پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 88- آستر پالتوی من ابریشمی است. 88-The lining of my coat is silken. 89- یک پیراهن آستین کوتاه. 89- A short-sleeved dress. 90- دماوند سپید سر به آسمان افراشته است.90- The white Damavand rises high in the sky.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) مکالمات روزمرهآمریکایی (بخش پنجم) 1- اونجا خیلی خفه بود خوشحال شدم كه بیرون آمدم 1- It was stifling in there; I was glad to get out. 2- خواهرش در كنارش بود ولی سرش طرف دیگری بود (به او نگاه نمیكرد). 2- his sister, was at his side, her face averted 3- او خیلی مواظب گله اش است 3- He is very watchful of his flock.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 4- او تا آنجا كه میتواند با صدای بلند آواز میخواهد و تا حدی تو دماغی 4- He sings as loud as he can, rather nasally 5- خریداران، شركتهایی را میخواهند كه به نیازهایشان توجه داشته باشند. 5- Customers want companies that are attentive to their needs. 6- رز به النات نگاه كرد و چشمهایشان به هم افتاد. 6- Rose looked at Allnutt, and their eyes met.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 7-واقعا خانه ام شلوغ است. My house is in an absolute mass. 8- او واقعا یكی از بهترین دانش آموزان كلاس زبان من به حساب می آمد. She was really regarded as one of the most able students of my English class. 9- او در حالیكه دستش را (به علامت خدا حافظی) تكان می داد از نزد مادرش رفت. He left his mother with a wave of the hand.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 10- والدینم خیال میكردند كه كمی غیر طبیعی است كه پسری به رقص باله علاقه داشته باشد.My parents thought it was rather abnormal for a boy to be interested in ballet. 11- او رفتاری غیر عادی دارد كه ممكن است نشانه عقب افتادگی ذهنی (او) باشد. He has an abnormal behaviour that may be a sign of mental illness 12- اگر بچه ام (جنینم) یكجورائی ناقص الخلقه باشد میتوانم سقطش كنم؟ Would I abort if my child was likely to have some kind of deformity?
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 13 او در مورد سنش به ما دروغ گفت (سن واقعی اش را نگفت). He lied about his age 14- در مقابل (مورد) رشد جمعیت چه كاری میتوان انجام داد. What can be done about the rising levels of population? 15- این همه سر و صدا برای چیه؟ What's all the fuss about?
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 16- از وقتی كه (آخرین بار) لیندا را دیده ام حدود 5 سال گذشته است. It's been about five years since I've seen Linda 17- اون بچه 11 ماهه است و دیگر باید شروع به راه رفتن كند. She's 11 months old and just about ready to start walking. 18 شانس اینكه در مردها كسی كور رنگ باشد 1 در 12 است. The chance of men being born colourblind is about 1 in 12.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 19- دیگه نزدیك بود بریم كه جری رسید. We were just about to leave when Jerry arrived. 20- هیچ یك از سازمانهای فوق الذكر به سوال ما پاسخ ندادند. None of the organizations mentioned above answered our inquiries. 28- دانش آموزانی كه از درصد توانائی بیشتری برخوردارند باید در مدرسه ای مخصوص درس بخوانند. Students of above-average ability should attend a special school.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 29- ما در هر بازی حدود 4000 نفر شركت كنندة ورزش دوست داشتیم. We have an average attendance of 4000 fans per game. 30- حضار جلسه از حد پیش بینی شده بیشتر بودند. Attendance at the meeting was higher than expected. 31- با وجود بدی هوا خیلی شركت كننده داشتیم. We had pretty good attendance despite the bad weather.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) 32- آنها با دقت تمام به سخنرانی گوش دادند.They listened to the speech with close attention . 33- در این شغل توجه به جزئیات ضروری است. Attention to detail is essential in this job. 34- وسط سخنرانی حواس سارا داشت پرت می شد (دیگر تمركز نداشت). During the lecture Sarah's attention began to wander