[TABLE] [TR] [TD]سمیه قاضیزاده: اصولا موسیقی سریالهای تلویزیونی شنیده نمیشود مگر آنکه ترانهء تیتراژ ابتدایی یا پایانیشان خوب باشد و برای مخاطب مقبول بیفتد وگرنه اگر آهنگساز پدر خودش را هم درآورده باشد و موسیقی صد برابر بهتر از خود آن مجموعهء تلویزیونی هم ساخته باشد، اصلا شنیده نمیشود. مثالهایش آنقدر زیادند که نیازی به ذکر نیست اما واقعا چند درصد مردم پیش از آنکه موسیقی تیتراژ پایانی شب دهم با صدای علیرضا قربانی را شنیده باشند و از آن لذت برده باشند، موسیقی متن این سریال را شنیده بودند و طرفدارش شدند؟ چند نفر با نام آهنگساز آن فردین خلعتبری آشنا شدند و چند نفر علیرضا قربانی را شناختند؟ همینطور است دربارهء موسیقی پهلوانان نمیمیرند و محمد اصفهانی و آهنگسازی مرحوم بیات. خیلیها به سختی نام آهنگساز حتی همین تیتراژها را هم به یاد میآورند چه برسد به اینکه به موسیقی متن آنها توجه ویژه کرده باشند. مثال آنقدر زیاد است که ذکر همین دو از میان دهها کافی است. البته به ندرت نمونههای نقض هم بودهاند و واقعا باید آهنگساز کاری بس متفاوت انجام میداده تا شانسی برای ورود نام خود به ذهن مخاطبان تلویزیون پیدا کرده باشد. همین چند سال پیش بود که در این راه آریا عظیمینژاد با استفاده از تلفیق موسیقیهای الکترونیک با موسیقی بومی نواحی ایران به این مساله دست پیدا کرد. آن هم بدون اینکه اصلا ترانهء تیتراژی در کار بوده باشد. به هر حال این موضوعی است که اکثر موسیقی مجموعههای تلویزیونی در ایران با آن مواجهند. موسیقی مجموعهء تلویزیونی خداحافظ بچه اما تا حدود زیادی خودش را از این قاعده مستثنی کرد. خداحافظ بچه نه ترانهء تیتراژ فوقالعادهای داشت نه آهنگساز تازهای که دیدن نامش در تیتراژ سریال، مخاطب را کنجکاو کند که بداند این آهنگساز کیست و چه کرده است. آرمان موسیپور از آن دست آهنگسازانی است که اتفاقا بیشتر تجریبیاتش در همین فضای صدای و سیما و سریال و تله فیلم بوده است و اتفاقا کار شاخص سینمایی به آن معنا ندارد. همیشه موسیقیهایش هم در حد استاندارد بودهاند اما هیچوقت به مرحلهای بیش از این ارتقا پیدا نکردهاند. اتفاقی که البته برای هیچ آهنگسازی خوشایند نیست. دلیل اصلی این موضوع را هم باید در آهنگسازی افکتیو موسیقی بیش از آهنگسازی ملودیک و فرمیک دانست. موسیپور در ساخت ملودی عموما آهنگساز موفقی نیست اما برای اولین بار در ساخت موسیقی متن خداحافظ بچه نشان داد که اگر بخواهد و اراده کند میتواند موسیقیهای بهتر و شنیدنیتری را هم بسازد. مهمترین نکتهء موسیقی این مجموعه بر خلاف معمول سریالها، تیتراژ ابتدایی آن است. تیتراژی که با تصاویری بسیار خوش آب و رنگ، جدید و خلاقانه بالا میآید و بدیهی است که موسیقی هم از همین جنس طلب میکند. وقتی که پای ثابت داستان آن مجموعه هم، بچه باشد، موسیقی هم باید حال و هوایی صمیمانهتر داشته باشد. آهنگساز در این راه سراغ دو نکتهء مهم رفته است. اول بهرهگیری از ساز سازدهنی که خودش در برقراری ارتباط بسیار موفق است و همیشه آن حس صمیمیت را به شنوندهاش انتقال میدهد و دیگر استفاده از فرم والس که آن هم به دلیل ریتم سادهاش، سریع راهها را میپیماید و به دل مخاطب مینشیند. چرا که هم حرکت گهواره را تداعی میکند و هم شادمانی را تلقین میکند. همین دو نکته از همان ابتدا، تصویر شنیداری موسیقی خداحافظ بچه را میسازند و شنوندهء این اثر را به راه میآورند. شنونده هربار با خاطرهء خوشی که تیتراژ ابتدایی برایش میسازد تماشای سریال را شروع میکند. با وجود این نکات مثبت، موسیقی این کار هم همچون اغلب آثار آرمان موسیپور موسیقی است پراکنده با لحنهای مختلف که اصلا معلوم نیست نخ میان آنها چیست؟گاه موسیقی به فضای راک نزدیک میشود،گاه پاپ است،گاه صرفا از قواعد اولیه موسیقی فیلم کلاسیک پیروی میکند و بعضی وقتها هم به بهرهگیری از اصوات برای تاکید روی نکتهای اکتفا میکند. گاهی هم صدای موسیقی آنقدر به خورد داستان رفته که اصلا شنیده نمیشود. این را به عنوان ایراد موسیقی خداحافظ بچه نگفتم بلکه به عنوان مثالی در راستای پراکندگی لحن این موسیقی که نمیتواند تکلیف را با شنوندهاش روشن کند ذکر کردم. هرکجا که داستان او را برده، موسیقی هم با آن رفته است. اما نه به سبک و سیاقی که یک آهنگساز باتجربه میتواند برود؛ با طرح قبلی، نقشهء راه درست و ساختاری سر و شکلدار. بلکه برعکس با حسهای لحظهای، موسیقیهای افکتیو صرف و در جستجوی تاثیرهای لحظهای. موسیقی در خداحافظ بچه عمیق نمیشود در حالیکه از چنین تیراژ ابتدایی انتظاری بسیار بیش از اینها میرود. موسیقی خداحافظ بچه لحظات خوبی دارد. استفاده شایسته از گیتار، گیتار الکتریک، سازهای بادی و از همه مهمتر سازهای کششی به خصوص ویولنها نشان از زحمتی است که آهنگساز برای ساخت موسیقیاش کشیده. موسیقی که قابل مقایسه با موسیقیهای دیگر مجموعههای ماه رمضانی امسال نیستند اما مطلوب این است که آرمان موسیپور بعد از گذشت اینهمه سال کار در زمینه ساخت موسیقی فیلم و سریال در ایران هرچه سریعتر به سبکی سرجمع و واحد و یکپارچه – که هر سه تایشان هم یک معنی میدهند البته! - دست پیدا کند. شک ندارم که با استعداد و پشتکاری که او دارد میتواند به این مهم دست پیدا کند. شاید باید برای مدتی هم که شده از این پراکندهکاری و کثرت در ساخت موسیقیهای مختلف دوری کند تا به لحنی ثابت برسد. [/TD] [/TR] [TR] [TD][TABLE] [/TABLE] [/TD] [/TR] [TR] [TD] به روز شده در : دوشنبه 6 شهريور 1391 -[/TD] [/TR] [/TABLE]