بخوام ازتوبگذرم من بایادت چه کنم توروازیاد ببرم باخاطراتت چه کنم حتی ازیادببرم تووخاطراتتو بگو من بااین دل خونه خرابم چه کنم توهمونی که واسم یه روزی زندگی بودی توی رویاهای من عشق همیشگی بودی آره سهم من فقط ازعاشقی یه حسرته بی کسی عالمی داره واسه ما یه عادته چطوراز یادببرم اونهمه خاطراتمو آخه باچه جرئتی به دل بگم نمون برو دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده چشم براه تو میمونه همیشه غرق امیده
پاسخ : چطوراز یادببرم اونهمه خاطراتمو کسی نشنید این،صدای خسته من را کسی ندید ترکهای قلب شکسته من را کجاست مرهم زخمی که بر دلم بنشیند که هر که نشست گشود زخم بسته من را کجا روم ،از درد خود،به که گویم که تا نکند بیش کولبار غصه من را خدای من این غصه ها مرا خم کرد چگونه صاف کنی،قامت خمیده من را ؟ در این گذار عمر رفت امید روشن قلبم کسی ندهد باز این،امید رفته من را ز درد های غبار دلم ،لحظه ای گریزی نیست نسیم عشق کی برد این،غبار کینه من را در این کشاکش تقدیر،حسرتی بدل ماندهکه اشک شوق کم کند،اندوه دیده من را