1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نظم و ترتيب در دستگاه خلقت

شروع موضوع توسط hector2141 ‏18/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/9/12
    ارسال ها:
    14,318
    تشکر شده:
    2,702
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    daneshjo
    قرآن كريم كوشش دارد كه ما اين نكته را درك كنيم كه هيچ چيزى در دنيا بر اساس تصادف به وجود نيامده و به وجود نمى‏آيد. همه اينها «حساب شده» است. از نظر علمى اين مطلب مسلّم است كه دنيايى كه ما مى‏بينيم، با اين همه اشياء مختلف و متنوعى كه دارد: يكى خورشيد است، يكى زمين، يكى ماه، يكى آب و يكى هوا؛ هوا باز اكسيژن دارد، ازت دارد؛ در زمين عنصرهاى زيادى وجود دارد، درخت وجود دارد، انسان وجود دارد؛ اين نظامى كه امروز ما مى‏بينيم، زمين به دور خودش و به دور خورشيد مى‏چرخد؛ حسابهايى كه در اين موارد وجود دارد [تصادفاً به‏ وجود نيامده است.]

    اگر فرض كنيم كسى بيايد يك قالى را كه بافته‏اند باز كند، تبديل مى‏شود به يك رشته نخها، بعد بيايد نخها را هم از يكديگر باز كند، تبديل مى‏شود به يك مقدار پشم و احياناً پنبه. آنوقت شما نگاه كنيد، همه چيز را على‏السويه مى‏بينيد، مى‏گوييد پس آن نقش كو؟ آن نظم كو؟ آن تركيب كو؟ ديگر وجود ندارد. در اصل چه بوده؟ در اصل همه اين قالى با اين همه اختلافاتى كه شما اكنون مى‏بينيد، توده‏اى از پشم بوده كه همه چيز در آن على‏السويه بوده است و اگر اين پشم را به حال خود گذاشته بودند و دست صنعتگر و هنرمندى آن را تبديل به نخ نكرده بود، بعد رنگ نكرده بود و بعد اين نخهاى رنگ‏شده را در يك نظام معيّن با يكديگر نبافته بود، يك چنين موجود زيبايى با اين نظم و ترتيب هرگز به وجود نمى‏آمد؛ يعنى خود اين توده پشم قابل اينكه خودش را به يك قالى تبديل كند نيست، يك دست هنرمند است كه اين را تبديل كرده است.

    اين دنياى ما، اول همين جور بوده، بعد هم همين جور خواهد شد، يعنى اگر همين طورى كه خدا وعده داده- و روزى هم خواهد شد- قدرت قاهره الهى بيايد بافته‏هاى اين عالم را از هم باز كند (ما خودمان به منزله يك بافته هستيم، هر انسانى يك بافته است، هر درختى بافته ديگرى است، هر حيوانى بافته ديگرى است، آب و هوا همين طور) ما به يك ماده يكنواخت مى‏رسيم كه هيچ چيزى با هيچ چيزى فرق ندارد، و اولش هم همين بوده، همه آن موادى كه اين‏همه اشياء متنوع [از آن‏] ساخته شده است امورى متشابه بوده؛ يعنى در ابتدا گازهاى پراكنده‏اى در عالم بوده و جز اين چيزى نبوده، از اينها اين همه چيزها و اين همه نظم و ترتيب‏ها درست شده است.

    حال آيا همين طور تصادفى بوده كه از اين ماده يكنواخت در روى زمين يك مقدار آب به وجود بيايد، اقيانوسها به وجود بيايد، موجود زنده به وجود بيايد، انسان به وجود بيايد، اين چيزهايى كه همه به درد يكديگر و به كار يكديگر مى‏خورند، هواى قابل تنفس وجود داشته باشد، روى زمين به اين شكل در بيايد كه هم سفت باشد و هم نه آنقدر سفت كه غير قابل سكونت باشد و نشود در آن كشاورزى كرد؟ اينها را همين طور تصادف به وجود آورد، يا نه، تمام اينها روى نظم و حساب و تدبيرى بوده؟ قرآن اسم اين را مى‏گذارد «تسخير»، تسخير الهى. البته در مسائلى كه كوچكتر است انسان زودتر درك مى‏كند تا در نظام كل، [ولى‏] نظام كل و نظام جزء فرق نمى‏كند.

    يك نمونه‏

    مثلًا يك حيوان پستاندار، انسان يا غير انسان، يك زن آبستن مى‏شود، كم كم بچه در رحم او رشد مى‏كند. اولًا قبل از اينكه اين زن به دنيا بيايد با او دستگاهى به نام «پستان» ساخته شده كه با پستان مرد فرق مى‏كند. ماههاى آخر حملش كه مى‏شود تدريجاً اين پستان بزرگ مى‏شود و شير در آن پيدا مى‏شود به طورى كه آن روزهاى آخرى كه اين بچه دارد به دنيا مى‏آيد اين پستان پر از شير و پر از مايعى است كه از نظر علمى مفيدترين غذا براى آن كودكى است كه از رحم به دنيا مى‏آيد. ما دو جور مى‏توانيم روى اين [مطلب‏] فكر كنيم؛ يكى اينكه بگوييم تصادفاً اين زن وقتى مى‏خواست از مادرش متولد بشود دختر شد، و تصادفاً در هر دخترى دستگاه شيرسازى و شيردهى به نام «پستان» و جهازاتى كه شير را مى‏سازد به وجود آمد.

    اين پستان هم شير نمى‏كند ولى همين قدر كه بچه در رحم پيدا شد و بزرگ و بزرگتر شد، مقارن ايامى كه مى‏خواهد به دنيا بيايد تصادفاً بدون اينكه ارتباطى ميان اينها باشد پرشير مى‏شود. اين يك جور طرز تفكر است كه هيچ عاقلى نمى‏تواند چنين احتمالى بدهد. يكى ديگر اين است كه خير، در آن طرح اصلى خلقت همه اينها طرحريزى شده؛ يعنى ميان پيدايش يك بچه در رحم و فعاليت كردن دستگاه پستان در وجود اين زن ارتباط مستقيمى برقرار است؛ ايندو با اينكه به ظاهر با يكديگر بى‏ارتباط هستند، در متن واقع براى يكديگر خلق شده‏اند. اگر در متن خلقت قرار نبود بچه‏اى در رحم اين زن خلق بشود دستگاه پستان هم خلق نمى‏شد، و اگر دستگاه پستان در اين جنس خلق نمى‏شد اساساً بچه‏اى خلق نمى‏شد، ايندو با يكديگر ارتباط دارند. افراد استثنائى، همان استثنائى بودنشان خودش دليل است.

    وقتى شما از يك متخصص بپرسيد چرا فلان زن آبستن نمى‏شود، مى‏گويد اين علت خاصى دارد، يعنى يك بيمارى است، عاملى آمده و خلقت و طبيعت را از مسير اصلى خودش منحرف كرده. پس مسير اصلى اين است كه [اين توانايى را] داشته باشد. هميشه يك عامل خارجى سبب مى‏شود كه بيمارى پيدا شود.

    پس اينجا ما دو طرز تفكر داريم؛ يكى اينكه ميان بچه و شير پستان هيچ ارتباطى قائل نباشيم، و ديگر اينكه ميان ايندو ارتباط قائل باشيم، يعنى بگوييم آن نيرويى كه بچه را خلق مى‏كند همان نيروست كه دستگاه پستان را در جنس ماده پستاندار قرار داده است.

    عين همين مطلب در كل عالم هست؛ يعنى خورشيدى باشد، زمينى باشد، عوامل جوّى باشد، عوامل زمينى باشد [و ميان اينها ارتباط نباشد و نيروى واحدى خالق اينها نباشد؛ چنين چيزى قابل قبول نيست.] اصلًا نسبت عوامل جوّى با زمين به اصطلاح فلاسفه نسبت پدر و مادر است؛ آنها را «آباء سبعه» مى‏گفتند و اينها را «امّهات اربعه». مى‏گفتند چهار مادر و هفت پدر، از باب اينكه آن عوامل، عوامل مذكر تشخيص داده مى‏شد و اين عوامل، عوامل مؤنث. انسان و حيوان و گياه را مى‏گفتند «مواليد ثلاث» يعنى سه بچه. هفت پدر، چهار مادر، سه بچه. اين بچه‏ها كه پيدا مى‏شوند اين زمين به منزله مادر آنهاست. يك كشاورز كه مى‏رود سينه زمين را مى‏شكافد، او حكم همان بچه‏اى را دارد كه چنگال به پستان مادرش مى‏زند و مى‏خواهد از آن شير بگيرد؛ و از هر عالمِ حقوقى اگر شما بپرسيد شير پستان يك مادر مال بچه اوست يا مال او نيست، مى‏گويد مال بچه است. اگر مادرى بخواهد بچه را از شير خود محروم كند هر قانونى آن مادر را قابل مجازات مى‏داند، چرا؟

    مى‏گويند چون شير مال اين بچه است، تو چرا او را محروم مى‏كنى؟ اگر مادر بخواهد اين شير را به يك بچه ديگر بدهد و به اين بچه ندهد مى‏گويند تو چرا شير اين بچه را به بچه ديگر داده‏اى؟ من نمى‏فهمم ماترياليستها اينجا چه فكر مى‏كنند در صورتى كه آنها نبايد هيچ فرقى قائل باشند. از نظر آنها شير مادر هيچ ارتباطى با بچه نبايد داشته باشد.

    به همين دليل مواليد زمين هم مال همين موجودات روى زمين است. تعبير خود قرآن است: «وَ جَعَلْنا لَكُمْ فيها مَعايِشَ» «۱»، «وَ لَكُمْ فِى الْارْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ الى‏ حينٍ» «۲» شما را از زمين آفريديم، از خاك آفريديم و در روى زمين آفريديم و در همين زمين هم مايه معيشت شما را قرار داديم، يعنى در پستان همين زمين مايه‏هايى قرار داده‏ايم كه شما از اين مايه‏ها زندگى مى‏كنيد؛ و به همين دليل آنچه كه در پستان زمين وجود دارد از مختصات هيچ فردى نخواهد بود، براى همه مردم است. همه مردم بچه‏هاى زمين هستند و هر چه كه در پستان اين زمين هست قهراً مال همه مردم است با اين تفاوت كه بچه به حكم آن ضعفش شيره كاملًا آماده به دهانش گذاشته مى‏شود ولى به انسان بزرگ مى‏گويند يك مقدار كارش را خودت بايد بكنى و به تناسب كارى كه ايجاد مى‏كنى ذى‏حق مى‏شوى، كه اين خودش داستان ديگرى است.

    قرآن مى‏خواهد بگويد كه تمام نظام عالم اين جور است. آن اقيانوس را اگر شما مى‏بينيد، همان ماده بسيط يكرنگ [است كه‏] يك جايش به صورت اقيانوس درآمده. اگر كشتى را مى‏بينيد، چوب يك جنسى است كه در اصل از جنس همين آب و خاك بوده ولى به گونه‏اى ساخته شده است كه سبكتر از آب است و چون سبكتر از آب است در آب غرق نمى‏شود. باد در دنيا وجود دارد كه در كشتيهاى بادى از همان باد استفاده مى‏كردند و كشتيها را مى‏راندند. يك وقت خيال نكنيد كه اينها يك سلسله عوامل تصادفى است كه به وجود آمده؛ تمام اينها در نقشه تدبير اين عالم گنجانده شده است؛ و در واقع به ما مى‏گويد شما به عالم به چشم يك كتاب نگاه كنيد؛ هر چه بيشتر مطالعه كنيد بيشتر مطلب كشف مى‏كنيد و اصلًا بيشتر آگاهى را در عالم حس و لمس مى‏كنيد.

    پی نوشتها :

    (۱). حجر/ ۲۰/

    (۲). اعراف/ ۲۴/

    (مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏۲۶، ص: ۶۹۰)

    منبع : سایت نور منجی