1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

شروع موضوع توسط Dream Lady ‏1/7/12 در انجمن زبان خارجی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Lemon
    ليمو





    Lemon
    جنس بی ارزش ، بنجل

    That car is real lemon
    آن ماشين واقعا بنجل است.
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Lettuce
    کاهو




    Lettuce
    پول

    Put your lettuce on the table, then we’ll talk
    پولتو بذار رو ميز ، بعد با هم صحبت ميکنيم.
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Pea
    نخود سبز




    Like two peas in a pod
    معادل " سيبی که از وسط دو نصف کرده باشند "


    Jan and Johanna are like two peas in a pod
    جن وجانا مثل سيبی هستند که از وسط نصف کرده باشند.(خيلی شبيه هم هستند.)




    Pea brain
    احمق

    He is such a pea brain
    واقعا يک احمقه!


     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Peach
    هلو ، شفتالو





    A real peach
    معرک س! خيلی نازه! (اين اصطلاح معمولا به طنز وبر خلاف معنايي که دارد هم استفاده ميشود.يعنی به معنای " بد" ، "بدترکيب" و "کسل کننده"

    That guy’s a real peach
    يارو واقعا معرکه است.







    ...Peach of a
    استاد و بهترين شخص در يک مسله

    She’s peach of a teacher
    او واقعا بهترين معلم است.






    Peachy
    فوق العاده – عالی

    !Your idea is really peachy
    نظرت واقعا عاليه!
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Pickle

    خيار ترشی – سرکه




    Pickled
    مست

    She is usually pickled by noon
    او معمولا ظهر نشده مست است.







    Pickle
    مخمصه – هچل

    I really got myself into a pickle this time
    اين دفعه واقعا تو هچل افتادم.
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Potato
    سيب زمينی






    Couch potato
    کسی که از شدت تتبلی مدام ولو است.

    He is such a couch potato
    او واقعا چسب کاناپه است





    Hot potato

    هر چيزی که بتواند خطرناک ومشکل ساز باشد
    اختلاف نظر در مورد موضوعی حساس

    This situation is real hot potato
    اين وضعيت واقعا خطرناک است





    Small potato
    کم اهميت

    That’s small potatoes compared t the real problem

    با مشکل جدی ای که داريم ، اين خيلی کم اهميت است.
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Prune
    آلو – گوجه برقانی - آلو خشک




    Wrinkled as a prune
    بسيار چروکيده

    He’s wrinkled as a prune
    خيلی پيروچروکيده است.
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Pumpkin
    کدو تنبل



    Pumpkin
    عزيرم

    !Hi, pumpkin
    سلام عزيزم!


     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Tomato
    گوجه فرنگی



    Tomato
    دختر يا زن جذاب (در فارسی معادل هلو پوست کنده)


    A good-looking tomato brought me my change
    يک هلو پوست کنده ی خوشگل پولم را برايم آورد.
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : خوراکی ها در اصطلاحات انگلیسی

    Tea
    چای





    It's not my cup of tea
    چیزی نیست که من بهش علاقه داشته باشم



    I wouldn't do it for all the tea in China
    اگه تمام دنیا رو هم به من بدن این کار رو نمی کنم



    It's as good as a chocolate teapot
    به درد هیچ کاری نمی خوره