد ماندگاره.
     
    سایه، m naizar، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. برگ در انتهای زوال میافتد و میوه در انتهای کمال،
    ببین چگونه می افتی ؟
    چون برگی زرد یا سیبی سرخ.
     
    سایه، m naizar، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    ...................
    بسیارزیبا@};-
    و تکیه گاه یعنی یک حس مشترک@};-
     
    farmar، سایه، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. پدری روزنامه میخواند
    پسر گفت:بابا بیا بازی!؟
    پدر که حوصله نداشت یه تیکه روزنامه که نقشه دنیا بود رو تیکه تیکه کرد
    و بهش گفت:
    فکر کن پازله...درستش کن
    چند دقیقه بعد پسرک پازل رو درست کرد
    پدر با تعجب گفت:
    تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی!!؟؟
    پسر گفت:
    آدمهای پشت صفحه رو درست کردم
    دنیا خودش درست شد...
     
    وضعیت سفید، سایه، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.