1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خدا شناسی در کلام امام موسی ابن جعفر ع

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    منابع مقاله:
    کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد یک
    نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان



    محمّد بن أبى عُمَير كه از محدّثان بزرگ و راويان بنام است مى‏گويد:
    بر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام وارد شدم و عرضه داشتم: مرا توحيد بياموز، آن حضرت فرمود:
    اى ابا احمد، در مسأله توحيد از آنچه كه ذات مقدّس خود او در قرآن مجيد بيان فرموده، تجاوز مكن كه باعث هلاكتت خواهد شد. بدان كه: حضرت او واحد و احد و صمد است، نزاد تا ارث بگذارد و زاده نشد تا شريكش شوند، مصاحب و فرزند و شريك نگرفت، زنده‏اى است كه نمى‏ميرد، قدرتمندى است كه عاجز نمى‏شود، قاهرى است كه مغلوب نمى‏گردد، بردبارى است كه عجله نمى‏كند، دائمى است كه پايان ندارد، برقرارى است كه فنا در او نمى‏آيد، ثابتى است كه زوال ندارد، بى نيازى است كه نيازمند نمى‏گردد، عزيزى است كه ذلّت ندارد، آگاهى است كه براى او جهل نيست، عادلى است كه ظلم و جور ندارد، جوادى است كه از بخل پاك است؛ اوست آن وجودى كه عقول، قدرت دركش را ندارند و اوهام از رسيدن به حضرتش عاجزند و جوانب هستى از فهم ذاتش زبونند، مكانى او را در خود جاى نمى‏دهد، ديده‏ها او را نمى‏بيند ولى او تماشاگر ديده‏هاست كه لطيف و آگاه است؛ چيزى مانند او نيست و او سميع و بصير است؛ در نجواى سه نفر او چهارمين آنهاست و در پنج نفر او ششمين، كنايه از اين كه همه جا حاضر است كمتر از اينها يا بيشتر فرقى نمى‏كند كه همه هستى محضر اوست؛ او اوّلى است كه ما قبل ندارد و آخرى است كه بعدى براى او نيست، قديم است و غير او مخلوقِ به دوران رسيده، از تمام اوصاف مخلوقات پاك و مبرّاست. «1» ما اگر او را به آنچه از خود او و انبيا و ائمّه عليهم السلام در وصفش در دسترس است وصف كنيم باز وصفى ناتمام است كه ما حتّى با اين همه معارف و دستورى كه در شناختش داريم از وصفش عاجزيم؛ ما بايد بگوييم: همانى كه در قرآن فرموده‏اى و همانى كه در دعاهاى اصيل در وصفت آمده، ولى اين همه گوشه‏اى بسيار ناچيز از اوصاف بى نهايت در بى نهايت توست و آنچه از آن معارف نصيب فهم ماست به اندازه فهم ماست نه در خور شأن و قدر تو كه ما با همه پيشرفتى كه از ابتداى حيات تاكنون در دانش و بينش و فهم معارف و حقايق الهيّه، آنهم با كمك تو داشته‏ايم، از بيان حقيقتى از حقايق ذاتت عاجزيم كه هر آنچه تو دارى ما نداريم و هر آنچه تو هستى ما نيستيم، آن قدر هست كه بانگ جرسى مى‏آيد و ما از پى آن بانگ بايد كمال عبوديّت و بندگى وخضوع و خشوع در برابر آن ذات پاك نشان دهيم، تا هماى سعادت به دام افتد و ديو شقاوت و [​IMG]ى براى ابد از عرصه حيات ما رَجْم شود!
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]تا بدان طرّه‏ «2» طرّار «3» گرفتار شديم‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]داخل حلقه نشينان شب تار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]تا پراكنده آن زلف پريشان گشتيم‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]هم دل آزرده آن چشم دل آزار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]سر بسر جمع شد اسباب پريشانى ما[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]تا سراسيمه آن طرّه طرّار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]آن قدر خون دل از ديده به دامان كرديم‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]كه خجالت زده ديده خونبار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]هيچ از آن كعبه مقصود نجستيم نشان‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]هر چه در راه طلب قافله سالار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]دو جهان سود ز بازار محبّت برديم‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]به همين مايه كه ناديده خريدار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]سر تسليم نهاديم به زانوى رضا[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]كه به تفسير قضا فاعل مختار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]دل بدان مهر فروزنده‏ فروغى‏ داديم‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]ما هم از پرتو آن مشرق انوار شديم‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]


    (فروغى بسطامى)


    پی نوشت ها:

    ______________________________


    (1)- بحار الأنوار: 4/ 296، باب 4، حديث 23؛ التوحيد، شيخ صدوق: 76، حديث 32.
    (2)- طرّه: زلف، موى جمع كرده بر پيشانى.
    (3)- طرّار: جيب بر.