1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

شروع موضوع توسط Dream Lady ‏29/6/12 در انجمن زبان خارجی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    88- آستر پالتوی من ابریشمی است.
    88-The lining of my coat is silken.

    89- یک پیراهن آستین کوتاه.
    89- A short-sleeved dress.

    90- دماوند سپید سر به آسمان افراشته است.
    90- The white Damavand rises high in the sky.
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    مکالمات روزمرهآمریکایی



    (بخش پنجم)

    1- اونجا خیلی خفه بود خوشحال شدم كه بیرون آمدم
    1- It was stifling in there; I was glad to get out.
    2- خواهرش در كنارش بود ولی سرش طرف دیگری بود (به او نگاه نمیكرد).
    2- his sister, was at his side, her face averted
    3- او خیلی مواظب گله اش است
    3- He is very watchful of his flock.
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    4- او تا آنجا كه میتواند با صدای بلند آواز میخواهد و تا حدی تو دماغی

    4- He sings as loud as he can, rather nasally
    5- خریداران، شركتهایی را میخواهند كه به نیازهایشان توجه داشته باشند.
    5- Customers want companies that are attentive to their needs.
    6- رز به النات نگاه كرد و چشمهایشان به هم افتاد.

    6- Rose looked at Allnutt, and their eyes met.

     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    7-واقعا خانه ام شلوغ است.


    My house is in an absolute mass.

    8- او واقعا یكی از بهترین دانش آموزان كلاس زبان من به حساب می آمد.
    She was really regarded as one of the most able students of my English class.
    9- او در حالیكه دستش را (به علامت خدا حافظی) تكان می داد از نزد مادرش رفت.


    He left his mother with a wave of the hand.
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    10- والدینم خیال میكردند كه كمی غیر طبیعی است كه پسری به رقص باله علاقه داشته باشد.
    My parents thought it was rather abnormal for a boy to be interested in ballet.

    11- او رفتاری غیر عادی دارد كه ممكن است نشانه عقب افتادگی ذهنی (او) باشد.

    He has an abnormal behaviour that may be a sign of mental illness
    12- اگر بچه ام (جنینم) یكجورائی ناقص الخلقه باشد میتوانم سقطش كنم؟
    Would I abort if my child was likely to have some kind of deformity?
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    13 او در مورد سنش به ما دروغ گفت (سن واقعی اش را نگفت).

    He lied about his age
    14- در مقابل (مورد) رشد جمعیت چه كاری میتوان انجام داد.
    What can be done about the rising levels of population?

    15- این همه سر و صدا برای چیه؟

    What's all the fuss about?

     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    16- از وقتی كه (آخرین بار) لیندا را دیده ام حدود 5 سال گذشته است.
    It's been about five years since I've seen Linda
    17- اون بچه 11 ماهه است و دیگر باید شروع به راه رفتن كند.
    She's 11 months old and just about ready to start walking.
    18 شانس اینكه در مردها كسی كور رنگ باشد 1 در 12 است.

    The chance of men being born colourblind is about 1 in 12.
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    19- دیگه نزدیك بود بریم كه جری رسید.
    We were just about to leave when Jerry arrived.
    20- هیچ یك از سازمانهای فوق الذكر به سوال ما پاسخ ندادند.
    None of the organizations mentioned above answered our inquiries.
    28- دانش آموزانی كه از درصد توانائی بیشتری برخوردارند باید در مدرسه ای مخصوص درس بخوانند.
    Students of above-average ability should attend a special school.
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    29- ما در هر بازی حدود 4000 نفر شركت كنندة ورزش دوست داشتیم.
    We have an average attendance of 4000 fans per game.
    30- حضار جلسه از حد پیش بینی شده بیشتر بودند.
    Attendance at the meeting was higher than expected.


    31- با وجود بدی هوا خیلی شركت كننده داشتیم.
    We had pretty good attendance despite the bad weather.
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    32- آنها با دقت تمام به سخنرانی گوش دادند.
    They listened to the speech with close attention .

    33- در این شغل توجه به جزئیات ضروری است.
    Attention to detail is essential in this job.
    34- وسط سخنرانی حواس سارا داشت پرت می شد (دیگر تمركز نداشت).
    During the lecture Sarah's attention began to wander