در قرآن مجيد نزديك به چهل آيه درباره كوهها و اثرات آنها در حيات موجودات زمين نازل شده است. وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» «1» و در زمين، جاى [مناسبى] به شما بخشيد كه از مكانهاى هموارش براى خود قصرها بنا مىكنيد، و از كوهها خانههايى مىتراشيد، پس نعمت هاى خدا را ياد كنيد و در زمين تبهكارانه فتنه و آشوب برپا نكنيد. وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ الْجِبالِ أكْناناً» «2» از كوهها پناهگاههايى برايتان به وجود آورد. أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ» «3» آيا ندانستهاى كه هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است و خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم براى او سجده مىكنند؟ و بر بسيارى [كه از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرّر شده است. و كسى را كه خدا خوار كند، گرامى دارندهاى براى او نيست؛ به يقين خدا هر چه را بخواهد انجام مىدهد. وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي اتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ» «4» و كوهها را مىبينى [و] آنها را [در جاى خود] بىحركت مىپندارى، در حالى كه آنها مانند ابر گذر مىكنند. آفرينش خداست كه [آفرينش] هر چيزى را محكم و استوار كرده است؛ يقيناً او به آنچه انجام مىدهيد، آگاه است. وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ» «5» و در برخى از كوهها راههايى است به رنگهاى مختلف: سپيد و سرخ و سياه پر رنگ. «اين احتمال نيز در آيه داده شده كه خود كوهها همانند خطوط و جادههايى است كه بر سطح زمين كشيده شده است كه مخصوص از فاصلههاى دور كاملًا محسوس است، خطوطى كه بعضى سفيد و بعضى سرخ و بعضى سياه پررنگ است، خطوطى كه دست تقدير حق بر چهره زمين ترسيم كرده است. وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً» «6» و كوهها را ميخهايى [براى استوارى آن؟]. اوْتاد جمع وَتَد به معناى ميخهاى بزرگ است. گفته مىشود كه مركز زمين، آتش مشتعل است كه گاهى از دهانه كوههاى آتشفشان مقدار كمى از موادّ گداخته درونى به سطح زمين پرتاب شده و شهرى عظيم مانند «پمپئى» «7» را نابود مىسازد. روى اين كره آتش پوسته نازكى است كه جانداران بر آن زندگى مىكنند. در فاصلههاى كم يا زياد، كوهها قرار دارند كه هر قطعهاى از قشر زمين به آنها اتّصال مىيابد. اگر كوهها تكيهگاهى براى اين قطعات مختلف نباشند، يكسره سطح زمين در نتيجه فشار موادّ منفجره از داخل در حركت و اضطراب مىافتد و گرفتار زلزلههاى ويرانكننده و پى در پى مىشود. پس خيمه سطح زمين را ميخهاى محكم كوهها آرام نگه مىدارند. و نيز كسانى كه اندك اطلاعى از علم هواشناسى دارند مىدانند كه سَوْرت و شدّت بادها هنگامى كه به سطح زمين مىرسد به وسيله كوهها شكسته مىشود، وگرنه همواره بادهاى شديد، طوفانهاى عجيب ايجاد مىكرد و آرامش سكنه زمين را بر هم مىزد و درختهاى بسيار بزرگ را از ريشه مىكند و جانوران را پرتاب و زندگى را بر همه زندگان، دشوار بلكه محال مىساخت.» «8» وَإلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ» «9» و به كوهها كه چگونه در جاى خود نصب شده؟ فوايد كوهها در بقاى زمين «چند عامل اساسى براى متلاشى شدن كره زمين موجود است: آب درياها در تابستان بخار مىشود، به بالا مىرود، در زمستان به صورت برف و باران باز مىگردد و در مخزنهاى طبيعى جمع مىشود، در دل تپّهها اندوخته مىگردد، برفها در قلّه كوهستانها انباشته مىشود، در تابستان و بهار آب شده جريان پيدا مىكند، قسمتى از آن به زمين فرو مىرود، پارهاى از مخازن زيرزمينى براى گنجايش آبهاى اندوخته تنگ مىباشد، آب زمين را مىشكافد، به شكل چشمه بيرون مىآيد، بخشى از آبهاى زيرزمينى در اثر حرارت داغ مىشود، بخار مىشود و خطر انفجار پيش مىآيد. زمين ساعتى 180 هزار كيلومتر فضا را به دور خورشيد مىپيمايد و ساعتى 1680 كيلومتر مانند فرفره به گرد خود مىچرخد، و به طور كلّى كره زمين مانند مهرهاى است كه چهارده حركت گوناگون دارد كه مؤثّرترين عامل اضطراب و تلاشى وى مىباشد. گاز و مههايى كه در درون زمين متراكم شده به شدّت به آن فشار مىآورند، ولى كره زمين هزاران سال است كه با همه اين عوامل تخريب مبارزه كرده و همچنان سر پا ايستاده است، چرا؟ سازنده زمين هنگامى كه زمين را مىساخت همه آن را يكجور قرار نداد. قسمتى از آن را خاره و سخت قرار داد و آنها را مانند شبكه در عمق زمين به هم متصل كرد و ما آنها را كوه مىناميم. ريشه كوهها در اعماق زمين فرو رفته و مانند اسكلت انسان، استخوانبندى زمين را تشكيل مىدهند و از هم پاشيدن كره زمين جلوگيرى مىكنند. پس كوهها بزرگترين خدمت را به موجودات زنده روى زمين انجام مىدهند؛ چه، اگر اين كوهها نمىبودند زندهاى در زمين نمىماند. آيا جلوگيرى از نابودى موجودات زنده از هزاران ناحيه، نشانه قدرت بىپايان و دانش بىپايان و حكمت بىپايان او نمىباشد؟ كوهستانها در تعديل حركات زمين نيز تأثير دارند و آنها مانند لنگرى هستند براى كشتى زمين در اقيانوس بىكران فضا. كوهستانها ديوارى هستند كه از بادهاى سرد اقيانوس منجمد شمالى جلوگيرى مىكنند و يا از شدّت آنها مىكاهند، چنانكه در كويرها در اثر نبودن كوه، به نمونهاى از طوفانهاى موحش و ويران كننده بر مىخوريم. كوهها در برابر گذشتن ابرها سدّى هستند تا آبهاى آنها را در مخازن خود بريزند و نگهدارى كنند و رودها را تشكيل دهند. اگر كوهى نبود آب ابرها به هدر مىرفت. آنوقت تكليف زندهها چه مىشد؟ كوهها از درجات حرارت مىكاهند و صولت گرما را مىشكنند و نقاط ييلاقى و خوش آب و هوا ايجاد مىكنند. كوهها در كشور گرم حبشه و سرزمين هند، مناطق سردسيرى ايجاد كردهاند. كوهها در شكم خود معادنى قيمتى مىپرورانند و براى ازدياد ثروت بشر و آسايش وى عامل اساسى هستند. آيا باز هم مىتوان گفت كه اين جهان خداوندى دانا، توانا و حكيم ندارد؟!» «10» [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]بود تو مقصود وجود است و بس[/TD] [TD][/TD] [TD]جز تو همه گفت و شنودست و بس[/TD] [/TR] [TR] [TD]كعبه تويى و آن همه راه تواند[/TD] [TD][/TD] [TD]چشم تويى جمله نگاه تواند[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نبود مُهر تو بر نامهها[/TD] [TD][/TD] [TD]جمله بشويند به خون جامهها[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نه نسيم تو بر آدم وزد[/TD] [TD][/TD] [TD]در چمنِ روضه، لبِ غم گزد[/TD] [/TR] [TR] [TD]ورنه ز مهر تو درِ دل زند[/TD] [TD][/TD] [TD]نوح كجا خيمه به ساحل زند[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نه خليل از تو پذيرد فراغ[/TD] [TD][/TD] [TD]كلفت آتشكده يابد ز داغ[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]گر ندمى بر لب يوسف نفس[/TD] [TD][/TD] [TD]تيز نجوشد به نباتش مگس[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نه ز دست تو كشد خضر جام[/TD] [TD][/TD] [TD]زهر شود آب حياتش به كام[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نه ز ديوان تو يابد نشان[/TD] [TD][/TD] [TD]مور بتابد ز سليمان عنان[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر نه فشانى به لبش ساز و برگ[/TD] [TD][/TD] [TD]از دم عيسى بچكد زهر مرگ[/TD] [/TR] [TR] [TD]اين همه از فيض تو آراسته[/TD] [TD][/TD] [TD]دست به دامان تو برخاسته[/TD] [/TR] [TR] [TD]من كه نگنجم به حساب عدم[/TD] [TD][/TD] [TD]نيستم از فيض تو نوميد هم[/TD] [/TR] [TR] [TD]زمزمه نعت تو سنجم مدام[/TD] [TD][/TD] [TD]هست مرا بلبل باغ تو نام[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE]