پاسخ : عشق از منظری دیگر خوب........ عشق محترمه... از خود گذشتنه.... اگر همچین حالتی باشه طبق مرام مسلک عشق باید از خودت بگذری نه از طرف.... آره. شاید بشه گفت تو رابطه این تهه خطه. ولی اگر طرف هم عاشقت باشه همیشه امیدی به برگشت داره. ولی اگه یه طرفه باشه، دیگه خودتیو یه دنیا تو خودت. البته خطابم به شما نیست. شاید حرفام سایه ای از خودم باشه، و نظرم شخصیمه. چیزیه که درکش کردم. بعضی مواقع باید به از دست دادنم عادت کنیم. این رسم زندگیه....
پاسخ : عشق از منظری دیگر اما یادتون نگه دارید ما بی دلیل عاشق میشیم عاشق شدن دلیل نمیخواد دل میخواد (جمله ای تکراری) راهتون رو عوض میکنید و عشقی جدید؟ اما میتونید فقط تو ظاهر بگذرید میتونید تو باطن براش صبر کنید و با تمام تنهایی ها بسازید نه؟ میتونید صبر کنید و بوقتش ثابت کنید که تو نبودش با چه چیزهایی سر کردید اما صبر واسه کسی که امیدی به برگشتش ندارید سخته یعنی سخت نیساااااااا ، طاقت فرساست کار هر کسم نیست
پاسخ : عشق از منظری دیگر زیباترین جمله ای که در مورد عشق و دوست داشتن خوندم : دکتر شریعتی می گویند : دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بیارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد…" پیشنهاد می کنم کتاب هبوط در کویر رو بخونید دوست عزیز ، بچه ها اینطوری شرکت نمی کنن اگه دوست داشته باشید بچه های بیشتری شرکت کنن ، منم می تونم از قدرتم استفاده کنم و دعوتشون کنم به تاپیک البته اگه دوست داشته باشید.
پاسخ : عشق از منظری دیگر فهمیدن طرز فکر آدما میتونه یه زندگی رو بسازه میتونه ناامیدی رو امید کنه هر کس بخواد شرکت کنه بخاطر دل خودشه نه مدالی به من میدن و نه رتبه ای خوشحال میشم کمک کنید
پاسخ : عشق از منظری دیگر خوب من این وضعیتیو که میگید کاملاً درک میکنم. چون همین الان تو این وضعیتم. ما از زمان بچگی یه شرایطیو برای خودمون میسازیم و یه ایده آلی به وجود میاریم. بعدها با واقعیت روبرو میشم. موضوع اینه که ما بین این دو حالت گیر میکنیم. من گفتم عشق نمیره....... شاید بارها دوست داشته باشید ولی دیگه ادم عاشق نمیشه، بازم میگم نظر منه. ادم بعضی وقتا به جایی میرسه که میگه من چیم؟ کیم؟ چه ارزشی برای دیگران دارم؟ نمیشه همه چیزو تو جمله اورد... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یه مورده دیگه ای هم که هست باید بدونیم هیچ وقت آدم سیر از شکم آدم گشنه خبر نداره........(خطاب به کسانی که دردشو حس نکردن)
پاسخ : عشق از منظری دیگر خب اگه کسی بعد این حرفی داشت در این مورد بگه سوال بعد : حاضرید به خاطر عشقتون غرورتون رو زیر پا بذارید؟ اصلا غرور جلوی اون فرد یا اون چیز معنی داره؟ لطفا جمله ی کلیشه ای به کار نبرید (باز میگم :دیده ی دل رو به کار بگیرید)
پاسخ : عشق از منظری دیگر آره بابا غرورکه چیزی نیست حاضرم ازهمه چی به خاطررش دست بکشم راستش خیلی وقتها پیش اومده که هرچی گفته همون شده باخودم خیلی فکرمیکنم پس چی شد اون همه غرور!!؟چراکم میارم!!چراهرچی اون میگه من قبول میکنم؟با این که دخترسرسختی هستم!!! یا اگه مثلا اشتباهی کرده ومن دل گیرشدم ..با یک ببخشید همه چی به کل ازذهنم پاک میشه خودم موندم چرا؟یعنی اونم حاضره به خاطرمن این کارها رو بکنه؟و...................
پاسخ : عشق از منظری دیگر یه جور دیگه هم میشه فکر کرد چرا شما کاری میکنید که خیلی از هم سن و سال های شما عاجزن؟ چرا شما طوری حساسید که خیلیا واسه خودشون سنگین میدوننن؟ چرا شما به زندگی طعم میدید(با گذشت کردن)؟ اینو از ته دل میگم : شما اینارو دارید : نرمی،بخشش،مدارا ،پشتکار (شاید عاشقی همین باشه):love0041: