پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 58- عامل اکثر بدبختی های انسان حرص و آز است. 58- Greed is the cause of most of the mandkinds misfortunes. 59- اقتصاد بازار آزاد کشور را رونق داد. 59- Free-market economy made the country flourish. 60- همه انسانها آزاد و برابر خلق شده اند. 60- All humans are created free and equal.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 61- سربازان ما او را از اسارت در آوردند. 61- Our soldiers freed him from captivity. 62- او معتقد است که آزادی حتی از عدالت هم بهتر است. 62- He believes that liberty is even more important than justice. 63- ما خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستیم. 63- We demand the release of political prisoners.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 64- آزادیخواهان الجزایری هفت سال با فرانسویان جنگیدند. 64- Algerian freedom fighters fought against the French for seven years. 65- صدای بلندگوهای آن کلیسا بسیار آزاد دهنده بود. 65- The noise of that churchs loudspeaker was very annoying. 66- او نسبت به تو خیلی عصبانی بود ولی ما سعی کردیم که آزردگی او را برطرف کنیم. 66- He was very angry at you, but we tried to placate him. لغات: Placate: formal to make someone stop feeling angry . آرام کردن تسکین دادن
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 67- آزردگی پوستی بر اثر آفتاب خوردن زیاد. 67- Irritation as a result of overexposure to the sun. 68- شوخی های رکیک جواد به قدری آن خانمها را رنجاند که جلسه را ترک کردند. 68- Javads dirty jokes offended those ladies so much that they left the meeting. 69- انتقادات من او را آزرده کرد. 69- My criticism hurt his feelings.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 70- از اینکه دوباره از او پول بخواهم خجالت می کشم. 70- I am embarrassed to ask him for money again. 71- باید این حقیقت را قبول کنی که اکثر مشکلاتت بخواطر حسادت است. 71- You need to accept the fact that most of your problems are caused by jealousy. 72- بنا به نظریه پلیس حمله کنندگان او را با وسیله نوک تیز مورد ضرب و جهم قرار دادند. 72- According to the police, his attackers beat him with a sharp instrument.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 73- حقوی که به تو داده می شود به مقدار کاری است که انجام می دهی. 73- You will be paid according to the amount of work you do. 74- زمانی که دسته سربازان یاغی رسید روستا تقریبا خال از سکنه شده بود. 74- By the time the rebel troops arrived, the village had already been abandoned. 75- توی لیست اسم او قبل از اسم من بود (او رتبه بالاتری کسب کرده بود). 75- Her name comes above mine on the list.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 76- در زمستان دمای هوا به ندرت از صفر درجه می گذرد. 76- Temperatures rarely rise above zero in winter. 77- وقتی پدر ناگهان وارد اتاق شد صحبت ما سریعا خاتمه یافت.(فورا حرفمان را تمام کردیم). 77- Our conversation came to an abrupt end when father burst into the room. 78- اصلا برایم قابل قبول نیست که شاید او از اعتمادی که بهش داشتم سوء استفاده کند. 78- I never expected that he would abuse the trust I placed in him.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 79- سرعتم را زیاد کردم تا از اتوبوس سبقت بگیرم. 79- I accelerated to overtake the bus. 80- امسال ظاهرا تورم افزایش خواهد یافت. 80- Inflation is likely to accelerate this year. 81- من تمام مسئولیت شکست این طرح را به عهده خواهم گرفت. 81- I accept full responsibility for the failure of the plan.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 82- آیا دوست دارید شما را تا اتاقتان همراهی کنم؟ 82- Would you like me to accompany you to your room? 83- مدارکی که او به دادگاه ارائه کرد کاملا صحیح نبود. 83- The evidence she gave to the court was not exactly accurate. 84- چندین روز آزگار (متوالی) دنبال خونه بودم. 84- I was looking for a house for several consecutive days.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 85- میزان سواد انگلیسی کارمندان جدید را آزمودیم. 85- We tasted`the new employees on the extent of their knowledge of English. 86- آسانی پرسشهای امتحانی ما را خوشحال کرد. 86- The easiness of the exam questions pleased us. 87- دنیا در آستانه جنگ جدیدی قرار دارد. 87- The world is on the threshold of a new war.