1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قرآن و مسئله شكر

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏10/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    قرآن مجيد به مسئله شكر در آيات با عظمتش اشاره مى‏كند و در مسائل گوناگونى به چهره شكر تصريح مى‏نمايد.
    در قسمتى از آيات، وجوب شكر را گوشزد مى‏نمايد و اين كه دارنده نعمت بايد از دهنده نعمت تشكّر كند، البته اسلام، شكر نعمت را به گفتن الحمد للّه نمى‏داند، الحمد للّه لفظ شكر است، بلكه مهم‏ترين مرحله شكر، عملى است و آن نعمت را در همان راهى كه حضرت حق معين فرموده مصرف كردن است.
    در پاره‏اى از آيات به اين معنى اشاره مى‏كند كه يكى از خواسته‏هاى مهم انبيا و اوليا اين بوده كه خداوند به آنان توفيق شكر عنايت كند.
    در برخى از آيات به اين حقيقت اشاره شده كه شكر سود بسيارى براى شاكر دارد و باعث رضايت حق از عبد و ازدياد نعمت است.
    و در قسمتى از آيات به نعمت‏ها اشاره شده و از اكثريت به خاطر غفلتى كه از شكر نعمت دارند سخت گلايه شده است، در اين‏جا لازم است براى هريك از اين موارد نمونه‏اى از آيات ذكر شود:
    [وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ] «1».
    و به راستى ما به لقمان حكمت عطا كرديم كه براى خدا سپاس گزار و هركه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس مى‏گزارد، و هركه ناسپاسى كند [به خدا زيان نمى‏زند؛ زيرا] خدا بى‏نياز و ستوده است.
    [فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ‏] «2».
    پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس گزاريد و كفران نعمت نكنيد.
    [يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏] «3».
    اى اهل ايمان! از انواع ميوه‏ها و خوردنى‏هاى پاكيزه‏اى كه روزى شما كرده‏ايم بخوريد، و خدا را سپاس گزاريد، اگر فقط او را مى‏پرستيد.
    [فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏] «4».
    از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است، حلال وپاكيزه بخوريد، و نعمت‏ خدا را سپاس گزاريد، اگر تنها خدا را مى‏پرستيد.
    [فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ‏] «5».
    پس رزق را نزد خدا بجوييد و او را بندگى كنيد و او را شكر كنيد كه [فقط] به سوى او بازگردانده مى‏شويد.
    [كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ] «6».
    از رزق و روزى پروردگارتان بخوريد، و براى او سپاس گزارى كنيد، سرزمينى خوش و دلپذير [داريد]، و پروردگارى بسيار آمرزنده.
    [اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ] «7».
    اى خاندان داود! به خاطر سپاس گزارى [به فرمان‏ها حق‏] عمل كنيد و از بندگانم اندكى سپاس گزارند.
    [وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ‏] «8».
    گفت: پروردگارا! به من الهام كن تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم عطا كرده‏اى به جاى آورم، و اين‏كه كار شايسته‏اى كه آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايسته‏ات درآور.
    [قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ‏ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ‏]«9».
    گويد: پروردگارا! به من الهام كن تا نعمتت را كه بر من و پدر و مادرم عطا كرده‏اى سپاس گزارم، و كار شايسته‏اى كه آن را مى‏پسندى انجام دهم و ذريه و نسل مرا براى من صالح و شايسته گردان كه من به سوى تو بازگشتم و به يقين از تسليم شدگان [به فرمان‏ها و احكام‏] توام.
    [وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ‏] «10».
    و هر كس كه سپاس گزارى كند به سود خود سپاس گزارى مى‏كند و هر كس ناسپاسى ورزد [زيانى به خدا نمى‏رساند]؛ زيرا پروردگارم بى‏نياز و كريم است.
    [نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنا كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ] «11».
    [اين‏] نعمت و رحمتى از سوى ما بود، اين‏گونه كسى را كه سپاس گزار است، پاداش مى‏دهيم.
    [ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً] «12».
    اگر شما سپاس‏گزارِ [نعمت هاىِ بى‏شمارِ حق‏] باشيد و ايمان آوريد، خدا را با عذاب شما چه كار؟ خدا همواره پاداش دهنده و داناست.
    [وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ] «13».
    و [نيز ياد كنيد] هنگامى را كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر سپاس گزارى كنيد، قطعاً [نعمتِ‏] خود را بر شما مى‏افزايم، و اگر ناسپاسى كنيد، بى‏ترديد عذابم سخت است.
    [وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «14».
    بلكه مى‏خواهد شما را [از آلودگى‏ها] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد، تا سپاس گزاريد.
    [وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ‏] «15».
    و شما را در زمين جاى داديم، و در آن براى شما وسايل و ابزارزندگى قرار داديم، ولى بسيار اندك و كم سپاس مى‏گزاريد.
    [وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «16».
    و اوست كه دريا را رام و مسخّر كرد تا از آن گوشت تازه بخوريد، و زينتى را كه مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و در آن كشتى‏ها را مى‏بينى كه آب را مى‏شكافند [تا شما را براى حمل كالا، تجارت و داد و ستد جابجا كنند] و براى اين‏كه از فضل واحسان خدا طلب كنيد و [در نهايت‏] به سپاس گزارى خدا برخيزيد.
    [وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ‏ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏] «17».
    و خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزارى كنيد.
    [إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ‏] «18».
    خدا نسبت به مردم داراى فضل و احسان است، ولى بيشتر مردم سپاس نمى‏گزارند.
    قرآن مجيد به انواع نعمت‏هاى مادّى و معنوى حق كه از باب فضل و رحمت به انسان عنايت شده اشاره مى‏كند و راه مصرف آن نعمت‏ها را به انسان مى‏آموزد و در اين زمينه حجّت خدا را بر مردم تمام مى‏كند.
    حكم عالى عقل، اقتضا مى‏كند كه انسان در برابر منعم به شكر نعمت‏هايش اقدام كند و نعمت را برابر با خواسته منعم مصرف نمايد و از هرگونه تخلّف و عصيانى نسبت به نعمت حضرت حق بپرهيزد و برابر با آيات قرآن بداند كه اگر شكر نعمت‏هاى الهى را به جا آورد، نعمت بر او افزون شده و ثابت و پايدار خواهد ماند و اگر ناسپاسى ورزد هم نعمت از دست او مى‏رود و هم به مجازات سنگينى دچار خواهد گشت.
    [وَأَدْنَى الشُّكْرِ رُؤيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللّهِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ الْقَلْبُ بِها دُونَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَ‏]

    عادّى‏ترين مرحله شكر
    عادّى‏ترين و پست‏ترين مرحله شكر اين است كه تمام نعمت‏ها را اعم از مادّى و معنوى، مستقيماً از حضرت حق بدانى و قلبت جز اين حقيقت به مسئله ديگر تعلق و توجه نداشته باشد.
    قرآن مجيد درباره تمام بودن و كامل بودن نعمت‏هاى حق بر انسان در سوره لقمان مى‏فرمايد:
    [أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً] «19».
    آيا ندانسته‏ايد كه خدا آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمين است، مسخّر و رام شما كرده، و نعمت هاى آشكار و نهانش را بر شما فراوان و كامل ارزانى داشته.
    قرآن مجيد، علاوه بر اين كه نعمت مادّى و معنوى را بر انسان كامل و تمام مى‏داند، در بسيارى از آيات متذكّر اين معنى مى‏شود كه تمام اين نعمت‏ها از جانب‏ خداست و احدى غير او در ساختن نعمت و ارائه و مرحمت آن به انسان دخالت ندارد.
    قرآن براى شخص انسان و نعمت‏هايى كه در اختيار اوست، در عالم آفرينش جايگاه بلندى قايل است و او را از بسيارى از موجودات غيبى و شهودى از نظر استعداد و قوّه برتر مى‏داند.
    انسان در خانه خلقت، ميهمان عزيز خداست و ساير موجودات عالم بنا به فرموده قرآن؛ خدمتگزار او در كنار سفره جهانند.
    انسان بين خدا و تمام نعمت‏ها قرار گرفته و چيزى بر او مقدّم نيست و وظيفه و تكليف و مسؤوليت سنگين او در اين است كه نعمت را طبق دستور به خود منتقل كند و خويش را با آراسته كردن به نعمت‏ها كه در وجود او تبديل به قدرت مى‏شود، به مقام قرب حضرت دوست برساند.
    تمام نعمت‏هاى الهى در راه كمالند، ولى براى رسيدن به كمال بايد از كانال وجود انسان بگذرند، بنابراين تمام نعمت‏ها در انتظار اين هستند كه انسان آنها را به خود منتقل كند و خدا در انتظار اين است كه انسان پس از صرف نعمت‏ها خويش را به خدا برساند.
    در حقيقت، نعمت‏ها بايد به حضرت حق برگردند و راهى جز اين ندارند كه دست به دامن انسان بزنند و از طريق او به حق برسند.
    واى به حال كسى كه از اين معنى غافل گردد، نعمت را از خدا نبيند و آن را مصرف كرده، پس از مصرف در گردونه گناه قرار دهد، آن زمان است كه از رسيدن نعمت‏ها به كمال جلوگيرى كرده و در حقيقت به تمام نعمت‏هايى كه مصرف كرده خيانت ورزيده آن هم خيانت در سطحى كه حسابش از عهده انسان خارج است.
    اگر كارگاه وجود انسان به نور معرفت روشن باشد و به حقيقت تربيت، آراستگى‏ داشته و از هدايت الهى بهره‏مند باشد، نعمتى كه مصرف مى‏كند، نتيجه آن نعمت نتيجه مثبت خواهد بود.
    نعمت، در حقيقت نور و روشنايى است، اگر انسان با تربيت و متوجّه حضرت حق از راه شرعى نعمت را كسب كند، چون راه شرعى هم در حقيقت نور است پس نور را از طريق نور به دست آورده، چون بدين‏گونه كسب نعمت كند و در راه مصرف كردن نعمت، راه نور را بپيمايد، يعنى برابر با خواسته حضرت حق مصرف كند، اين‏گونه مصرف در حقيقت عبادت و در ذات نور است، البته يك چنين انسانى آنچه از او صادر مى‏شود، چون برابر با فرمان الهى است، صادر از او داراى مقام علّو است و عمل او كه عبارت از عبادات او نسبت به حق و خدمات او نسبت به خلق است، ميل برترى و حركت به سوى منبع نور را دارد و در نتيجه عمل او خود را به قبولى و رضايت حق مى‏رساند و اين رضايت در قيامت به صورت بهشت الهى كه داراى نعمت‏هاى جاويد است به او عنايت مى‏شود. شخص تا وارد بهشت مى‏شود و چشمش به آن نعمت‏ها مى‏افتد، ناگهان فرياد مى‏زند: اين نعمت‏ها همان‏ها هستند كه در زمان قبل، يعنى در دنيا روزى من شده بود! آرى، وقتى نعمت تبديل به عبادت شود، عبادت تبديل به قبولى مى‏گردد و قبولى تبديل به بهشت و اين همان است كه قرآن مجيد مى‏فرمايد:
    [وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ‏] «20».
    و كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، مژده ده كه براى‏ آنان بهشت‏هايى است كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است؛ هرگاه از آن بهشت‏ها ميوه‏اى آماده به آنان روزى دهند، گويند: اين همان است كه از پيشْ روزىِ ما شده است، و از انواع ميوه‏ها كه [در طعم و گوارايى‏] شبيهِ هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا براى ايشان همسرانى پاكيزه است و در آنجا جاودانه‏اند.

    مسئله شگفت‏انگيز نعمت‏ها
    مسئله نعمت‏ها و به خصوص آنچه انسان با آن در ارتباط است، از بهت‏آورترين مسائل و شگفت انگيزترين برنامه‏هاست.
    نه كسى قدرت برشمردن نعمت‏ها را دارد و نه كسى قادر به درك حقيقت يك نعمت از نعمت‏هاى الهى است و نه كسى توان اداى شكر يك نعمت را هرچند به اندازه يك ارزن باشد، دارد!!
    در تمام نعمت‏ها وقتى دقت شود، واضح و آشكار با چشم قلب، خدا را در آن نعمت مى‏توان ديد و منظور قرآن هم از بيان نعمت‏ها، كسب معرفت و اداى شكر نسبت به آن جناب است؛ زيرا هرچه هست از اوست و سرايى خالى از دلبر نيست، به قول فيض آن مست جام عشق:
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]اى فداى عشق تو ايمان ما[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وى هلاك عفو تو عصيان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]گر كنى ايمان ما را تربيت‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]عشق گردد عاقبت ايمان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]آتش خوف تو آب ديده‏ها[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]زآب حكمت آتش طغيان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]اى به ما آثار صنع تو پديد[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وى تو پنهان در درون جان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]اى تو هم آغاز و هم انجام خلق‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وى تو هم پيدا و هم پنهان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]گوش‏ها را سمع و چشمان را بصر[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]در دل و در جان ما ايمان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]اى جمالت كعبه ارباب شوق‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]وى كمالت قبله نقصان ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]عاجزيم از شكر نعمت‏هاى تو[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]عجز ما بين بگذر از كفران ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]اى بدى از ما و نيكويى زتو[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]آن خود كن پرده پوش آن ما[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]فيض را از فيض خود سيراب كن‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]اى بهشت و كوثر و رضوان ما[/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]