1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هر روز یک غزل

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏28/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    هنوز آن روز ، برق خنده ی خورشید
    به بام خانه های دور ، پیدا بود
    درون کلبه ی من شمعدان می سوخت
    نسیم مست با او در مدارا بود
    هوا در زردی خورشید ، می پاشید
    گلاب ابر بر گلها و گلدان ها
    دمادم طرح وشکلی تازه می بخشید
    غبار شیشه را انگشت باران ها
    صدای گنگ سازی در فضا می ریخت
    تپش های دل درد آشنایی را
    نسیم از کوچه ی خاموش می آورد
    هنوز آهنگ دورادور پایی را
    من آن شب چشم در راه کسی بودم
    که می پنداشتم دیگر نمی آید
    صدای آشنایی در دلم می گفت
    که او بر عهد خود هرگز نمی پاید
    دلم همراه شمع نیمه جان می سوخت
    غمی در سنه ام فریاد بر می داشت
    طنین آتشنیش در دلم می ریخت
    هزاران نیش سوزن در تنم می کاشت
    شب بی ماه در گل دست و پا می زد
    زمین و آسمان در خواب راحت بود
    دلم در سینه چون طبل تهی می کوفت
    همآواز دل بی تاب ساعت بود
    به سوی گنجه ی چوبین خود رفتم
    که بی او پر کنم جام شرابم را
    تنم از خواب خوش بیزار و دل ، بیدار
    به ساغر ریختم داروی خوابم را
    لبم را با شراب تلخ آلودم
    دلم خندید و چشمم روشنایی یافت
    در آن مستی نمی دانم چه پیش آمد
    که یادش با من از نو آشنایی یافت
    هنوز آغوش گلدان بلور من
    پر از گل های عطر آگین شب بو بود
    صدای خنده ای از پلکان برخاست
    خدایا ! این صدای خنده ی او بود
     
    سایه و Pari_A از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست
    بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

    گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
    گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست

    پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
    تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

    گفتي که کمي فكر خودم باشم و آن وقت
    جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

    رفتي تو، خدا پشت و پناهت به سلامت
    بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست

    مریم حیدر زاده
     
    m naizar، سایه، Pari_A و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    رفتار من عادی است
    اما نمی دانم چرا
    این روزها
    از دوستان و آشنایان
    هرکس مرا می بیند
    از دور می گوید :
    این روزها انگار
    حال و هوای دیگری داری!
    اما
    من مثل هر روزم
    با آن نشانیهای ساده
    و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی
    مثل همیشه ساکت و آرام
    این روزها تنها
    حس می کنم گاهی کمی گنگم
    گاهی کمی گیجم
    حس می کنم
    از روزهای پیش قدری بیشتر
    این روزها را دوست دارم
    گاهی
    از تو چه پنهان
    با سنگها آواز می خوانم
    و قدر بعضی لحظه ها را خوبی می دانم
    این روزها گاهی
    از روز و ماه و سال ، از تقویم
    از روزنامه بی خبر هستم
    حس می کنم گاهی کمی کمتر
    گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم
    این روزها گاهی خدا را هم
    یک جور دیگر می پرستم
    از جمله دیشب هم
    دیگر تر از شبهای بی رحمانه دیگر بود :
    من کاملا تعطیل بودم
    اول نشستم خوب
    جورابهایم را اتو کردم
    تنها حدود هفت فرسخ در اتاقم راه رفتم
    با کفشهایم گفتگو کردم
    و بعد از آن هم
    رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
    و سطر سطر نامه ها را
    دنبال آن افسانه ی موهوم
    دنبال آن مجهول گشتم
    چیزی ندیدم
    تنها یکی از نامه هایم
    بوی غریب و مبهمی می داد
    انگار
    از لابه لای کاغذ تا خورده ی نامه
    بوی تمام یاسهای آسمانی
    احساس می شد
    دیشب دوباره
    بی تاب در بین درختان تاب خوردم
    از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
    در آسمان گشتم
    و جیبهایم را
    از پاره های ابر پر کردم
    جای شما خالی
    یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد
    یک پاره از مهتاب خوردم
    دیشب پس از سی سال فهمیدم
    که رنگ چشمانم کمی میشی است
    و بر خلاف سالها پیش
    رنگ بنفش و اروغوانی را
    از رنگ آبی دوست تر دارم
    دیشب برای اولین بار
    دیدم که نام کوچکم دیگر
    چندان بزرگ و هیبت آور نیست
    این روزها دیگر
    تعداد موهای سفیدم را نمی دانم
    گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
    یک روز کامل جشن می گیرم
    گاهی
    صد بار دیر یک وز می میرم
    حتی
    یک شاخه از محبوبه های شب
    یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است
    گاهی نگاهم در تمام روز
    با عابران ناشناس شهر
    احساس گنگ آشنایی می کند
    گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
    آهنگ یک موسیقی غمگین
    هوایی می کند
    اما
    غیر از همین حس ها که گفتم
    و غیر از این رفتار معمولی
    و غیر از این حال و خوای ساده و عادی
    حال و هوای دیگری
    در دل ندارم
    رفتار من عادی است!
     
    سماع شمس، m naizar، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    میروم خسته و افسـرده و زار
    سـوی منزلگــه ویرانه خویش
    به خـدا می برم از شهـــر شما
    دل شوریــده و دیوانــه خویش
    می برم تا که در ان نقطه دور
    شستشویش دهم از رنگ گنـاه
    شستشویش دهم از لکه عشــق
    زین همـــه خواهش بیجا وتباه
    می برم تا زتو دورش ســـازم
    زتو ،ای جلــــوه امید محــــال
    می برم زنـــده بگورش سازم
    تا از این پس نکنــد یاد وصال
    ناله می لرزد،می رقصد اشک
    آه ، بگــــذار که بگریزم مـــن
    از تو ، ای چشمه جوشان گناه
    شایـد آن به کـه بپرهیـــزم من
    بخـــدا غنچـــــه شـــادی بودم
    دست عشق آمد و از شاخـم چید
    شعلــه آه شد م ، صــد افسوس
    که لبــم باز بر آن لب نرسیـــد
    عاقبت بنــد سفـــر پایـــم بست
    میروم، خنده به لب،خونین دل
    می روم از دل من دست بردار
    ای امیـــــد عبث بی حاصــــل...
     
    سماع شمس، m naizar، .AffectioN. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دلم گرفته دوباره برای بعضی ها
    نمی رود ز سر من هوای بعضی ها

    به ماه گفت شبی ، آفتابگردانی
    برو که پُر شدنی نیست جای بعضی ها

    چیم؟ نوار سیاهی به روی قاب زمان
    پُر است حافظه ام از صدای بعضی ها

    شکوه مجلس شادی من نشد احدی
    منی که کشته شدم در عزای بعضی ها

    در آغُل منِ چوپان ، عزا و عید یکی ست
    به هر بهانه دلم شد فدای بعضی ها

    بهای فرش دلم چون فزون شود چه غمی ست
    اگر لگد بشود زیر پای بعضی ها

    دلم گرفته برای گذشته های خودم
    برای درد و دل و شانه های بعضی ها

    طبیب شهرم و درمانده از علاج خودم
    رواست بر دل من ناروای بعضی ها

    @};-@};-...
     
    بـانـو، سماع شمس، Shahab و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    دوباره می نویسمت ،
    کنارِ بیت آخرم ،
    و چکه چکه می چکم ،
    به سطر های دفترم ..!
    تو تازیانه می زنی ،
    به زخمه ی خیال من ،
    من آب و دانه می دهم ،
    به خوش خیالِ باورم ..!
    تو مثل ماهِ برکه ای ،
    و من غریق مست شب ،
    دوباره تو ... دوباره من ،
    شناوری ... شناورم ..!
    شنیده ام ز پنجره ،
    سراغ من گرفته ای ،
    هنوز مثل قاصدک ،
    میانِ کوچه پرپرم ..!
    گلایه از قفس کمی ،
    کمی عجیب میرسد ،
    خودم قفس خریده ام ،
    برای این کبوترم ..!
    شبی بخواب دیدمت ،
    میانِ تنگِ کوچه ها ،
    قدم زنان ... قدم زنان ،
    تو را به خانه می برم ..!
    غزل بخواب می رود ،
    به انتها رسیده ام ،
    تمام من چکیده شد ،
    کنارِ بیت آخرم ..!
     
    سماع شمس، Shahab، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    در سرم عشق تو سودایی خوش است
    در دلم شوقت تمنایی خوش است
    ناله و فریاد من هر نیم‌شب
    بر در وصلت تقاضایی خوش است
    تا نپنداری که بی‌روی خوشت
    در همه عالم مرا جایی خوش است
    با سگان گشتن مرا هر شب به روز
    بر سر کویت تماشایی خوش است
    گرچه می‌کاهد غم تو جان من
    یاد رویت راحت افزایی خوش است
    در دلم بنگر، که از یاد رخت
    بوستان و باغ و صحرایی خوش است
    تا عراقی والهٔ روی تو شد
    در میان خلق رسوایی خوش است
    عراقی
     
    Shahab، n@der و yasamann از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
    جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست

    این چشم جهان بین مرا در همه عالم
    جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست

    وین جان من سوخته را جز سر زلفت
    اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست

    یک لحظه غمت از دل من می‌نشود دور
    گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست

    یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست
    فرمود فراق تو که: فرمای، دگر نیست

    هستند تو را جمله جهان واله و شیدا
    لیکن چو منت واله و شیدای دگر نیست

    عشاق تو گرچه همه شیرین سخنانند
    لیکن چو عراقیت شکرخای دگر نیست

    عراقی
     
    Shahab، n@der و yasamann از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    باز هجر یار دامانم گرفت
    باز دست غم گریبانم گرفت

    چنگ در دامان وصلش می‌زدم
    هجرش اندر تاخت، دامانم گرفت

    جان ز تن از غصه بیرون خواست شد
    محنت آمد، دامن جانم گرفت

    در جهان یک دم نبودم شادمان
    زان زمان کاندوه جانانم گرفت

    آتش سوداش ناگه شعله زد
    در دل غمگین حیرانم گرفت

    تا چه بد کردم؟ که بد شد حال من
    هرچه کردم عاقبت آنم گرفت

    عراقی
     
    Shahab، n@der و yasamann از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    به #غم انگیز ترین لحظه ی پاییز #قسم
    که #نشد با غم عشقت به توافق برسم
    دل یک شهر به چشمان قشنگ تو خوش است
    #من در این #شهر درندشت چه #بی یار و #کسم
    #جرم من #عشق تو و #حکم دل تو #ابد است
    همه ی عمر #اسیر دل تنگ #قفسم
    این قفس #کاش دوتا پنجره ی آبی داشت
    تا لب پنجره از بغض #نگیرد-نفسم
    #آه از #لحظه ی دلگیر #غروب و #غم-تو
    #کاش #باران بزند بر من و احوال #گَسَم
    #غم و #دلتنگی و #پاییز و #خیابان و #غروب
    #من-برای-غم-ویرانی-یک-شهر-بَسَم
    در شب #قحطی چشمان تو #مهتاب #ندید
    که به چشم تو #حریصم، پر شور و هوسم
    “ #به-خداحافظی-تلخ-تو-سوگند-نشد“
    به #غم-انگیز ترین لحظه ی #پاییز #قسم
     
    بـانـو، m naizar، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.