پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 28- مجبور شدیم ماشین رو ول کنیم و بقیه راه را پیاده برویم. 28- We had to abandon the car and walk the rest of the way. 29- او یک پسری خشن با اخلاقی تند است. 29-Hhe is a tough boy with rather an abrasive manner. 30- پدر بزرگ این اواخر همچنان کم حواستر میشود. 30- Grandad's been getting rather absent-minded lately.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 31- ما دلائل قاطعی داریم مبنی بر اینکه اون پولها را برداشته است. 31- We have absolute proofs that he took the money. 32- گیاهان مواد مغذی را از خاک جذب میکنند. 32- Plants absorb nutrients from the soil. 33- آدمی که درستکار (امین) نیست بدرد نمی خورد.33- A person who is not honest is not good.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 34- آدم نمی داند چه کار بکند. 34- One doesnt know what to do. 35- آنها آن پلنگ آدمخوار را کشتند. 35- Thet killed that man-eating tiger. 36- آدم ربائی جرم بزرگی محسوب می شود. 36- Kidnapping is a serious/grate crime.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 37- مصائب زندگی کم کم او را آدم کرده است. 37- The hardship of life have gradually made a man out of him. 38- آدمکشی بدترین نوع جنایت است. 38- Murder is the worst kind of crime. 39- آذربایجان گهواره تمدن ایران است. 39- Azarbaijan is the cradle of the Iranian civilization.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 40- او گهواره را تکان داد تا بچه را ساکت کند. 40- She rocked the cradle to quieten the child. 41- ما برای چهار ماه آذوقه داریم. 41- We have food supplies for four months. 42- به خاطر ورود او خیابانها را آذین بستند. 42- Because of his arrival they decorated the street.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 43- دو نفر عروس را آرایش کردند و به تالار بردند. 43- Two women put makeup on the bride and took her to the hall. 44- او یک جوان آراسته و مودب است. 44- He is a well-dressed and a polite youth. 45- من همیشه از سخنان آرامش بخش مادرم بهره برده ام. 45- I always take advantage of my mothers smoothig words.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 46- آرام بنشین تا گوش تو را معاینه کنم. 46- Sit still so that I can exmine your ear. 47- صدای یک انفجار آرامش محله را بهم زد. 47- The sound of an explosion disturbed the quiet of the neighborhood. 48- مردم باید در صلح و آرامش زندگی کنند. 48- People need to live in peace and tranquility.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 49- از موقعی که زنش مرده یک دقیقه هم آرامش نداشته است. 49- He hasnt had a moment of peace since his wife died. 50- علی رغم متلکهای آنها او آرامش خود را حفظ کرد. 50- Despite their taunts, she kept her composure. 51- کارگران اعتصابی ادعا می کردند که آرامش طلب هستند. 51- The striking workers were claiming that they were non-violent.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 52- به آرامی دست به شانه ام زد. 52- He touched my shoulder gently. 53- ناپلئون قشون خود را به شکل نعل اسب آرایش داد. 53- Napeleon arrayed his army in a horseshoe design. 54- در بهشت همه آرزوهای تو برآورده خواهد شد. 54- In paradise all your wishes will be fulfilled.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 55- او هنوز آروزی رفتن به پاریس را دارد. 55- She is still longing to go to Paris. 56- یکی از آرمانهای ما آزادی مطبوعات است. 56- One of our goals is freedom of the press. 57- بچه بطری شیر خود را تمام کرد و شروع کرد به آروغ زدن. 57- The baby fied her milk bottle and started burping.