1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آگاهى و علم حق‏

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    منابع مقاله:
    کتاب : تفسير حكيم جلد دو
    نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان


    پروردگار بزرگ در پاسخ فرشتگان كه گفتند: آيا كسى را در زمين قرار ميدهى كه فساد ميكند و خون ميريزد درحالى كه ما تو را همراه با ستايشت تسبيح ميگوئيم و تقديس مينمائيم فرمود: من حقايق و اسرارى ميدانم كه شما نمى دانيد.
    در رابطه با علم خدا كه همان ذات بى نهايت او و فراگير نسبت به همه چيز و محيط به كل شيئى است، و چيزى در ظاهر و باطن هستى و در عرصه غيب و شهادت از حضرت او پنهان نيست، و حضور قيومياش نسبت به همه موجودات علم اوست بايد به آيات قرآن و روايات و دعاهاى وارده از اهل بيت و امامان معصوم دقت كرد، و علم آن محبوب ازلى و ابدى را از آن دريچه هاى روشن و استوار نگريست و از افتادن در پيچ وخم سخنان فلاسفه يونان و اسكندريه و هند و فُرس و روم و تابعان آنان كه نهايتاً انسان را به جائى نمى رساند و عقل و فطرت و قلب را اشباع نمى نمايد پرهيز كرد.
    در اين زمينه نبايد جز به آيات الهيه و روايات عرشيه و دعاهاى ملكوتيه تكيه كرد، كه تكيه برغير اينها مصادف با گمراهى و گم شدن در بيابان ضلالت و افتادن در چاه حيرت است.
    أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ: «1»
    يقيناً خدا آنچه را در آسمانها و زمين است [از نظر تعداد، حجم، وزن، كيفيت، كميت، لحظه به وجود آمدن، مدت عمر، لحظه فنا، آثار و فوائد] ميداند و قطعاً خدا به همه چيز داناست.
    فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ: «2»
    پس گفتارشان تو را اندوهگين نكند، بى ترديد ما آنچه را پنهان ميدارند و آنچه را آشكار ميكنند ميدانيم.
    وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ:
    و بسا چيزى را خوش نداريد درحالى كه براى شما خير است، و بسا چيزى را دوست داريد و حال آن كه براى شما بد است و خدا [صلاح شما را در همه امور] ميداند و شما نمى دانيد.
    وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ: «3»
    و بدانيد كه يقيناً خدا آنچه را [از افكار و خيالات و وسوسهها و تدبيرها و نقشه ها] در دورن شماست ميداند.
    يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ: «4»
    خدا آنچه را تا قيامت پيش روى آنهاست و آنچه را تا دورترين زمان پشت سر آنان است ميداند.
    وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ: «5»
    و او در آسمانها و زمين خداست [و جائى ازحقيقت و تصرف او خالى نيست‏] نهان و آشكار شما را ميداند، و نيز به آنچه از خير و شرّ به دست ميآوريد آگاه است.
    وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ: «6»
    و كليدهاى غيب و همه امور نهان فقط نزد اوست، و كسى جز او آنها را نمى داند و به آنچه در خشكى و درياست آگاه است، و هيچ برگى نمى افتد مگر آن كه آن را ميداند و هيچ دانهاى در تاريكى هاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر آن كه در كتابى روشن است.
    وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها: «7»
    و هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اين كه روزى او بر عهده خداست و او قرارگاه واقعى و جايگاه موقت آنها را ميداند.
    قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ: «8»
    پيامبر به آنان گفت: (گفتارتان را بر ضد حق پنهان مداريد) پروردگارم به هر سخنى در آسمان و زمين آگاه است و او شنوا و داناست.
    قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً: «9»
    بگو قرآن را كسى نازل كرده است كه همه نهانها را در آسمانها و زمين ميداند، همانا او همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.
    يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ: «10»
    او چشمهائى را كه به خيانت [به نامحرمان مينگرد] و آنچه در سينهها پنهان ميدارند ميداند.
    وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ: «11»
    و خدا محل رفت و بازگشت شما و قرارگاهتان را ميداند.
    وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ: «12»
    و خدا همه اسرار و رازهايشان را ميداند.
    وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ: «13»
    و خدا كارهايتان را ميداند.
    يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها ... «14»
    آنچه در زمين فرو ميرود و آنچه از آن بيرون ميآيد، و آنچه از آسمان نازل ميشود، و آنچه را درآن بالا ميرود ميداند.
    وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ: «15»
    و سپاهيان پروردگارت را [كه همه موجودات جهان غيب و شهادت است‏] جز خود او كسى نمى داند.
    اينها نمونه آياتى است كه به آگاهى و علم همه جانبه خالق هستى و خداى مهربان كه احاطه به ظاهر و پنهان همه موجودات دارد اشاره ميكند.
    «يا من يعلم مراد المريدين يا من يعلم ضمير الصّامتين:» «16»
    اى آن كه خواسته خواستاران و راز دل خاموشان را ميداند.
    «وبعلمك الذى احاطه بكل شيئ:» «17»
    و به علم و آگاهى است كه نسبت به همه چيز احاطه دارد.

    آگاهى و عدالت‏
    موسى بن عمران عليه السلام، روزى از محلّى ميگذشت برسر چشمهاى در كنار كوه رسيد، با آب آن چشمه وضو ساخت تا بالاى كوه رفته به نماز ايستد، در اين هنگام اسب سوارى به آنجا رسيد، براى نوشيدن آب از مركب پياده شد، وقت رفتن كيسه پول خود را فراموش كرده در كنار چشمه به جاى گذاشت، پس از او چوپانى رسيد با مشاهده كيسه پول آن را برداشت و از آنجا دورشد.
    پس از چوپان پيرمردى برسرچشمه آب آمد كه آثار تنگدستى و ندارى از ظاهرش پيدا بود، پشته هيزمى برسر داشت آن را به جانبى نهاد و براى استراحت كنار چشمه آرميد، زمانى نگذشت كه اسب سوار به آنجا بازگشت و اطراف چشمه را براى يافتن كيسه پولش جستجو كرد ولى كيسه را نيافت، به پيرمرد مراجعه نمود او هم اظهار بى اطلاعى كرد، بين آن دو سخنانى رد و بدل شد كه به زد و خورد انجاميد، نهايتاً اسب سوار پيرمرد را از پاى انداخت!
    موسى (ع) عرضه داشت پروردگارا اين چه حادثهاى بود كه پيش آمد و مسئله عدالت و دادگرى در اين داستان چگونه است؟!
    پول را چوپان برداشت، پيرمرد مورد ظلم و ستم قرار گرفت. خطاب رسيد موسى پيرمرد پدر آن اسب سوار را كشته بود، ميان اين دو قصاص انجام گرفت و انتقام خون به ناحق ريخته گرفته شد در ضمن پدر اسب سوار به پدر چوپان به اندازه پول آن كيسه بدهكار بود، از اين جهت به حق خود رسيد من براساس آگاهيام به اسرار از روى عدل و دادگرى حكومت ميكنم. «18»

    جهل فرشتگان به جايگاه معنوى خليفه‏
    از آنجا كه فرشتگان داراى دانش و علمى محدوداند و مكانت و جايگاه خاصى در ديدگاه خود نسبت به حقايق دارند، و قدرت ديدن عمق هر حقيقتى را ندارند از آدم فقط بدنى مادى با عوارضش چون غضب و شهوت، و احتمالًا پديدآمدن حرص و حسد، و كبرو عجب، و نزاع و تنازع مشاهده كردند و در مقام چنان پرسش از حضرت حق برآمدند كه ميخواهى در زمين كسى را قرار دهى كه فساد و خون ريزى كند؟
    آنان از ديدن كمالات بالقوه او كه سبب خلافتش از خدا در روى زمين است عاجز بودند، آنان نمى دانستند كه اين موجود فقط همين بدن خاكى نيست، آنان آگاهى نداشتند كه اين بدن ظرف حقايقى اصيل، و واقعياتى ملكوتى و افق طلوع روحى ويژه چون‏ نفحت فيه من روحى‏ است، اين بدن معدن ظهور عقل و خرد و انديشه و تفكر، و كارگاه توليد علم و دانش است، علم و دانشى كه ميليونها كتاب و كتابخانه، و تمدنى عظيم از آن به وجود ميآيد، علاوه برهمه اينها نمى دانستند كه از وجود اين خليفه صالحان و شايستگانى چون پيامبران، و امامان، و اولياء حق‏ «19»، و عارفان عامل، و انديشمندانى لايق به وجود ميآيد.
    آنان از اسرار وجودى و رازهاى پنهانى، و مصالح حيات اين موجود بى خبر بودند، و نمى دانستند كه او پس از قرار گرفتنش در زمين كه سير نزولى اوست با هدايت حضرت دوست به سير صعودى برمى خيزد و به جائى از معنويت و نورانيت و مقام و منزلت ميرسد كه دست هيچ فرشتهاى حتى فرشته مقرب به آن جايگاه و منزلت نمى رسد.
    رسول خدا در رواياتى به عظمت انسان مؤمنى كه حقاً خليفه خداست به اين صورت اشاره ميكنند:
    «ان المؤمن يعرف فى السماء كما يعرف الرجل اهله و ولده وانه لاكرم على الله عزوجل من ملك مقرب:» «20»
    بى ترديد مؤمن در آسمانها چنان كه انسان اهل و فرزندش را ميشناسد شناخته شده است، و قطعاً مؤمن نزد خدا از فرشته مقرّب گرامى تر است.
    از قول حضرت حق نقل شده:
    «وعزتى وجلالى ماخلقت من خلقى خلقاً احب الى من عبدى المؤمن:» «21»
    به عزت و جلالم سوگند از آفريده هايم آفريدهاى را نزد خود محبوب تر از بنده مؤمنم نيافريده ام.
    «المؤمن اكرم على الله من ملائكة المقربين:» «22»
    مؤمن نزد خدا از فرشته هاى مقرب گرامى تر است.
    حضرت صادق (ع) ميفرمايد:
    «المؤمن اعظم حرمة من الكعبة:» «23»
    حرمت مؤمن از حرمت كعبه بزرگ تر است.
    فرشتگان نميدانستند كه اين موجود مطلع الفجر مفاهيم و معانى اسماى حسناى خداست و جلوه گاه عنايات حضرت حق و مجلاى اتم حقايق ملكوتيه و فيوضات ربانيه و معارف عرشيه است.
    آنان نمى دانستند كه اين موجود شريف و اين عنصر كريم مهبط وحى الله، و مقتداى ملائكة الله، و محل نزول قرآن مجيد، و منبع ولايت الله، و جايگاه عهدالله، و معدن حكمة الله است.
    آنان نمى دانستند كه اين موجود والا، و اين گوهر اعلا نسخه اسرار الهى و آئينه جمال شاهى، و خلاصه عالم هستى، و خورنده جام الستى است.
    آنان آگاهى نداشتند كه اين موجود در عالم معنى مخاطب به اين خطاب است:
    توئى كه مظهرذات و صفات سبحانى ج‏
    به مُلك صورت و معنا توعرش رحمانى جبه مُلك صورت و معنا توعرش رحمانيكتاب جامع آيات و كائنات توئى جج جججج‏
    ازآن كه نسخه لاريب فيه را جانى جججججكتاب جامع آيات و كائنات توئى جازآن كه نسخه لاريب فيه را جانى جتوراست باهمه انسى ازآن كه توهمهاى جججاز اين سبب تو مسمّى به اسم انسانى ججاگر به كنه كمال حقيقت برسى جزخويشتن شنوى آن صداى سبحانى جج‏
    آنان نمى دانستند كه فساد و خون ريزى و فسق و فجورى كه در زمين اتفاق ميافتد معلول وجود افرادى است كه از خودشناسى و خداشناسى بيخبرند و خود را چون حيوانات و دريك كلمه جز بدن و خوردن و لذت بردن از شهوت چيزى نمى دانند
    وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ: «24»
    و آنان كه به راه كفر و ناسپاسى و پنهان داشتن حق رفتند سرگرم بهره گيرى از كالاها و لذت هاى زودگذر دنيايند و همواره چون حيوانات دنبال شكم چرانى هستند و جايگاهشان آتش است.
    آنان نميدانستند كه اين موجود به سوى آئين الهى، و شريعت ربانى، و دنياى خلوص و عرصه گاه نفس مطمئنه راه دارد و به جائى ميرسد كه دست هيچ موجودى از موجودات غيب و شهود به آن جايگاه نمى رسد.
    براساس عدم آگاهى فرشتگان به اين حقايق معنوى بود كه در پاسخ آنان فرمود:
    إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ‏
    بى ترديد آنچه را من ميدانم شما نمى دانيد.
    در اين زمينه دانش و آگاهى بى نهايت خود را نسبت به همه حقايق و غيب و شهود هستى، و درون و برون آفرينش در كنار به وجود آوردن آدم به فرشتگان اعلام داشت، و از فحواى آيات و روايات و دعا به صراحت استفاده ميشود كه آگاهى او به همه موجودات پيش از به وجود آمدنشان و هنگام موجود بودنشن و پس از فناء و تغيير وجودشان و به سابق هستى و لاحق آن و همه امور مربوط به درون و برونشان و اول و آخرشان و جريان حيات و كارشان علمى فراگير و دانشى محيط و آگاهى همه جانبهاى است، و كلّ هستى با آنچه در آن است در برابر دانش او چون نقطهاى در دايرهاى با محيط بى نهايت است و به عبارت ديگر دانش و آگاهياش نسبت به همه موجودات و آثارشان دانشى محيط و فراگير و ازلًا و ابداً چيزى از حضرتش پنهان و مخفى نيست و نمى تواند پنهان و مخفى شود و از حضور وجود مقدس غايب گردد.

    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- مائده، آيه 97.
    (2)- يس، آيه 76.
    (3)- بقره، آيه 235.
    (4)- بقره، آيه 255.
    (5)- انعام، آيه 3.
    (6)- انعام، آيه 59.
    (7)- هود، آيه 6.
    (8)- انبياء، آيه 4.
    (9)- فرقان، آيه 6.
    (10)- غافر، آيه 19.
    (11)- محمد، آيه 19.
    (12)- محمد، آيه 26.
    (13)- محمد، آيه 30.
    (14)- حديد، آيه 4.
    (15)- مدثر، آيه 31.
    (16)- جوشن كبير.
    (17)- دعاى كميل.
    (18)- سفينة البحار، چاپ قديم، ج 2، ص 433.
    (19)- صافى، ج 1، ص 108.
    (20)- بحار، ج 68، ص 19.
    (21)- بحار، ج 71، ص 158.
    (22)- كنزالعمال، ج 1، ص 164.
    (23)- بحار، ج 68، ص 16.
    (24)- محمد، آيه 12.