1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

معشوق من

شروع موضوع توسط Zarirr ‏14/1/11 در انجمن کتاب الکترونیکی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    معشوق من

    با آن تن برهنه ی بی شرم

    بر ساقهای نیرومندش

    چون مرگ ایستاد

    خط های بی قرار مورب

    اندامهای عاصی او را

    در طرح استوارش

    دنبال میکنند

    معشوق من

    گویی ز نسل های فراموش گشته است

    گویی که تاتاری در انتهای چشمانش

    پیوسته در کمین سواریست

    گویی که بربری

    در برق پر طراوت دندانهایش

    مجذوب خون گرم شکاریست

    معشوق من

    همچون طبیعت

    مفهوم ناگزیر صریحی دارد

    او با شکست من

    قانون صادقانه ی قدرت را

    تایید میکند

    او وحشیانه آزاد ست

    مانند یک غریزه سالم

    در عمق یک جزیره نامسکون

    او پک میکند

    با پاره های خیمه مجنون

    از کفش خود غبار خیابان را

    معشوق من

    همچون خداوندی ‚ در معبد نپال

    گویی از ابتدای وجودش

    بیگانه بوده است

    او

    مردیست از قرون گذشته

    یاد آور اصالت زیبایی

    او در فضای خود

    چون بوی کودکی

    پیوسته خاطرات معصومی را

    بیدار میکند

    او مثل یک سرود خوش عامیانه است

    سرشار از خشونت و عریانی

    او با خلوص دوست می دارد

    ذرات زندگی را

    ذرات خک را

    غمهای آدمی را

    غمهای پک را

    او با خلوص دوست می دارد

    یک کوچه باغ دهکده را

    یک درخت را

    یک ظرف بستنی را

    یک بند رخت را

    معشوق من

    انسان ساده ایست

    انسان ساده ای که من او را

    در سرزمین شوم عجایب

    چون آخرین نشانه ی یک مذهب شگفت

    در لابلای بوته ی پستانهایم

    پنهان نموده ام
    =============

    فـــــــــــــــــــــروغ فرخ زاد
    ​