1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همراز

شروع موضوع توسط Zarirr ‏28/11/10 در انجمن کتاب الکترونیکی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    سرخه آسمون همرنگ گونه هات
    غروب از راه اومد باز دوباره
    نشستی کنارم روي شنهای ساحل
    دلم از عشق گرم و بيقراره
    از نگاه ما پنهون ميشه خورشيد
    ميره آروم تو آغوش دريا
    شب انگار تو راهه ولی خبر نداره
    تو خورشيدی حتي توی شبها
    برق هر نگات شعله ی چشات نور شبهای من
    ای تو همدم شادی و غم قلب تنهای من
    ای تو آخر عشقو باور دنيای من
    تويی تو همراز من اوج شعر و آواز من

    سرخه آسمون همرنگ گونه هات
    تو ساحل عطر سپيده پيچيد
    من و تو چشامون هنوز غرق نگاهن
    شديم خيره به طلوع خورشيد
    روي موج آب با آواز دريا
    ميرقصن باز قايقهای چوبي
    ولي من طلوعو هميشه با تو دارم
    تو اون خورشيدی که بی غروبی
    برق هر نگات شعله ی چشات نور شبهای من
    ای تو همدم شادی و غم قلب تنهای من
    ای تو آخر عشقو باور دنيای من
    تويی تو همراز من اوج شعر و آواز من