مکالمه های روزمره آمریکایی مکالماتروزمره آمریکایی بخش اول ۱- این قدر به اون ماشین ورنرو 1- Stop missing around with that car. 2- شما دو تا بس کنید (از دعوا سر و صدا و ...) نمی بینید دارم کار می کنم. 2- Knock it off you two. Don't you see I'm working. لغت : knock off (something): to stop working and go somewhere else بس کردن ، سراغ کار دیگری رفتن ۳- اون فقط داره از شما سو ء استفاده میکنه. 3- He is just using you. لغت: to use: to make someone do something for you in order to get something you want سو ء استفاده کردن (یکی از معانی آن ) و معنای دیگر آن همان استفاده کردن است که اینجا مراد نیست
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) ۴- درست ازش استفاده کن (ازش بد استفاده نکن). 4- Don't misuse it. ۵- این ممکنه باعث دردسرت بشه. 5- This might get you into trouble. ۶- تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی (تو دردسر افتادی)؟ 6- Are you getting into trouble at school lately?
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان) ۷- سیستم الکتریکی ایراد (عیب) داره. 7- There must be a flaw in the electrical system. ۸- اگر فکر میکنی مشکل الکتریکی داره بهش دست نزن. 8- Don't touch it if you think it's got an electrical fault. ۹- بس کن و گرنه چغلی تو پیش بابات می کنم.( به بابات می گم) 9- Stop it, or I'ii tell your dad on you. لغت: tell on somebody : to tell someone in authority about something wrong that someone you know has done - used especially by children چغلی کردن گزارش کار غلطی را دادن
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۱۰- این قدر فضولی (دخالت ) نکن 10- Stop being so nosy. 11- این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار) 11- Stop being such a baby. ۱۲- این که دلیل نمیشه. 12- That's no excuse.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۱۳- اون کار دزدیه. 13- That is called stealing. ۱۴- خیلی با احتیاط رفتار کن. 14- Use extreme caution. ۱۵- باید آروم و با احتیاط کار کنی. 15- You have to do it slowly and always with caution.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۱۶- حواست جمع باشه. 16- Be alert. ۱۷- حماقت نکن. 17- Stop being a fool. ۱۸- از عواقب کارت خبر داری. 18- Are you aware of consequences to you.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۱۹- سعی خودتو بکن ممکنه فرصت دیگری گیرت نیاد. 19- Do the best you can, you might not get another chance. ۲۰- مستقیم میرم سر اصل مطلب. 20- I come straight to the point. ۲۱- تمبر را با آب دهانش خیس کرد. 21- He moistened the stamp with his own saliva.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۲۲- اگر آب نباشد از تشنگی هلاک میشویم. 22- If there is no water, we will die of thirst. ۲۳- این سفر برایمان خیلی آب خورد. 23- This trip cost us a lot. ۲۴- این شایعات از کجا آب می خورد؟ 24- Where these rumors originate from? Or : where is the source of these romers?
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۲۵ - مهمانی آنها خوب از آب درآمد. 25- Their party ended up being good. ۲۶- بی خود و بی جهت از همه انتقاد می کند. 26- She criticizes everyone for no reson at all. ۲۷ - با دیدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد. 27- Upon seeing that Fragnant food, My mouth waterd.
پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی ۲۸ - تنها پخت و پزی که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است . 28- The only cooking I can do is to boil eggs. ۲۹ - یک مشت آبدار به سرش کوفتم. 29- I gave him a strong punch to his head. ۳۰ - آبروی خوانده ام در خطر است. 30- my family's honor is at stake. لغت: at stake: if something that you value very much is at stake, you will lose it if a plan or action is not successful در معرض خطر و نابودی بودن