1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مراحل نفس در کلام امیر المومنین ع

شروع موضوع توسط karbalaee mohammad ‏9/9/12 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/12
    ارسال ها:
    8,510
    تشکر شده:
    4,973
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    دانشجو نرم افزار
    منابع مقاله:
    کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد دوم
    نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان


    كميل به امير المؤمنين عليه السلام عرضه داشت: نفس را براى من تعريف كن، حضرت فرمود: كدام نفس را؟ عرض كرد: مگر چند نفس داريم؟ فرمود: براى نفس چهار مرحله است:

    1- ناميه نباتيّه‏
    2- حسّيّه حيوانيّه‏
    3- ناطقه قدسيّه‏
    4- كليّه الهيّه‏

    1- براى ناميه پنج قدرت است: ماسكه، جاذبه، هاضمه، دافعه، مربيّه.
    و داراى دو خاصيت است: زياد شدن، كم شدن. و اين شبيه‏ترين نفس به حيوان است.
    2- حسّيّه حيوانيّه پنج قوّه دارد: سمع، بصر، شمّ، ذائقه، لامسه. و داراى دو خاصيت است. خوشى، غضب.
    3- ناطقه قدسيّه پنج صفت دارد: فكر، ذكر، علم، حلم، نباهت.
    4- كليّه الهيّه پنج قدرت دارد: بقاى در فنا، نعيم در شقا، عزّ در ذُلّ، فقر در غنا، صبر در بلا. و وى را دو خاصيت است: رضا، تسليم. «1» هدف رسالت اين است كه نفس را از حالت نامى و حيوانى به سوى كليّه الهيّه برساند و اين جز با تزكيه- يعنى آراسته شدن به فضايل و پيراسته شدن از رذايل ميسّر نيست.
    اگر نفس باتزكيه مهار نشود، در مسأله مال دنيا دچار حرام خورى، در مسأله شهوت گرفتار انواع معاصى و در مسأله حكومت دچار غصب حق ذى حق و پايمال كردن حقوق يك ملت مى‏شود.

    داستانى عجيب از فضيل و هارون‏

    هارون در كمال قدرت وسطوت و در عين كبر و نخوت با جمعى به حج آمده بود. در طواف بيت ملخى را لگد مال كرد در حالى كه حكمش را نمى‏دانست.
    شنيد فضيل عياض در مسجدالحرام است. جهت يافتن حكم مسأله مأمون را نزد وى فرستاد تا او را به حضورش بياورد. مأمون نزد فضيل آمد و پس از سلام گفت: خليفه سلام دارد و مى‏گويد چند لحظه نزد ما بيا، فضيل جواب مأمون را نداد، مأمون بازگشت و گفت: مرا نزد كسى فرستادى كه تو را به حساب نمى‏آورد!
    هارون با غصب و خشم حركت كرد، در حالى كه اطرافيانش به وحشت افتادند. چون به فضيل رسيد گفت: اى فضيل! واجب است نزد ما آيى و حقّ ما را بشناسى، آخر ما حاكم شماييم! من در حال احرام و طواف ملخى را لگد كرده‏ام، حكمش چيست؟ فضيل بلندبلند گريه كرد و گفت: چه چوپانى هستى كه از گوسپند مسأله مى‏پرسى! بر چوپان واجب است محلّ گوسپندان را امن كند، غذاى نيكو فراهم آورد، آب شيرين بدهد، تو كه از يك مسأله دين عاجزى، چه چوپانى هستى واين گله را كجا مى‏برى؟! «2»

    نكته‏اى بس عجيب در وضع اميرالمؤمنين عليه السلام‏

    يكى از اصحاب مى‏گويد:
    شنيده بودم آيه شريفه‏
    أمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ» «3»
    [آيا چنين انسان كفران‏كننده‏اى بهتر است‏] يا كسى كه در ساعات شب به سجده و قيام و عبادتى خالصانه مشغول است.
    در شأن على است، رفتم تا حسنات و عبادات او را به چشم خود ببينم. وقت مغرب با ياران خود نماز خواند و پس از تعقيبات به نماز عشا پرداخت، آنگاه با اجازه آن حضرت به منزلش رفتم، قسمت عمده‏اى از شب، او را در قرآن و نماز ديدم، صبح نمازش را در مسجد به جماعت بجاى آورد، سپس به كار مردم پرداخت تا وقت نماز ظهر و عصر آمد. پس از فريضه ظهر و عصر دوباره تا شب به كار مردم پرداخت. به او گفتم به روز و شب آسايش ندارى! فرمود:
    اگر روز بياسايم كار رعيّت ضايع شود، اگر شب بياسايم قيامت خودم ضايع گردد، پس روزْ مهمّ مردم را انجام دهم و شب مهمّ خودم را. «4» آرى، اين است صاحب نفس زكيّه راضيه مرضيّه، اين است محصول و نتيجه نفس تصفيه شده واين است آن كه قرآن مجيد نفس او را نفس پيامبر خوانده است.
    [TABLE="class: cms_table"]
    [TR]
    [TD]رومى نشد از سرّ على كس آگاه‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]آرى، نشد آگاه كس از سرّ اله‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]يك ممكن و اين همه صفات واجب‏[/TD]
    [TD][/TD]
    [TD]لا حول و لا قوَّةالّا باللَّه‏[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [TD][/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]



    پی نوشت ها:
    ______________________________


    (1)- بحار الأنوار: 58/ 84- 85؛ مستدرك سفينة البحار: 10/ 113؛ تفسير الصافى: 3/ 111.
    (2)- آداب النفس: 48.
    (3)- زمر (39): 9.
    (4)- بحار الأنوار: 41/ 13، باب 101، حديث 3؛ الأمالى: شيخ صدوق: 282، حديث 14؛ روضة الواعظين: 1/ 117.