اميرالمؤمنين عليه السلام در توضيح آيه شريفه: لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ» «1» براى انسان از پيش رو و پشت سر، مأمورانى است كه همواره او را به فرمان خدا [از آسيبها و گزندها] حفظ مىكنند. فرموده است: «فرشتههاى نگهبانِ از مَهلكهاند تا وقتى كه انسان به مقدَّر خود رسد، چون رسد او را بدان وانهند.» «2» و در همين زمينه آمده: «خداوند مهربان بر آدمى فرشته گماشته تا از همه سو او را پاسبانى نمايند.» «3» فرشتگان حافظ انسانند از خطرات آدميان و جانوران. كعب گفته: «اگر خداوند شما فرشتهها را نگماشته بود كه شما را از حوادث حفظ كنند، پريان شما را در خوراك و نوشيدن و عورات آسوده نمىگذاشتند.» «4» به رسول با كرامت اسلام صلى الله عليه و آله گفته شد: چند فرشته به همراه انسان است؟ فرمود: «يكى از يمين براى حسنات، و او ناظر بر فرشته طرف يسار است، چون كار نيكى انجام دهى ده برابر نويسد، و چون عمل بد انجام دهى آن كه در چپ است به فرشته طرف راست گويد: بنويسم؟ گويد: نه، شايد توبه كند. تا سه بار كه گفت، گويد: اكنون بنويس، خدا ما را از او آسوده كند، چه بد همنشينى است! چه كم ملاحظه و شرم از خدا دارد! اين است قول خداى تعالى: لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ» «5» براى انسان از پيش رو و پشت سر، مأمورانى است. و فرشتهاى كه زمامت را در اختيار دارد، چون براى پروردگارت تواضع كنى تو را بالا برد، و اگر تكبّر كنى تو را خرد كند. دو فرشته بر لبان تواند، نمازت را نگهدارند. فرشتهاى بر دهان توست تا مار در آن نرود. فرشتهاى بر ديده توست. و اينان ده فرشتهاند براى آدمى در شب و در روز كه جمعاً بيست فرشتهاند.»«6» روايت شناس عظيم القدر علّامه مجلسى فرموده: «اگر بگويند اين فرشتهها و تسلّط آنها به آدميزاده چه سودى دارد؟ جواب دهيم چند وجه دارد: 1- شيطان انسان را به شر و معصيت مىكشاند، و اين فرشتهها در برابر او آدمى را به خير و طاعت. 2- مجاهد گفته: هيچ بنده خدا نباشد جز اين كه فرشتهاى بر او گماشته شده تا او را از پرى، آدمى و جانوران نگه دارد. 3- مىبينيم كه بسا خاطرهاى به قلب ما مىآيد و سببى ندارد، و بعد روشن مىشود كه سبب مصلحتى بوده، و بسا كشف شود كه سبب بلا يا گناه و تباهى بوده. و آن داعى نخست از فرشته هادى است، و آن دوّمى از شيطان گمراه كننده. 4- چون آدمى بداند فرشته، كردار او را ثبت مىكند و آمار مىنمايد و با اوست، بيشتر از گناه حذر مىكند، چنانكه با حضور انسان محترمى شرم مىكند و گناه نمىنمايد.» «7» اصناف فرشتگان در كلام مجلسى آن بزرگ مرد الهى در توضيح سه آيه اوّل سوره صافّات: وَالصَّافَّاتِ صَفّاً* فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً* فَالتَّالِيَاتِ ذِكْراً» «8» سوگند به صف بستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] كه صفى [منظم و استوار] بستهاند،* و به بازدارندگان كه [انسان را از گناهان] به شدت باز مىدارند،* و به تلاوتكنندگان وحى. فرموده: «اين سه وصف: صافّات، زاجرات و تاليات، كه به آنها سوگند ياد شده بسا وصف يك چيز باشند، و بسا از سه چيز جدا. بنابر اوّل، در آن چند وجه است: 1- وصف فرشتهها باشند به اين تقرير كه آنها براى عبادت در آسمانها صف مىكشند، چنانچه خداوند فرموده: وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ» «9» و همانا ما [براى اجراى فرمان خدا] صف بستگانيم. و گفتهاند: در هوا پر در پر صف شوند و انتظار فرمان خدا برند. و بسا مقصود اين باشد كه درجه بندى شدهاند و هر كدام درجه مشخّص دارند در شرف و فضل يا در جوهر و اثر كه اين درجهها چون صف تغييرپذير نباشند. و امّا زاجرات، ليث گفته: زجر شتر، تشويق اوست به راه رفتن؛ و زجر آدمى باز داشتن اوست از كار بد. و وصف فرشته به زجر چند وجه دارد: 1- ابن عبّاس گفته: مقصود فرشتههاى گماشته برابرند كه آن را از جايى به جايى مىرانند. 2- مقصود فرشتههاى اثر بخش در دل آدميزادهاند كه وجدان او را برانگيزند تا از گناه باز ايستد. 3- شايد هم فرشتههائى باشند كه شياطين را از بد كردارى و آزار آدمى باز مىدارند. من مىگويم: در علوم عقليه ثابت است كه موجودات بر سه دستهاند: يكم: اثر بخشِ اثرناپذير كه خداوند سبحان است، كه اشرف موجودات مىباشد. دوم: اثرپذيرِ بى اثر در ديگر و آن عالم اجسام است كه پستتر موجودات است. سوم: اثر بخش در چيزى و اثرپذير از ديگرى و آن عالم ارواح است كه از خدا اثر پذيرد و در اجسام اثر بخشد، و جهت اثرپذيرى او از خدا جز جهت اثر بخشى اوست بر اجسام و قدرت تصرّف در آنها. و اين كه فرمود: فَالتّالِياتِ ذِكْراً، اشاره است به جهت اثرگيرى كه اشرف از جهت اثر بخشى است در عالم اجسام. چون اين را دانستى، گفته او: وَالصّافّاتِ صَفّاً اشاره است به ردهبندى فرشتهها براى پرستش و طاعت و خضوع و خشوع كه جهت پذيرش اين جواهر قدسيّه است هرگونه نور الهى و كمال صمدى را. فَالزّاجِرات زَجْراً، اشاره است به اثر بخشى اين فرشتهها در روشنگرى ارواح قدسيّه بشر، و بر آوردن آنها از قوّه و استعداد به فعليّت. فَالتّالياتِ ذِكْراً، اشاره به وضع تأثير آنها در افاضه پرتوهاى قدسيّه و انوار الهيّه به نفوس روشن ناطقه بشريّه.» «10» [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]ساقى دُرد كشان دى درِ ميخانه گشود[/TD] [TD][/TD] [TD]آشنايى نظر لطف به بيگانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD]برد در پاى خُم و بر دل پيمان شكنم[/TD] [TD][/TD] [TD]عقدهها بود بسى باز به پيمانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD]دل شد آزاد چو او از شكن زلف به خال[/TD] [TD][/TD] [TD]گره و سلسله و خُم به سر شانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD]دام با دانه به هر مرغ زيان بود و مرا[/TD] [TD][/TD] [TD]كار مرغ دل از اين دام كه با دانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD]كرد ديوانهام از عشق و برين گونه زرد[/TD] [TD][/TD] [TD]چشم وا كرد و شفا خانه ديوانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD]من پى گنج غم عشق تو ويرانه شدم[/TD] [TD][/TD] [TD]مَثَل است اين كه در گنج به ويرانه گشود[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] (صفا اصفهانى) فرشتگان در كلام امام على عليه السلام در توضيح: وَالنّازِعاتِ غَرْقاً» «11» سوگند به فرشتگانى كه [روح بدكاران را به شدت از بدنهايشان] بر مىكنند. از امام على عليه السلام روايت است: فرشتههايى هستند كه جان كفّار را به سختى از بدن آنها بيرون كشند، چنانكه كماندار زه را تا پايان بكشد. «12» در توضيح: وَالنّاشِطاتِ نَشْطاً» «13» و سوگند به فرشتگانى كه [روح نيكوكاران را به نرمى و ملايمت از بدنهايشان] بيرون مىآورند. از اميرالمؤمنين عليه السلام وارد است: مقصود فرشتههايى هستند كه جان كفّار را از ميان پوست و ناخن بكشند تا از درون آنها با رنج و اندوه برآرند. «14» در تفسير: وَالسّابِحاتِ سَبْحاً» «15» و سوگند به فرشتگانى كه [براى اجراى فرمانهاى حق] به سرعت نازل مىشوند. امام على عليه السلام آمده: فرشتههايى هستند كه جان مؤمنان را به نرمى و راحت از تن برآرند، سپس آنها را واگذارند تا آسايش كنند، مانند چيزى كه در آب شنا دهند. «16»در توضيح: فَالسّابِقاتِ سَبْقاً» «17» و سوگند به فرشتگانى كه [در ايمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر يكديگر [به صورتى ويژه] سبقت مىگيرند. از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده: فرشتههايى هستند كه در خير و ايمان از آدميزادگان سبقت گيرند، يا به وحى بر انبيا از ديوان پيش افتند، و ارواح مؤمنان را زود به بهشت رسانند.«18» و در: فَالْمُدَبِّراتِ أمراً» «19» و سوگند به فرشتگانى كه [به اذن خدا امور آفرينش را] تدبير مىكنند. از امام على عليه السلام آمده: فرشتههاى سرپرست كار بندههايند از سال تا سال. «20» و يا مقصود جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرافيل است كه امور جهان را به اذن حق سرپرستى كنند. اميرالمؤمنين عليه السلام درباره فرشتهها فرموده: آنان را آفريدى و در آسمانهايت جا دادى، نه سستى دارند، نه غفلت و نه گناه؛ از همه به تو داناترند و از تو ترسانتر، به تو نزديكترند و از تو فرمانبردارتر، نه خواب دارند و نه از هوش روند و نه تنشان سست شود، نه پشت پدر بودند، نه رحم مادر ديدند و نه از نطفه خلق شدهاند؛ يكباره آنها را آفريدى و در آسمانهايت جا دادى و در پناهت ارجمند داشتى و امين وحى خود ساختى و از هر آفتشان دور داشتى و از هر بلا بر كنار نمودى و از هر گناه پاك. اگر نيرو بخشى تو نبود نيرو نداشتند، اگر پايدار كردنت نبود پايدار نبودند، اگر لطف تو نبود فرمانبردار نشدند و اگر تو نبودى نبودند. ولى با اين مقام و اين فرمانبرى و شأنى كه در پيشگاهت دارند و كم غفلتى از فرمانت، اگر آنچه از تو بر آنان نهان است معلوم گردد، كارهاى خود را اندك و ناچيز شمارند و خود را زبون دانند و بدانند كه حقّ پرستشت را انجام ندادند. منزّهى تو آفريننده و معبود، چه نيك است آزمايش تو از آفريدهات!«21» فرشتگان در كلام امام صادق عليه السلام علىّ بن ابراهيم قمّى به سندش از حضرت صادق عليه السلام در پاسخ اين پرسش كه فرشتهها فزونترند يا آدميزادها؟ روايت كرده كه فرمود: به آن كه جانم به دست اوست البتّه فرشتهها در آسمان از شمار خاك زمين بيشند، در آسمان جاى پايى نيست جز اين كه فرشتهاى تسبيح و تقديس كند و در زمين درخت و كلوخى نيست جز اين كه فرشتهاى بر آن گماشته، و خدا هر روز كار او را بياورد و خدا به او داناتر است، هيچ كدام نيستند جز اين كه هر روز به ولايت خاندان من به خدا تقرّب جويند و براى دوستان ما آمرزش خواهند و به دشمنانمان لعن كنند و از خدا عذاب آنها را خواهند. «22» در كتاب با عظمت «احتجاج» از هشام بن حكم روايت كرده كه زنديق در پرسشهاى خود از امام صادق عليه السلام پرسيد: چه علّت دارد فرشتههايى گماشته بر بندههايش كه خوب و بد او را بنويسند، با اين كه خدا نهان و نهانتر را مىداند؟ فرمود: بدين وسيله آنان را به عبادت گرفته و گواهان خلقش ساخته، تا بندههايش بيشتر مواظب طاعت خدا باشند و از گناهش خوددار گردند، بسا بندهاى كه قصد گناه كند و فرشته را ياد آورد و باز ايستد و مىگويد پروردگارم مرا بنگرد و حافظان گواه بر من شوند. و نيز خدا به لطف خود آنها را بر بندهاش گماشته تا ديوان سركش و جانوران زمين و آفات بسيارى را از آنجا كه نبينند به فرمان خدا از او بگردانند، تا فرمان خداى عز و جل رسد. «23» در تفسير علىّ بن ابراهيم در قول حضرت حق: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» «24» براى انسان از پيش رو و پشت سر، مأمورانى است كه همواره او را به فرمان خدا [از آسيبها و گزندها] حفظ مىكنند. امام باقر عليه السلام مىفرمايد: فرشتهها به فرمان خداوند حافظ اويند از اين كه در چاهى افتد، يا ديوارى بر او فرود آيد، يا بدى بدو رسد، تا چون مقدَّر خدا آيد او را به آن رها كنند و به دست مقدَّرش سپارند. آن دو فرشتهاند پاسبان شب، و دو تا پاسبان روز كه به دنبال هم باشند. «25» در كتاب كم نظير «الكافى» به سندش از ابى اسامه گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم، مردى از آداب دستشويى و بيت الخلا پرسيد؟ فرمود: ياد خدا كند و از شيطان رجيم به حضرت حق پناه برد، و چون تمام كردى بگو: «سپاس خدا را بر اين كه به آسانى و عافيت آزار از من بدر كرد». مرد گفت: آدمى در اين حال تاب نيارد جز اين كه بنگرد بدانچه از او بيرون آيد! فرمود: در زمين هيچ آدمى نيست جز اين كه دو فرشته بر او گماردهاند تا در اين حال گردنش را به زير آرند و گويند: اى آدميزاده، بنگر تا آنچه برايش در اين جهان رنج مىكشى چه مىشود! «26» كلينى به سندش از امام صادق عليه السلام روايت كند: هر كس يك بيمار مسلمان را عيادت كند خداوند براى هميشه هفتاد هزار فرشته بر او گمارد تا در بار و بنه او در آيند، و تا قيامت تسبيح وتقديس و تهليل و تكبير گويند و نيمى از نمازشان براى عيادت كننده بيمار باشد. «27» أبوقُرّه مىگويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود: هر كس برادر مؤمنش را براى خدا در بيمارى يا تندرستى ديدار كند، در صورتى كه نيرنگى نزند و عوضى نخواهد، خداوند بر او هفتاد هزار فرشته بگمارد تا در دنبالش فرياد كنند، پاكى و بهشت بر تو خوش باد، شما زوّار خداييد و مهمانان رحمانيد، تا به خانهاش برگردد. يسير به حضرت گفت: قربانت گردم، گر چه راه دور باشد؟ فرمود: آرى، اى يسير، گر چه يكسال باشد، خدا جواد است و فرشتهها بسيار، بدرقهاش كنند تا به خانهاش برگردد. «28» امام عليه السلام فرمود: هر كه براى خدا روزه دارد در گرماى سخت و تشنه شود، خداوند هزار فرشته بر او گمارد تا دست به رويش كشند و او را مژده دهند به بهشت و رحمت حضرت رحيم. مسأله ملائكه و فرشتگان حق در روايات و معارف، باب با عظمتى است، محدّث خبير، علّامه مجلسى در جلد پنجاه و ششم «بحار الانوار» اكثر روايات مربوط به ملائكه را جمع كرده و هر كدام را لازم ديده توضيح داده است، مشروح اين بحث را مىتوانيد در آن جلد ببينيد. حقيقت و عظمت فرشتگان در نهج البلاغه امام على عليه السلام در خطبه اوّل «نهج البلاغه» مىفرمايد: «آن گاه خداوند پاك، آسمانهاى بر افراشته را از هم باز كرد و ميان آنها را پر از انواع ملائكه ساخت. گروهى از فرشتگان در سجدهاند و ركوعى ندارند، برخى در ركوع هستند و قيام ندارند، گروهى صف كشيدهاند و دگرگونى در آنان راه ندارد، تسبيح گويانى هستند كه خستگى و فرسودگى برايشان نيست، بر ديدگانشان خواب نمىآيد و عقولشان را اشتباهى نمىباشد، سستى در كالبدشان نرود و غفلت به آگاهى آنان نزند، عدّهاى را امناى وحى و زبان گويا بر انبيا قرار داد و دسته ديگر را واسطه اجراى فرمان و قضاى ربوبىاش، جمعى را نگهبان بندگان و گروه ديگر را پاسبان درهاى بهشت. بعضى از ملائكه پاهايى در سطوح پايين زمين دارند و گردنهايى بالاتر از مرتفعترين آسمانها، اعضاى كالبدى گستردهتر از پهنه صفحات جهان و دوشهايى همسان پايههاى عرش؛ اين موجودات مقدّس در برابر عرش الهى از روى تعظيم چشم به پايين دوخته و در زير عرش حق به بالهاى خود پيچيدهاند. ميان اين فرشتگان و كاينات پايينتر، حجابى از عزّت ملكوتى و پردههايى از قدرت فوق طبيعى زده شده است، آنان هرگز خدا را با تصوير و ترسيمهاى محدود كننده نمىپندارند و صفات ساختهها را به مقام شامخش نسبت نمىدهند و او را با تصوّر در جايگاهها محدود نمىسازند و با امثال و نظاير اشاره به ذات اقدسش نمىكنند». «29» خطبه نودويكم به ترتيب زير فرشتگان الهى را وصف مىنمايد: «1- سپس خداوند پاك و منزّه براى اسكان در آسمانهايش و آبادى صفحه اعلا از ملكوتش خلقى عالى و زيبا از فرشتگانش آفريد. 2- فرشتگان در آسمانها مشغول انواع ذكر و تسبيح و تقديس هستند. 3- فرشتگانى در پس پرده عزّت و قدرت خداوندى و در حظيرههاى قدس و سراپردههاى مجد و عظمت قرار گرفته و مشغول عبادتند. 4- انوار بسيار با عظمتى وجود دارد كه از رسيدن ديد چشمها به آن انوار چشمها خيره و مردود مىماند. 5- خداوند بزرگ آن فرشتگان را در اشكال مختلف و اندازههاى متفاوت آفريد (داراى بالها) و آنان تسبيح گوى حقّند. 6- آن فرشتگان هيچ چيزى از صنع الهى را كه در كارگاه آفرينش ظاهر گشته به خود نمىبندند و ادّعائى ندارند چيزى كه تنها خداوند آفريننده آن است به همراه خداوند آن را مىآفرينند، بلكه آنان بندگان اكرام شده خداوندى و عامل به دستورهاى او مىباشند. اين است عظمت درك و فهم فرشتگان برخلاف انسانهاى جاهل و احمق كه اگر مسخرهشان نكنند حاضرند كه ادّعاى هرگونه اختيار و قدرت در خلّاقيت را به راه اندازند. 7- خداوند بزرگ فرشتگان را در آن جايگاه كه هستند امين وحى خود قرار داده و به وسيله آنان امانتهاى امر و نهى خود را به رسولانش رسانيده و آنان را از ترديد حفظ فرموده است. 8- هيچ يك از آن فرشتگان از مسير رضاى خداوندى نمىلغزد و خداوند سبحان آنان را از فوايد كمك خود يارى مىنمايد. 9- خدواند تواضع و خضوع توأم با وقار و اطمينان را به دلهاى آنان براى درك و دريافت وارد ساخته و براى آنان درهاى تمجيدهاى خود را به آسانى باز نمود. 10- خداوند متعال علايم واضح و راهنما را براى وصول به نشانههاى توحيدش براى آنان نصب فرمود. 11- بارهاى سنگين گناهان، آنان را سنگين نساخته است. كنايه از اين كه در عين داشتن نوعى اختيار، از گناه و معصيت پاك هستند. 12- گذشت شبها و روزها در آنان تأثيرى نمىنمايد. 13- انگيزهها و اميال، شكّ و ترديدها، استحكام ايمان آنان را متزلزل و مختل نمىسازد. 14- گمانها و پندارها به دژهاى محكم يقين آنان ازدحام و هجوم نمىآورند. 15- عوامل بر افروزنده حسدها و كينهها نمىتوانند در ميان آنان به وجود بيايند و تاريكى حيرت سلب نكرده است، آنچه را كه از معرفت خداوندى در دلهاى آنان جايگزين گشته و محو نكرده است، آنچه را كه از عظمت و هيبت و جلال خداوندى در لابه لاى سطوح سينههاى آنان راه يافته و تثبيت شده است. 16- وسوسهها طمع در راهيابى به آنان ندارند تا فكر آنان را به كثافت خود بكوبند. 17- گروهى از آن فرشتگان در خلقت ابرهاى پر باران وظيفه انجام مىدهند و عدّهاى در كوههاى بزرگ و مرتفع، و دستهاى در سياهى ظلمت كه راهى براى خروج از آن ديده نمىشود. 18- گروهى ديگر از آن فرشتگان هستند كه قدمهاى آنان حدود پائين زمين را شكافته است، پاهاى آنان مانند پرچمهاى سفيدند كه از شكافهاى هوا نفوذ كردهاند. (منظور از بال و قدم و پا قدرت است نه بال و قدم اصطلاحى). در زير آن پاها كه مانند پرچمهاى سفيدند بادى است با وزش آرام، كه آنها را در حدود متناهى كه پايان قرارگاه آنهاست نگه داشته است. 19- اشتغالات آن فرشتگان به عبادت الهى، آنان را از همه چيز فارغ نموده است. حقايق ايمان ميان آنان و معرفت خدا را بهم پيوسته است. يقين به وجود ذات اقدس ربوبى آنان را به اشتياق شديد به خدا از همه چيز منقطع ساخته است و رغبتها و اميال آنان از آنچه كه در نزد حق است به آنچه كه در نزد غير خداست تجاوز ننموده است. آنان شيرينى معرفت ربوبى را چشيده، و شربت محبّت خداوندى را با كاسههاى سيراب كننده سركشيدند و در مغز دلهاى آنان رگههاى خوف از خدا جايگير شده و استمرار در عبادت، استقامت پشتشان را منحنى نموده است. به طول انجاميدن رغبت و اشتياق به خداوند، مادّه ناله و تضرّع آنان را تمام نكرده است و عظمت تقرّب به بارگاه ربوبى، ريسمانهاى خشوع را از گردن جانهاى آنان باز ننموده است. عُجْب بر آنان مستولى نشده تا عبادات گذشته را زياد محسوب نمايند و احساس ناتوانى و ناچيزى در دريافت جلال خداوندى براى بزرگداشت حسناتى كه انجام مىدهند نصيبى نگذاشته است. و به جهت امتداد طولانى و تكاپو در عبادت، سستىها در وجود آنان راه نيافته است و از اشتياقهاى آن فرشتگان چيزى نكاسته است تا از اميد پروردگارشان روى گردان شوند.» «30» [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]به هر جا راه گم كردم بر آوردم زكويت سر[/TD] [TD][/TD] [TD]به هر دلبر كه دادم دل تو بودى حسن آن دلبر[/TD] [/TR] [TR] [TD]به هر سو چشم بگشادم جمالت جلوه گرديدم[/TD] [TD][/TD] [TD]به هر بستر كه بغنودم خيالت يافتم در بر[/TD] [/TR] [TR] [TD]به هر جائى كه بنشستم تو بودى همنشين من[/TD] [TD][/TD] [TD]نظر هر جا كه افكندم تو را ديدم در آن منظر[/TD] [/TR] [TR] [TD]به هر كارى كه دل بستم تو بودى مقصد و مطلب[/TD] [TD][/TD] [TD]به هر يارى كه پيوستم تو بودى همدم و ياور[/TD] [/TR] [TR] [TD]گر آهنگ حَضَر كردم تو بودى منزل و مأوا[/TD] [TD][/TD] [TD]و گر عزم سفر كردم تو بودى هادى و رهبر[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] (فيض كاشانى) «طول مناجات با پروردگارشان اطراف زبانهاى آنان را نخشكانيده و اشتغالات ديگرى آنان را مملوك خود نساخته است كه صداهاى بلند آنان را زمزمههاى خفيف تضرّع قطع نمايد، و شانههاى آنان در صفوف عبادت مختلف نگشته است، و گردنهاى خود را براى به دست آوردن آسايش از روى تقصير در انجام دستور خداوندى خم نكردهاند. كندى غفلتها بر قاطعيّت كوشش و تلاش آنان نفوذى ندارد و عوامل فريبنده شهوات دست به سوى همّتهاى آنان نمىيازند.» «31» خداوندِ صاحب عرش را براى روز احتياجشان ذخيره نمودهاند، در آن هنگام كه خلق از خدا منقطع و به مخلوقات متوجّهاند فرشتگان فقط خدا را مورد توجّه و گرايش قرار مىدهند. براى عبادت حق پايانى تعيين نمىكنند. علاقه شديد آن فرشتگان براى التزام اطاعت خداوندى آنان را ارجاع نمىكند مگر به موادّى در دلهاى آنان كه از رجا و خوف خداوندى گسيخته نمىشوند، عوامل بيم آميخته با اشتياق از آنان قطع نمىشود تا در تلاش و كوشش سست شوند، و حرص و آزهاى دنيوى آنان را به اسارت نكشيده است تا كوششهاى منتج منافع دنيوى را بر كوشش و جديت برابديّت مقدّم بدارند. آنان اعمال گذشته خود را بزرگ نمىشمارند و اگر اعمالشان را بزرگ بشمارند اميد آنان، بيم و هراسشان را از بين مىبرد. غلبه و اغواى شيطانى موجب اختلاف درباره پروردگارشان نمىگردد، جدايى هاى ناروا آنان را از يكديگر متفرّق ننموده و سنگينى و خيانت و حسد بر آنان پيروز نگشته است. عوامل دگرگون كننده شك و پندار آنان را تقسيم به گروهها نكرده و پستى همّتها آنان را از يكديگر جدا نساخته است. فرشتگان وابستگان ايمانند، نه لغزشى آنان را از طناب ايمان بريده است و نه انحراف و مسامحه و سستى. در طبقات آسمان به انداره محل پوستى نيست مگر اين كه فرشتهاى بر آن در حال سجده است، يا فرشتهاى در حال سير و حركت براى انجام دستور حق؛ آن فرشتگان با امتداد طولانى اطاعت پروردگارشان بر علم خود مىافزايند و به عزّت و عظمت خداوندى در قلوب آنان افزوده مىشود.» «32» [TABLE="class: cms_table"] [TR] [TD]ما ودل گر پاس عشقِ پرده در خواهيم داشت[/TD] [TD][/TD] [TD]پرده غير از جمال دوست بر خواهيم داشت[/TD] [/TR] [TR] [TD][/TD] [TD][/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]يكنفس با او نباشيم و بجز او ننگريم[/TD] [TD][/TD] [TD]پاس انفاس و مراعات نظر خواهيم داشت[/TD] [/TR] [TR] [TD]بى سر و بى پاى گر باشيم و بى سامان چه باك[/TD] [TD][/TD] [TD]در بساط فقر، فرق تاجوَر خواهيم داشت[/TD] [/TR] [TR] [TD]خسروان را سر فرو ناريم بر تاج و كمر[/TD] [TD][/TD] [TD]كز كرامت تاج و از رفعت كمر خواهيم داشت[/TD] [/TR] [TR] [TD]هر كس را عشقى و سوداى سرّى در سراست[/TD] [TD][/TD] [TD]ما به سَر سوداى عشق آن به سر خواهيم داشت[/TD] [/TR] [/TABLE]