1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

شروع موضوع توسط Dream Lady ‏29/6/12 در انجمن زبان خارجی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    مکالمه های روزمره آمریکایی

    مکالماتروزمره آمریکایی


    بخش اول






    ۱- این قدر به اون ماشین ورنرو


    1- Stop missing around with that car.





    2- شما دو تا بس کنید (از دعوا سر و صدا و ...) نمی بینید دارم کار می کنم.


    2- Knock it off you two. Don't you see I'm working.


    لغت :


    knock off (something): to stop working and go somewhere else


    بس کردن ، سراغ کار دیگری رفتن




    ۳- اون فقط داره از شما سو ء استفاده میکنه.


    3- He is just using you.


    لغت:


    to use: to make someone do something for you in order to get something you want


    سو ء استفاده کردن (یکی از معانی آن ) و معنای دیگر آن همان استفاده کردن است که اینجا مراد نیست


     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    ۴- درست ازش استفاده کن (ازش بد استفاده نکن).
    4- Don't misuse it.
    ۵- این ممکنه باعث دردسرت بشه.
    5- This might get you into trouble.
    ۶- تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی (تو دردسر افتادی)؟
    6- Are you getting into trouble at school lately?

     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی (توضیح روان)

    ۷- سیستم الکتریکی ایراد (عیب) داره.
    7- There must be a flaw in the electrical system.

    ۸- اگر فکر میکنی مشکل الکتریکی داره بهش دست نزن.
    8- Don't touch it if you think it's got an electrical fault.

    ۹- بس کن و گرنه چغلی تو پیش بابات می کنم.( به بابات می گم)
    9- Stop it, or I'ii tell your dad on you.
    لغت:
    tell on somebody : to tell someone in authority about something wrong that someone you know has done - used especially by children
    چغلی کردن گزارش کار غلطی را دادن

     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۱۰- این قدر فضولی (دخالت ) نکن
    10- Stop being so nosy.



    11- این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار)
    11- Stop being such a baby.



    ۱۲- این که دلیل نمیشه.
    12- That's no excuse.

     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۱۳- اون کار دزدیه.
    13- That is called stealing.
    ۱۴- خیلی با احتیاط رفتار کن.
    14- Use extreme caution.
    ۱۵- باید آروم و با احتیاط کار کنی.
    15- You have to do it slowly and always with caution.

     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۱۶- حواست جمع باشه.
    16- Be alert.
    ۱۷- حماقت نکن.
    17- Stop being a fool.
    ۱۸- از عواقب کارت خبر داری.
    18- Are you aware of consequences to you.

     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۱۹- سعی خودتو بکن ممکنه فرصت دیگری گیرت نیاد.
    19- Do the best you can, you might not get another chance.

    ۲۰- مستقیم میرم سر اصل مطلب.
    20- I come straight to the point.

    ۲۱- تمبر را با آب دهانش خیس کرد.
    21- He moistened the stamp with his own saliva.

     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۲۲- اگر آب نباشد از تشنگی هلاک میشویم.
    22- If there is no water, we will die of thirst.
    ۲۳- این سفر برایمان خیلی آب خورد.
    23- This trip cost us a lot.
    ۲۴- این شایعات از کجا آب می خورد؟
    24- Where these rumors originate from?
    Or : where is the source of these romers?

     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۲۵ - مهمانی آنها خوب از آب درآمد.
    25- Their party ended up being good.
    ۲۶- بی خود و بی جهت از همه انتقاد می کند.
    26- She criticizes everyone for no reson at all.
    ۲۷ - با دیدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد.
    27- Upon seeing that Fragnant food, My mouth waterd.

     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/5/12
    ارسال ها:
    3,637
    تشکر شده:
    1,817
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : مکالمه های روزمره آمریکایی

    ۲۸ - تنها پخت و پزی که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است .
    28- The only cooking I can do is to boil eggs.
    ۲۹ - یک مشت آبدار به سرش کوفتم.
    29- I gave him a strong punch to his head.
    ۳۰ - آبروی خوانده ام در خطر است.
    30- my family's honor is at stake.
    لغت:
    at stake: if something that you value very much is at stake, you will lose it if a plan or action is not successful
    در معرض خطر و نابودی بودن