1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

می ترسم

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏17/1/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    می ترسم برف تمام شود و من و تو آغاز
    نشویم , می ترسو بهار بدون پروانه و
    پرستو باید , می ترسم مشقهایمان نیمه تمام
    بماند و یادم برود کتابم را از زیر باران
    بردارم . می ترسم نخستین شکوفه ها
    غافلگیرم کنند و نسیم زیبایی که از شمال
    می وزد مرا از تو غافل کند . نمی خواهم
    بی تو عطر گوجه ها را ببویم , نمی
    خواهم بی تو هوا را به ریه هایم بفرستم
    نمی خواهم بی تو شاعر باشم . اگر به
    من اجازه داده شود که یک بار دیگر هر
    طور که دلم می خواهد به دنیا بیایم
    گنجشکی خواهم شد تا هر صبح همراه تازه
    ترین نورها به اتاقت سرک بکشم . ای آنکه
    برای بیداری از بانگ خروسان بی نیازی
    چشم هایت را همیشه باز بگذار تا ماه برای
    روشن شدن منت خورشید را نکشد و
    عاشقان هر وقت که دلشان می خواهد برای
    تو نامه بنویسند . می ترسم برف تمام شود
    و هیچ اتفاقی نیافتد و هیچ کس قلب مرا
    برای تو معنا نکند و نقاشان قد کشیدن
    سروها عبور قایق ها و صیقل خوردن
    صدای بلبلان را نبینند می ترسم برف تمام
    شود و حرف های من نیمه تمام بماند و
    کلمه ها یخ بزنند و هرگز تنوانم بگویم :
    تو را دوست دارم !