پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 56- برادرم بعد از فوت ناگهانی همسرش دیگر نتوانست خودش را بدست آورد My brother never recovered after his wife's sudden death. 57- امسال مرگ و میر ناشی از تصادف در جاده ها افزایش یافته است. The number of deaths in road accidents has increased again this year. 58- او به محض اینکه متوجه شد دارد میمیرد، وصیت کرد که اموالش را به پسرش بدهند. As soon as he knew he was dying, she made a will, leaving all his money to his son.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 59- او خیلی مشهور بود و وقتی که فوت کرد بیش از دویست نفر در تشییع جنازۀ او شرکت کردند. He was so popular. When he died more than two hundred people came to her fneral. 60- بیچاره سارا. یک سال بعد از عروسی اش بیوه شد. Poor Sara! She was widow only a year after she got married. 61- عجب شهر خسته کننده ای . ساعت 10 شب به بعد همه جا تعطیل است. What a boring city. It's completely dead after 10 o'clock at night.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 62- واکمن من کار نمیکند . فکر میکنم که باتری اش تمام شده باشد. My Walkman doesn't work. I think the battery I dead. 63- زبان لاتین یک زبان منسوخ (مرده) است. Latin is a dead language. 64- بینی او مانند بینی پدرش است. She has got her father's nose.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 65- او اخلاق بدی دارد. به پدرش رفته است. He has got a terrible temper. She takes after his father. 66- ما گه گاه برای غذا خوردن به بیرون میرویم. We go out for dinner every now and again (some times). 67- او نویسنده ای با قابلیتهای چشمگیر است. He's a writer of remarkable ability.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 68- ادارۀ ما در بالای آرایشگاه قرار دارد. Our office is above the hairdresser's 69- امشب باید درجۀ هوا فقط کمی بالای صفر باشد. Tonight, temperatures should be just above freezing. 70- حقوق ماهیانه ای که میدهیم کلی بالاتر از حد متوسط است. The salaries we offer are well above average.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 74- در نبود من آقای لینگتون مسئول (کارها) خواهد بود. Ms Leighton will be in charge during my absence 75- کار او مستلزم این است که او دم به دم از خانه دور باشد. Her work involved repeated absences from home 76- با نبود هیچ شاهدی، پلیس باید اجازه دهد که او برود. In the absence of any evidence, the police had to let him go
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 77- غیبت او برای دیگر افراد تیم، مشکلاتی را بوجود آورده است. His absences have made it difficult on the rest of the team 78- با اطمینان کامل نمی توانیم بگوئیم که پروژه به نتیجه برسد. We can't say with absolute certainty that the project will succeed 79- محل ادارۀ او واقعا شلوغ (بی نظم و ترتیب) است.His office is an absolute mess
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 80- او دلیل استعفا دادنش را کاملا شفاف بیان کرد. He made his reasons for resigning absolutely clear. 81- آیا کاملا مطمئنی که امهمیتی نمی دهی. Are you absolutely sure you don't mind? 82- پلیس اعتقاد داشت که او آنچه اتفاق افتاده بود، گزارش صحیحی ارائه داده است. Police believed she gave an accurate account of what had happened.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 83- پیش بینی وضع دقیق هوا غیر ممکن نیست. It's possible to predict the weather accurately 84- تصور میکنم که برآورد شما از وضعیت اقتصادی کنونی کاملا صحیح است. I think your assessment of the current economic situation is pretty accurate 85- آنها یک ضرب (بدون توقف) طول جاده را دویدند. They ran straight across the road.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی 86- از این سر تا آن سر سقف ترک عمیقی وجود دارد. There is a deep crack across the ceiling 87- به نظرت آیا سرشانه های این لباس خیلی تنگ است؟ Do you think this shirt is too tight across the shoulders? 88- یکی دقیقا (ماشینش را) مقابل مسیر رفتن به گاراژ پاک کرده است. Someone's parked right across the entrance to the driveway