پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 35- زنجیر دوچرخه و هر جای دیگری كه احتیاج به مراقبت دارد را روغن كاری كن. Grease the bike's chain and any other areas that need attention. 36- وقتی به آنها گفتم كه من دكتر هستم طرز برخورد همه عوض شد. When I told them I was a doctor their whole attitude changed. 37- صنایع احتیاج دارند كه به چیزهائی كه مشتری ها را جذب میكند توجه كند. The industry needs to focus on what attracts customers.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 38- موضوعی كه مرا به طرف این شغل كشید، (مقدار) حقوق ماهیانه آن و امكان سفر به خارج است. What attracts me to the job is the salary and the possibility of foreign travel. 39 یك مدیر خوب باید چه صفاتی داشته باشد؟ What attributes should a good manager possess? 40- مرگ او ناگهانی و غیر منتظره بود. His departure / death was abrupt and completely unexpected.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 41- پدر بزرگ این اواخر همچنان دارد حواس پرت شده مشود.Grandad's been getting rather absent-minded lately. 42- او علت استعفا دادنش را كاملا شفاف بیان كرد.He made his reasons for resigning absolutely clear. 43- اواخر آن روز حسابی (از خستگی) از پا در آمده بودم. By the end of the day, I was absolutely exhausted.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 44- كاملا حق با شماست ما همه تو این ماشین جا نمیشیم You're absolutely right - we can't all fit in one car. 45- اون بچه قابلیت عجیبی در درك مطالب داردthe Baby has an enormous capacity for absorbing new information. 46- به نظر می آمد كه (مطلب را ) فهمیده باشد ولی نمی دانم بگویم همه جزئیاتش را هم گرفته باشد. He appeared to understand, but whether he absorbed every detail I cannot say.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 47 از كارهائی که برای من انجام میدی ممنون I appreciate what you are doing for me. 48 از تعریفت خیلی ممنون Thanks for your compliment. 49- خیلی متشكرم كمك زیادی کردی Thank you very much. You were a big help
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 50- جدا نمیدونم چطور از شما تشکر کنم (نمیدانم با چه زبانی از شما تشکر کنم) I've no word to express my seep gratitude. 51- جدا خیلی متشکرم Thanks you very much indeed. 52- نمیدونم محبت شما را چگونه جبران کنمI dont have anything to give in return
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 53- لطف کردید تشریف آوردید Nice of you to come. 54- اینجا رو منزل خودتون بدونید. Make yourself at home. 55- معذب نباشید Don't feel restrained.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 56- تا دم در با شما می آیم (شما را بدرقه میکنم) I will just see you to the door. 57- امروز زیاد حال و حوصله ندارم I am not in a good mood today. 58- سر آخر این حقیقت را پذیرفتم که اگر سیگار را ترک نکنم خواهم مرد. I finally accepted the fact that I would die if I didn't stop smoking.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 59- والدین من همیشه من را همان گونه که هستم پذیرفته اند. (انتظار بیهوده از من نداشتند). My parents have always accepted me just as I am. 60 او به خاطر قبول رشوه در زندان است He is in prison for accepting bribes. 61- کودکان سخت میتوانند خود را با مدرسه جدید وفق دهند. The children are finding it hard to adapt to the new school
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 62- اگر به جای بیشتری برای کالا احتیاج دارید میتوانید قفسه ها / تاقچه های بیشتری اضافه کنید. If you need more storage space it's possible to add more shelves. 63- اون کتاب میتوانست با اضافه کردن چند عکس رنگی جذاب تر شود. The book would look a lot more attractive if they added a few color pictures. 64- خواهر زاده من واقعا به بازیهای ویدئوئی معتاد است. My nephew is a complete video game addict