1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هر روز یک غزل

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏28/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/4/17
    ارسال ها:
    34
    تشکر شده:
    84
    امتیاز دستاورد:
    18
    تو نیکی میکن و در دجله انداز
    که ایزد در بیابانت دهد باز
     
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  2. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/4/17
    ارسال ها:
    34
    تشکر شده:
    84
    امتیاز دستاورد:
    18
    بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
    شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
    آسمان آبی و ابر سپید
    برگ‌های سبز بید
    عطر نرگس، رقص باد
    نغمه شوق پرستوهای شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
    خوش به حال روزگار
    خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
    خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
    خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
    خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب
    ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
    باده رنگین نمی‌بینی به جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
     
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  3. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/4/17
    ارسال ها:
    34
    تشکر شده:
    84
    امتیاز دستاورد:
    18
    بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
    شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
    آسمان آبی و ابر سپید
    برگ‌های سبز بید
    عطر نرگس، رقص باد
    نغمه شوق پرستوهای شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
    خوش به حال روزگار
    خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
    خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
    خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
    خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب
    ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
    باده رنگین نمی‌بینی به جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
     
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  4. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    P/A و **HASTY** از این پست تشکر کرده اند.
  5. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  6. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  7. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    мαηнσσ∂ و P/A از این پست تشکر کرده اند.
  8. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  9. -
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏25/7/17
    P/A از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

    او که هرگز نتوان یافت همانندش را


    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را


    از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند

    هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را


    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را


    مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد

    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را


    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده‌ست به تو

    به تو اصرار نکرده‌ست فرآیندش را


    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را


    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

    بفرستند رفیقان به تو این بندش را


    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

    بین موهای تو گم کرد خداوندش را


    کاظم بهمنی
     
    m naizar، **FaRZaNe** و کوچکمهر از این ارسال تشکر کرده اند.