شیطــآטּ نیستمــــ فرشــتهــ نیستمــــ خــدآ همــ نیستمــــ فقــط یهــ پســرمــــ ... از نــوع ســاده اشــ آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ ـتــ دآرمــ همآטּ هــآ کهــ بــدی هیــچ کســ رآ بــآور ندآرنــد همــآטּ هــآ کهــ بــرآی همهــ لبخنــد می زننــد همــآטּ هآ کــهــ همیشــهــ هستنــد بــرآی همهــ هستــند آدم هــآی ســآدهــ رآ بآیــد مثــل یکــ تآبلــو نقآشــی سآعتــ هــآ تمآشــآ کــرد عمرشــآטּ کوتــآه استــ از بــس کهــ هر کســی از رآهــ می رســد یــآ ازشــاטּ ســوء استفــآدهــ می کنــد یــآ زمینشــآטּ می زنــد یــآ درس ســآدهــ نبــودטּ بهشــآטּ می دهــد آدم هــآی ســآدهــ رآ دوسـ ـتــ دآرمــ بــوی نآبــ " آدمــــ " می دهنــد...!
من یک عذرخواهی به *خودم* بدهکارم... برای اینکه احساساتی بودم... برای اینکه یک رو بودم... برای اینکه غرورم را شکستم... برای اینکه ساده بودم... برای اینکه انسان بودم... *خودم* من رو ببخش!! گمان میکردم وقتی نباشم دلت میگیرد اما دیدم نه بدون من شادتری...!شلوغ تری... صدای قهقه ی خنده هایت هم تا اینجا شنیده میشود گویا من سد راهت بودم... تو دیگر ازادی... ازادی ات مبارک!!