پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 89- او میدانستند که آزادی درست آن طرف مرز قرار دارد. He knew that just across the border lay freedom 90- اولین کار رئیس جمهور جدید باید خاتمه دادن به گرانی باشد The new president's first act should be to end the expensiveness. 91- عملکرد او دقیقا از روی بی فکری انجام شده بود. His work was really a thoughtless act.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 92- ما هر نوع فعالیت خشونت بار را محکوم میکنیم، اهمیتی ندارد که دلیلشان (برای اعمال خشونت) چه باشد. We condemn all acts of violence, no matter what the reason 93- شرکت کار خوبی کرد که او را اخراج کرد. The company acted correctly in sacking him 94- او عملش با وقار است. She acts with dignity.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 95- وقتی عصبانی هستی رفتار دیوانه واری از خود بروز میدهی. You act crazy when you are angry. 96- او مطابق دستور وکیلش رفتار میکند. She is acting on the advice of her lawyer. 97- بچه ها مشغول شدند که نقش داستانی که شنیده بودند را اجرا کنند. The children were acting out the story of what they heard.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 98- او بچۀ سرسختی است و کلی بی ادبی میکند. He's a tough kid and he acts up a lot. 99- برای اینکه وضعیت از تحت کنترل ما خارج نشود به یک تصمیم قاطعی احتیاج داریم. Firm action is needed to keep the situation from getting out of control. 100- او واقعا اشتیاق داشت که به نظراتش جامۀ عمل بپوشاند. She was looking forward to putting her ideas into action
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 101 او با نهایت مهربانی با خواهش ما موافقت کرد. He graciously acceded to our request. یا He kindly agreed to our demand. 102- کمی طول کشید تا با شغل جدیدم خو بگیرم. It took me a while to adapt to the new job 103- خوبی بچه ها این است که به راحتی با محیط جدید خو میگیرند. The good thing about children is that they adapt very easily to new environments
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 104- او دوست دارد که با عنوان "جناب" یا "آقای" پارتریج مورد خطاب قرار گیرد. He likes to be addressed as 'Sir' or 'Mr Partridge" 105- آیا برای بیست مهمان به اندازۀ کافی غذا تهیه کرده ای. Have we got adequate/enough food for twenty guests 106- برای آماده شدن وقت کافی نداشتم. I didn't have adequate time to prepare
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 107- این حقوق به هیچ وجه یک حقوق چشمگیری نیست ولی برای احتیاجات ما کافی می باشد. It's not by any means a brilliant salary but it's enough for our needs. 108- در آینده آیا به مقدار نیاز جهان، ذخائر نفتی وجود خواهد داشت. Will future oil supplies be adequate to meet world needs? 109- برای تعمیر آن صندلی به چسبی قوی احتیاج خواهی داشت.You'll need a/some strong adhesive to mend that chair
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 110- پدرم همواره زندگی پر تکاپوئی داشت. My father always led a very active life 111- او شاید بیش از 80 سال داشته باشد ولی هنوز خیلی فعال است. She may be over 80, but she's still very active 112- آن آتشفشان دوباره ممکن است فعال شود. The volcano will become active again.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 113- آیا او واقعا تو را زد یا فقط تهدیدت کرد؟ Did he actually hit you or just threaten you 114- در واقع تو به من دویست دلار بدهکاری. Actually, you still owe me $200. 115- ماشین خودمان خراب شد از این مجبور شدیم که برای کرایه یک ماشین یک خرج اضافه ای را متحمل بشویم.Our own car broke down, so we had the additional expense of renting a car
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 116- آن زن و شوهر نمیتوانند بچه دار شوند ولی امید دارند که یکی را به فرزندی قبول کنند. The couple are unable to have children of their own, but hope to adopt 117- بعضی از بچه ها سختشان است که با بزرگترها صحبت کنند. Some children find it difficult to talk to adults 118- قبلا از کمک شما تشکر میکنم. Many thanks, in advance, for your help