[h=1]مقام نبوّت[/h] کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان مقام نبوت در روايات اولين مرد مؤمن به رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، شهادت مىدهد و حقيقت را چنين بازگو مىكند: وَاشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ارْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ، والْعَلَم الْمَأثُورِ وَالْكِتابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السّاطِعِ، وَ الضِّياء الّلامِعِ، وَ الْامْرِ الصّادِعِ. و شهادت مىدهم كه محمد بنده و رسول اوست، و او را به آئينِ مشهور، و نشانه معروف، و كتاب مسطور، و نور درخشان، و چراغ فروزان، و دستور روشن و آشكار به سوى مردم فرستاد. جايگاه تكليف رسالت شايسته شخصيتى بود كه نزد حق داراى شرافت و منزلت رفيع بود. امام صادق عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد: انَّ اللَّهَ كَلَّفَ رَسُولَ اللَّه صلى الله عليه و آله مالَمْ يُكَلِّفْهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِهِ كَلَّفَهُ أَنْ يَخْرُجَ عَلَىَ النّاسِ كُلِّهِمْ وَحْدَهُ بِنَفْسِهِ إنْ لَمْ يَجِدْ فِئَةً تُقاتِلُ مَعَهُ وَلَمْ يُكَلِّفْ هذا احَدً مِنْ خَلْقِهِ قَبْلَهُ وَلا بَعْدَه. خداى عزوجل به رسول گرامى خود تكليفى كرد كه به احدى از خلقش چنان تكليفى نكرد و آن اين بود كه بعد از فرمان به جهاد و امتناع مردم از اجابت دعوت آن جناب، پيامبر را مكلف كرد كه يك تنه و به تنهايى به جنگ دشمن برود هر چند كه جمعيتى نيابد كه با وى به قتال برود و خداى تعالى چنين تكليفى را به احدى از خلق نكرده، نه قبل از آن جناب و نه بعد از او. رسول خدا صلى الله عليه و آله الگوى كاملى از اخلاق و اعمال برتر بود و اين امتياز او را بر فرزندان قريش ارزشمند ساخته بود. و شرافت ذاتى او از طينت پاك آباء و اجدادش به ارث رسيده بود. اين چنين است كه ابوطالب در باره پيامبر فرمود: «فرزند برادرم محمد صلى الله عليه و آله؛ فرزند عبداللَّه با هيچ يك از مردان قريش هم وزن نمىگردد مگر اين كه برترى دارد؛ و با احدى از آنان مقايسه نمىشود مگر اين كه بزرگى از آن اوست.» «8» و در اخلاق از همه برتر، در خوشبرخوردى از همه نيكوتر، در فكر از همه عميقتر، در عقل و امانتدارى از همه بالاتر، و در نقل خبر از همه راستگوتر و در آزار ديگران از همه دورتر. حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: حَتّى بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ شَهيداً وَبَشيراً وَنَذيراً. خَيْرَ البَريَّةِ طِفْلًا وَانْجَبَهَا كَهْلًا وَاطْهَرَ الْمُطَهَّرينَ شِيمَةً وَأَجْوَدَ المُسْتَمْطَرينَ دِيمَةً. تا اين كه محمد صلى الله عليه و آله را گواه و بشارت دهنده و ترساننده برانگيخت. در كودكى بهترين مردم، در بزرگسالى نجيبترين انسان، در اخلاق پاكترين پاكان، و دوام جود و سخايش از همه بيشتر بود. پيامبر در سنّ كودكى در كنار دايهاش حليمه مورد عنايت و لطف خاص خدا بود و پيوسته با يارى فرشتگان و الهام به كارهاى نيك راهنمايى مىشد، در جوانى از آلودگىهاى مردم دورى مىكرد، در برنامههاى بزم شركت نمىكرد، شراب نمىخورد، بتها را دوست نمىداشت، راستگو و درستكار بود. دلى پاك و فكرى درخشان و فطرتى آسمانى داشت. و مردم او را امين مىگفتند. سالى يك ماه به غار حرا مىرفت و با خدا راز و نياز داشت، و در پايان ماه پيش از آن كه به خانه برگردد به كعبه مىرفت و طواف كعبه مىكرد. در سن چهل سالگى هنگامى كه در كوه حرا به عبادت مشغول بود به مقام رسالت انتخاب گرديد. آنچه زمينهساز انتخاب ايشان به مقام نبوت بود، تواضع و فروتنى بود. حتى وقتى فرشته بزرگ وحى سه مرتبه كليد گنجهاى زمين را نزد پيامبر آورد و او را در انتخاب آنها آزاد گذاشت ولى در برابر، آنچه در قيامت براى او آماده شده، كاسته گردد. حضرت هر بار فروتنى كرد و تواضع در برابر حق را برگزيد. حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىفرمايد: لَقَد هَبَطَ عَلَىَّ مَلَكٌ مِنَ السَّماء ما هَبَطَ عَلى نَبِىٍّ قَبْلى وَلا يَهْبِطُ عَلى أَحَدٍ بَعْدِى وَ هُوَ إسْرافيلَ وَ عِنْدِى جِبريلُ فَقَالَ: السَّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ! ثُمَّ قالَ: أَنَا رَسُولُ رَبِّكَ إِلَيْكَ، أَمَرَنِى أَنْ أُخَيِّرَ لَكَ إِنْ شِئْتَ نَبِياً عَبْداً وَ إن شِئْتَ نَبياً مَلِكاً، فَنَظَرْتُ إلى جِبْريلَ فَأَوْمى جِبْريلُ إلى أَنْ تَواضَعْ، فَقُلْتُ: نَبِياً عَبْداً. فرمود: فرشتهاى از آسمان به من فرود آمد كه بر هيچ پيامبرى فرود نيامده بود و بعد از من نيز بر كسى فرود نخواهد آمد؛ كه اسرافيل بود. و جبرئيل هم نزد من بود گفت: سلام بر تو اى محمد! سپس گفت: من فرستاده پروردگارت به سوى تو هستم و به من فرمان داده است كه تو را بين اين كه خواهى پيامبرى و بندگى را برگزينى و اگر خواهى پادشاهى و اميرى را، مخيّر سازم. من به جبرئيل نگاه كردم. او به من اشاره كرد كه فروتنى كن. پس من گفتم: پيامبرى و بندگى را برگزيدم. پایگاه عرفان