بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْيكى از جاهاى هولناك آخرت ((صراط)) است و آن جِسرى است كه بر روى جهنم مى كشند و تا كسى از آن نگذرد داخل بهشت نمى شود. در روايات وارد شده است كه از مو باريك تر و از شمشير برنده تر و از آتش گرم تر است ، و مؤ منان خالص به راحتى مانند برق از آن مى گذرند و بعضى با دشوارى مى گذرند اما نجات مى يابند، و بعضى از عقبات آن ، به جهنم مى افتند و آن در آخرت ، نمونه صراط مستقيم دنيا است كه دين حق و راه ولايت و متابعت حضرت اميرالمؤ منين و ائمه طاهرين از ذريه او صلوات الله عليهم اجمعين است و هر كه از اين صراط عدول و ميل به باطل كرده است ، از گفتار يا كردار، از همان عقبه از صراط آخرت مى لرزد و به جهنم مى افتد و صراط مستقيم سوره حمد، اشاره به هر دو است . علامه مجلسى (رحمه الله عليه ) در حق اليقين از كتاب عقايد شيخ صدوق (رحمه الله ) نقل كرده كه فرمود: اعتقاد ما در عقباتى كه در راه محشر است آنست كه هر عقبه اى اسم واجب و فرضى است از اوامر و نواهى الهى ، پس انسان به هر عقبه اى كه مى رسد اگر تقصيرى كرده است در آن عقبه او را هزار سال نگه مى دارند و حق خدا را از او مى خواهند اگر از عهده آن با عمل صالحى كه از پيش فرستاده بيرون آمد و يا رحمت خدا شامل حالش شد از آن نجات مى يابد و به عقبه ديگر مى رسد، پس پيوسته او را از عقبه اى به عقبه ديگر مى برند و نزد هر عقبه سؤ ال مى كنند از آنچه كه او انجام داده است پس اگر از همه سلامت بيرون رفت منتهى مى شود به دار بقاء، پس حياتى مى يابد كه هرگز مرگ در آن نمى باشد و سعادتى مى يابد كه شقاوت در آن نيست و در جوار خدا با پيغمبران و صديقين و شفعاء و صالحان از بندگان خداى تعالى ، ساكن مى شود و اگر او را در عقبه اى حبس كنند و از او حقى را كه تقصير در آن كرده بخواهند ديگر راه نجاتى نخواهد داشت و با لغزش قدمهايش به درون جهنم مى افتد و اين عقبات بر روى صراط است و نام يكى از اين عقبات ولايت است كه همه خلايق را نزد آن عقبه باز مى دارند و از ولايت اميرالمؤ منين (ع) و ائمه بعد از او (عليهم السلام ) سئوال مى كنند اگر به وظايف خود عمل كرده است نجات مى يابد و مى گذرد و گرنه به جهنم مى افتد چنانكه حق تعالى فرموده است : وقفوهم انهم مسئولون [SUP](29)[/SUP] و اهم عقبات ، ((مرصاد)) است ؛ ان ربك لبالمرصاد و حق تعالى مى فرمايد: به عزت و جلال خود سوگند ياد مى كنم كه ظالمى از آن نمى گذرد تا كيفر شود و عقبه ديگر رحم است ، و اسم ديگرى امانت است و اسم ديگرى نماز، و بنام هر وظيفه و تكليفى عقبه اى هست كه انسان را در آن نگه مى دارند و به بازرسى و پرس و جوى او مى پردازند. از حضرت امام محمد باقر (ع) روايت كرده است كه چون اين آيه نازل شد: و جى ء يومئذ بجهنم يعنى و بياورند در آن روز جهنم را، از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيدند معنى اين آيه چيست ؟ فرمود كه روح الامين مرا خبر داده كه چون حق تعالى اولين و آخرين را در قيامت جمع كند، جهنم را با هزار مهار با صد هزار ملك در نهايت شدت و غلظت ، بكشند و بياورند و صدائى از آن برمى خيزد كه اگر خدا بخواهد همه را نابود مى كند و همه فرياد زنند: رب نفسى نفسى پروردگارا جان مرا جان مرا نجات ده . و تو اى پيغمبر خدا ندا كنى : امتى امتى و از براى امت خود دعا كنى . پس صراط را بر روى آن بگذارند، كه از مو باريكتر و از شمشير برنده تر، و در آن سه شاخه است بر يك شاخه مساءله امانت و صله رحم است ، و بر دوم نماز، و بر سوم عدالت پروردگار عالميان . سپس دستور مى دهند كه مردم از آنها بگذرند، پس در عقبه اول صله رحم و امانت ايشان را نگه مى دارد، و اگر از اين عقبه نجات يافتند عدالت الهى ايشان را نگه مى دارد؛ و اشاره به اين است آنچه حق تعالى فرموده : ان ربك لبالمرصاد ((هر آينه پروردگار تو بر سر راه يا كمينگاه است )) و مردم بر صراط مى روند و بعضى به دست چسبيده اند و بعضى يك پايش لغزيده با پاى ديگر، خود را نگه مى دارد و ملائكه بر دور ايشان ايستاده و دعا و ندا مى كنند كه اى خداوند حليم بردبار، به فضل و كرم خود آنها را ببخش و ايشان را سالم عبور ده و مى بينى كه مردم خطا كار در آتش جهنم مى ريزند، پس كسى كه به رحمت خدا نجات يافت و گذشت مى گويد: الحمد لله ، حمد مى كنم خداوندى را كه مرا نجات داد بعد از آنكه نااميد شده بود هر آينه پروردگار ما آمرزنده است . ثقه جليل ، حسين بن سعيد اهوازى از حضرت امام محمد باقر (ع) روايت كرده كه مردى نزد حضرت ابى ذر رضى الله عنه آمد و او را به زائيدن گوسفندش بشارت داد پس گفت : اى ابوذر مژده باد تو را كه گوسفندانت اولاد آورده و بسيار شدند. فرمود: زيادى آنها مرا خوشحال نمى سازد و بهتر است كه تعداد آنها برايم كمتر باشد زيرا زيادى آنها مرا گرفتار مى سازد؛ همانا شنيدم كه پيغمبر خدا فرمود: بر دو طرف صراط، روز قيامت عقبه رحم و امانت است پس كسى كه صله رحم و اداء امانت كرده باشد، از آن بگذرد و آن دو طرف صراط نمى گذارند كه در آتش بيفتد. و در روايت ديگر است كه اگر خيانت كننده در امانت و قطع كننده رحم بخواهد بگذرد، با اين دو خصلت ، عملى ديگر او را نفع ندهد و صراط او را در آتش مى افكند. ((حكايت :)) سيد اجل اكمل مؤ يد، علامه نحرير بهاء الدين سيد على بن سيد عبدالكريم نيلى نجفى كه جلالت شاءنش بسيار و مناقبش بى شمار است و تلميذ شيخ شهيد و فخر المحققين است در كتاب ((انوار المضيئة )) در ابواب فضايل حضرت اميرالمؤ منين (ع) به مناسبتى اين حكايت را از والدش نقل كرده كه در قريه نيله كه قريه خوشان باشد شخصى بود كه توليت مسجد آن قريه با او بود روزى از خانه بيرون نيامد، او را طلبيدند عذر آورد كه نمى توانم ، چون تحقيق كردند معلوم شد كه بدن او با آتش سوخته غير از دو طرف رانهاى او تا طرف زانوها و ديدند درد و الم او را بى قرار كرده ، سبب آنرا از او پرسيدند، گفت : در خواب ديدم كه قيامت برپا شده و مردم به داخل جهنم مى ريزند و من از آن كسانى بودم كه مرا به بهشت فرستادند همين كه رو به بهشت مى رفتم به پلى رسيدم كه عرض و طول آن بزرگ بود، گفتند كه اين صراط است پس از آن عبور كردم و هر چه از آن طى مى كردم عرضش كم ، و طولش بسيار مى شد تا رسيد بجائى كه مثل تيزى شمشير شد، در زير آن نگاه كردم ديدم كه وادى بسيار بزرگى است و در آن آتش سياهى است ، و در آن ، جمره هايى مثل قله كوهها، و مردم بعضى نجات مى يابند و بعضى در آتش مى افتند و من شروع كردم به لرزيدن مثل كسى كه بخواهد بيفتد تا خود را رسانيدم به آخر صراط، به آنجا كه رسيدم نتوانستم خوددارى كنم كه ناگاه در آتش افتادم و در ميان آن فرو رفتم ، پس خود را رساندم به كنار وادى و هر چه دست انداختم دستم به جايى بند نشد و آتش با قوت جريان خود، مرا به پايين مى كشيد و من استغاثه مى كردم ، عقل از من پريده بود، پس ملهم شدم به آنكه گفتم : يا على بن ابى طالب ، پس نظر افكندم ديدم مردى به كنار وادى ايستاده ، در دلم افتاد كه او على بن ابى طالب (ع) است . گفتم اى آقاى من ، يا اميرالمؤ منين ، فرمود: دست خود را بياور نزديك ، پس دست خود را به جانب آن حضرت ، دراز كردم پس دستم را گرفت و كشيد و مرا بيرون آورد و با دست خود آتش را از دو طرف رانم دور كرد در اين محل وحشت زده از خواب جستم و اين حال خود را ديدم كه مى بينيد سالم نمانده بدن من از آتش مگر آنجائى كه امام دست ماليده ؛ پس مدت سه ماه مرهم كارى كرد تا سوخته ها بهتر شد. و بعد از آن كم بود كه نقل كند اين حكايت را جهت احدى مگر آنكه تب مى گرفت او را (انتهى ). ذكر چند عملى براى سهولت گذشتن از اين عقبه ، غير از صله رحم و اداء امانت ، كه گذشت . ((روايت اول :)) سيد بن طاووس در كتاب ((اقبال )) روايت كرده كه در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب ، بيست ركعت نماز كند به حمد و توحيد و بعد از هر دو ركعت سلام دهد تا محفوظ بماند خودش و اهل و مال و اولادش و از عذاب قبر در پناه باشد و از صراط بى حساب مانند برق بگذرد. ((روايت دوم :)) روايت شده كه هر كه شش روز از ماه رجب روزه بگيرد از ((آمنين )) باشد روز قيامت و بگذرد بر صراط به غير حساب . ((روايت سوم :)) و نيز سيد روايت كرده كه كسى كه در شب بيست و نهم شعبان ده ركعت نماز كند بخواند در هر ركعت((حمد)) يك مرتبه و ((الهيكم التكاثر)) ده مرتبه ، و ((معوذتين )) ده مرتبه ، و ((توحيد)) ده مرتبه ، عطا فرمايد حق تعالى به او ثواب مجتهدين و سنگين كند ميزان او را از حسنات و آسان گرداند بر او حساب را و بگذرد بر صراط مثل برق جهنده . ((روايت چهارم :)) در فصل سابق گذشت كه هر كه زيارت كند حضرت امام رضا (عليه السلام ) را با آن دورى قبر شريفش ، آن حضرت بيايد نزد او در سه موطن روز قيامت تا او را خلاصى بخشد از اهوال آنها كه يكى از آنها ((صراط)) است .
پاسخ : پس از مرگ [h=2]زمان مرگ چه حسی به ما دست می دهد ؟![/h]احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کردهایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کردهاند. این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافتهاند، شیوههای مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از دست دهد، مورد بررسی قرار دادهاند. این شیوهها موارد مختلفی نظیر سوختن، غرق شدن و بریده شدن سر را در بر میگیرد. گفتنی است محققان این یافتهها را با استفاده از پیشرفتهای علوم درمانی و تجربیات بازماندگان خوششانس به دست آوردهاند. بنا بر نتایج این گزارش، علت مرگ در موارد مختلف معمولاً نرسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان شده است. اما در صورتی که اطلاعات بیشتری نیاز باشد، در زیر پارهای از نتایج تحقیقات پژوهشگران آورده شده است. غرق شدن نخست، ترس و وحشت قربانیان را فرا میگیرد و آنها تلاش میکنند تا نفس خود را حبس کنند. این فرآیند حدود 30 تا 90 ثانیه به طول میانجامد. نجات یافتگان میگویند زمانی که آب وارد ششها میشود، حسی «سخت و دردآور» تجربه کردهاند اما این حس به سرعت جای خود را به «آرامش و راحتی» میدهد. نبود اکسیژن سبب از دست رفتن هوشیاری، توقف قلب و مرگ مغز میشود. حمله قلبی احساس درد و فشار شدید در قسمت سینه، معمولترین نشانه در این نوع مرگ است. این امر بدان دلیل اتفاق میافتد که ماهیچههای قلب در حال تقلی برای دسترسی به اکسیژن هستند. اختلال در ضربان عادی قلب، از کار افتادن آن را به دنبال خواهد داشت. از دست رفتن هوشیاری حدود 10 ثانیه طول میکشد و مرگ دقایقی بعد فرا خواهد رسید. از دست رفتن خون هر فرد که 1.5 لیتر از خون خود را از دست دهد، احساس ضعف و تشنگی در او به وجود خواهد آمد. زمانی که 2 لیتر از خون بدن از دست رفته باشد، احساس سرگیجه در افراد غالب می شود و پس از آن فرد از هوش میرود. برق گرفتگی برقی گرفتگی خانگی ممکن است قلب را از کار بیندازد و پس از 10 ثانیه فرد را بیهوش کند. این موضوع در مواردی همچنین میتواند منجر به از دست رفتن فوری هوشیاری شود. این در حالی است که ادعاها حاکی از آن است که برخی زندانیان که توسط صندلی الکتریکی اعدام شدهاند، در اثر خفگی جان خود را از دست دادهاند. سقوط از ارتفاع نجات یافتگان سقوط آزاد اغلب این مورد را گزارش کردهاند که گذشت زمان کند میشود. مطالعه بر روی 100 نفر از افرادی که از روی پل Golden Gate در سانفرانسیسکو خودکشی کرده بودند، نشان داد که اکثر آنها به صورت آنی فوت کردهاند. اعدام (آویزان شدن از طناب) مجازاتهایی که در برخی کشورها برای مجرمین در نظر گرفته میشود و یا خودکشی از این طریق، باعث مرگ شخص از طریق خفگی میشوند. این عمل ممکن است فرد را ظرف 10 ثانیه بیهوش کند اما در صورتی که طناب به شیوهای درست بسته نشده باشد، این فرآیند ممکن است دقایق زیادی طول بکشد. آتش سوختگی، درد شدیدی را منجر میشود و حساسیت پوست را به درد افزایش میدهد. محققان میگویند پس از تخریب عصبهای سطحی، مقداری از درد ممکن است کاهش یابد اما نه زیاد. اما مرگ در آتشسوزی اکثراً به دلیل استنشاق گازهای سمی و خفگی حادث میشود. بریده شدن سر بریده شدن سر میتواند سریع و بدون درد باشد اما به نظر میرسد پس از صدمه دیدن نخاع، هوشیاری همچنان برای مدت کمی ادامه دارد. محققان میگویند مغز ممکن است همچنان به فعالیت خود برای مدت 7 ثانیه ادامه دهد. گزارشها از اعدامهای گیوتین در فرانسه حاکی از آن است که چشمها و دهان برخی قربانیان به مدت 30 ثانیه از خود حرکت نشان میدادهاند.
پاسخ : پس از مرگ روز قیامت از انسان ها چه سوالی می شود؟ انسانها در مورد معبودی که عبادت کرده اند، مورد سوال قرار میگیرند. از آنان سوال میشود که پیامبران را اجابت کردهاند یا خیر. انسان ها درباره اعمالی که انجام دادهاند و از نعمتهایی که در دنیا از آنها بهره بردهاند و از عهد و پیمانها و از گوش، چشم و دلهای شان سوال خواهد شد.به گزارش شفقنا، زهرا اجلال در یادداشتی که در روزنامه آرمان منتشر کرده آورده است: در این بحث از موارد ذکر شده صحبت خواهد شد. ۱- مهمترین سوالی که روز قیامت از انسان ها بعمل می آید راجع به کفر و شرک است.از آنها درباره معبودهایشان سوال می شود. خداوند می فرماید: آیه: «وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَکُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ». الشعراء: ۹۲ – ۹۳ (و بدیشان گفته میشود: کجا هستند معبودهائی که پیوسته آنها را عبادت میکردید؟ (معبودهای) غیر از خدا. آیا آنها (در برابر این شدائد و سختیهایی که اکنون با آن روبه رو هستید و هستند) شما را کمک میکنند یا خویشتن را یاری میدهند؟).«وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنتُمْ تَزْعُمُونَ» (القصص: ۶۲)(روزی (را خاطر نشان ساز که) خدا ایشان را فریاد میدارد و میگوید: انبازهایی که برای من گمان می بردید کجایند؟! (ای مشرکان! حالا که حجابها و پرده ها کنار رفته اند و هنگامه حساب و کتاب و گرفتاری و درماندگی است، بگویید بتها و خداگونه های انس و جنّی که می پنداشتید و می پرستیدید بیایند و شما را از عقاب و عذاب آفریدگار برهانند.)انسان ها درباره اینکه غیر از خدا چه کسی را عبادت میکردند و اینکه جانوران و انواع هدایا را به معبودهای باطل تقدیم میکردند مورد سوال قرار خواهند گرفت آیه: « وَیَجْعَلُونَ لِمَا لاَ یَعْلَمُونَ نَصِیبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنتُمْ تَفْتَرُونَ» (النحل: ۵۶)(کافران) برای بتهایی که چیزی نمی دانند (زیرا که جمادند)، بهره ای(از حیوانات و ارزاق خود) که ما بدیشان داده ایم قرار می دهند (و بدین وسیله بدانها تقرّب می جویند). به خدا سوگند! (در دادگاه قیامت) از این دروغ و بهتانها بازپرسی خواهید شد (و سزای کردارتان داده می شود.)و راجع به تکذیب پیامبران مورد سوال قرار می گیرند: آیه:« وَیَوْمَ یُنَادِیهِمْ فَیَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِین فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ الْأَنبَاءُ یَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا یَتَسَاءَلُونَ»(القصص: ۶۵ – ۶۶)(خاطرنشان ساز) روزی را که خداوند مشرکان را فریاد می دارد و می گوید: به پیغمبران چه پاسخی دادید؟ در این هنگام (بر اثر حیرت و دهشت) همه خبرها از یادشان می رود (و جملگی دچار فراموشی می شوند و سخنی برای گفتن نخواهند داشت و حتّی از هول و هراس نمی توانند چیزی از یکدیگر هم بپرسند ۲- چه عملی را انجام داده اند؟ انسان در مورد اعمالی که در دنیا انجام داده است مورد بازخواست قرار میگیرد.«فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ»: (الحجر: ۹۲ – ۹۳)(به پروردگارت سوگند! که حتماً (در روز رستاخیز از آنچه در دنیا مردمان انجام می دهند) از جملگی ایشان پرس وجو خواهیم کرد. (سوال و بازخواست میکنیم) از کارهایی که (در جهان) می کرده اند).«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ» (الأعراف: ۶)(در روز قیامت) به طور قطع از کسانی که پیغمبران به سوی آنان روانه شده اند می پرسیم (که آیا پیام آسمانی به شما رسانده شده است یا خیر و چگونه بدان پاسخ داده*اید؟) و حتماً از پیغمبران هم می پرسیم (که آیا پیام آسمانی را رسانده اید و از مردمان در قبال فرمان یزدان چه شنیده و چه دیده اید؟) ۳ـ نعمت هایی که مورد استفاده بودهاند :خداوند روز قیامت از نعمتهایی که در دنیا به انسان داده است، سوال میکند. میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»(التکاثر: ۸)(سپس در آن روز از ناز و نعمت بازخواست خواهید شد)مقصود از نعمت موارد زیر میباشد: شکم سیر، آب خنک، سایه خانه و مسکن، تعدیل در ساختار جسم و روح و لذت خواب. انواع نعمتهایی که شمرده شدند، از باب تنوع در تفسیر نعمت بود و گرنه نعمتهای خداوند بسیار زیادند و قابل شمارش نیستند: « وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا » (إبراهیم: ۳۴ )(و اگر بخواهید نعمت های خدا را بشمارید نمیتوانید آنها را شمارش کنید)بعضی نعمت ها ضروری و برخی دیگر از مکملات هستند و مردم نیز در ارتباط با نعمت یکسان نیستند. مردم یک دوران از نعمت هایی بهره می جویند که در دوره بعدی یا قبلی وجود نداشته و ندارند.در شهری نعمت هایی یافت میشوند که در شهر دیگر یافت نمیشوند. انسان ها دربرابر تمام این نعمتها مسئول خواهند بود.بعضی از مردم نعمتهای بزرگ و با ارزش الهی را که به آنان عنایت شدهاند، درک نمی کنند و قدر نعمت یک جرعه آب، یک لقمه طعام، مسکن، همسر و فرزندان را نمیدانند و نعمت را تنها در ساختمانهای مجلل، باغ ها و سواری های آخرین مدل منحصر میدانند.سوال از نعمت، در واقع سوال از انجام شکر و سپاس در برابر نعمت هایی است که خداوند به انسان عنایت کرده است. هرگاه انسان شکر کند، در واقع حق نعمت را بجا آورده است. اما اگر منکر شود و از نعمت قدردانی نکند، خداوند بروی خشم خواهد کرد. ۴ـ عهد و پیمان: خداوند انسان ها را در برابر عهدوپیمانی که با او بستهاند مورد بازخواست قرار میدهد.آیه:«وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْوُولًا» (الأحزاب: ۱۵)(آنان قبلاً با خدا عهد و پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و نگریزند(و در دفاع از اسلام و مسلمین بایستند). عهد و پیمان خدا پرسش دارد (و از وفای بدان بازخواست میشود)وهرگونه عهد و پیمان جایز و مشروعی که میان انسان ها بسته شود، خداوند درباره ایفاء و عدم ایفاء آن سوال خواهد کرد. میفرماید: « وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْوُولاً» (الإسراء: ۳۴) (و به عهد و پیمان (خود که با خدا یا مردم بسته اید) وفا کنید، چرا که از (شما روز رستاخیز درباره) عهد و پیمان پرسیده میشود). ۵- گوش،چشم و دل: خداوند انسان ها را در برابر تمام گفتههایشان مورد سوال قرار میدهد. اینجا است که انسان ها را از گفتن سخنان بدون علم و مدرک برحذر داشته است: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُوَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْوُولاً». الإسراء: ۳۶ .(از چیزی دنباله روی مکن که از آن ناآگاهی. بی گمان (انسان در برابر کارهایی که) چشم و گوش و دل همه (و سایر اعضای دیگر انجام میدهند) مورد پرس و جوی از آن قرار میگیرد). قتاده میگوید: راجع به آنچه که دیده ای یا ندیده ای، شنیده ای یا نشنیده ای، می دانی یا نمی دانی، چیزی نگو، زیرا خداوند راجع به همه اینها از تو سوال خواهد کرد. ابن کثیر میگوید: خلاصه آنچه که در آیه بیان گردید، این است که خداوند متعال از گفتن سخن بدون علم ومدرک نهی کرده است حتی سخن مظنون و مشکوک را نیز جایز نشمرده است میفرماید: « اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
پاسخ : پس از مرگ [h=2]فرمولیکه جای انسان رادر بهشت نشان میدهد[/h][TABLE="class: cms_table_cms_table, align: center"] [TR] [TD="colspan: 3"][/TD] [/TR] [TR] [TD="colspan: 3"][/TD] [/TR] [TR] [TD="colspan: 3"]باروری ایمان، تخفیف گناهان، درمان بیماری های روحی و روانی، عمر با برکت، استجابت دعا، صفای خانه، رفع غم و اندوه، پیمودن درجات کمال و ترقی از جمله پاداش های تلاوت قرآن است.[/TD] [/TR] [TR] [TD="colspan: 3"] کسی که قرآن را آنگونه که قرآن و پیشوایان دینی دستور دادهاند بخواند، در قیامت مبنای محاسبه درجات او قرآن است. به سخنان امام صادق علیهالسلام که در این زمینه از رسول بزرگوار اسلام صلیالله علیه و آله نقل کردهاند نظر کنید: «بر شما باد تلاوت قرآن! همانا درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. هنگامی که قیامت برپا شد، به قاری قرآن گفته میشود: بخوان و بالا برو، و او هر آیهای که میخواند، یک درجه بالا میرود» البته باید بدانیم این پاداشها، و مقام و منزلتها از آن کسی است که به آیات قرآن عمل کند و حامل قرآن باشد، یعنی قاری قرآنی که رنگ قرآنی و خدایی گیرد؛ آنگاه در زمره شریفترین انسانها قرار میگیرد. پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله فرمود: «اَشرافُ اُمَّتی حَمَلَةُالقرآن…؛ شریفترین افراد امت من، حاملان قرآنند.» قرآن مجید در زندگی ما حضور ندارد بدون شک سبک زندگی دینی ، مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن ، به عنوان کتاب دینی و تعمق در آیات آن است. این در حالی است که خداوند حکیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، قرآنی که مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی که مایه هدایت و راهنمایی و رحمت برای مؤمنان است. ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این کتاب بزرگ آسمانی که جامع همه نعمت ها است ، باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات ۵۸-۵۷) کفاره گناهان انسان در زندگی گاه دچار گناه و لغزش های کوچک و بزرگ می شود که برخی از آنان کفاره دارد، تلاوت قرآن کفاره گناهان است. قرآن بخوان که خواندن قرآن کفاره گناهان، سپر آتش و امان از عذاب الهی است. (وسایل الشیعه، ج۴، ص ۸۳۹) بارور شدن ایمان امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: تلاوت قرآن، مایه باروری ایمان است .(غررالحکم و دررالکلم ص ۲۶۳) بنابر این یکی از راه های موثر در رشد و باروری ایمان در هر فرد قرائت قرآن است. گفتگو با خداوند برای انسان مومن و با ایمان چه چیزی می تواند زیباتر از سخن گفتن با خداوند باشد و چه واسطه ای و همکلامی بهتر ازقرائت قرآن است؟! پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر که دوست دارد با خدایش سخن بگوید قرآن بخواند. (کنزالعمال، ج ۲۱ ص۵۱۰، ح ۲۲۵۷) منور شدن منازل خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید؛ خانه ای که زیاد در آن قرآن تلاوت شود خیر و برکتش فزونی یابد ،به اهلش فراخی رسد و نورش به اهل آسمان روشنایی دهد؛ بدان سان که ستاره های آسمان به اهل زمین، روشنایی دهند. (اصول کافی، ج ۲، ص ۶۱۰) چه بسیار افرادی هستند که در زندگی خود نورانیت آشکاری با تلاوت قرآن احساس کرده اند و روزی و برکت خود را مدیون قرآن هستند. زدودن زنگار از قلب پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله ) فرمود: قلوب شما همانند آهن، زنگار می گیرد. پرسیدند جلا دهنده آن چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن. (کنز العمال، ج ۲، ص ۲۴۱، ح ۳۹۲۴) قلب انسان در مراحل مختلف زندگی دچار زنگارهایی می شود و اگر برای جلا دادن آن اندیشه ای نداشته باشیم ،هلاکت به سراغمان می آید ؛بنابر این یکی از بهترین این راه ها برای پاک کردن زنگارها قرائت قرآن است. قرار گرفتن در شعاع نور نبوت کسی که قرآن بخواند شعاع نور نبوت او را فرا می گیرد، با این تفاوت که به او وحی نمی شود. (اصول کافی، ج ۲، ص ۶۱۰) انسان هایی که قلب پاک و رستگاری دارند و خود را از هر گونه گناه و آلودگی دور می دارند ، در هنگام قرائت قرآن پاداش های فراوانی نصیبشان می شود. قرآن تنها سنگر و پناهگاه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: زمانی که فتنه ها به پا خاست به طوری که نتوانستید اسلام ناب و خالص را تشخیص دهید، (مانند شب تاریکی که نمی توان راه را تشخیص داد) بر شما لازم است که به قرآن مراجعه کنید. (بحارالانوار، ج ۹۲، ص۱۷) پاداش قاری قرآن برخی از روایات و احادیث که بیانگر اجر و پاداش تلاوت قرآن است انسان را به شگفت میآورد. در این باب بخشی از روایتی را که «محمدبن بشیر» از امام سجاد و امام صادق علیهماالسلام در این زمینه نقل میکند برای نمونه تقدیم میکنیم، شاید ما را به انس بیشتر با قرآن ترغیب نماید. «کسی که تنها با نظر کردن به قرآن و بدون صدا، آن را بخواند، خداوند برای هر حرفی حسنهای به او میدهد و یک بدی از او محو میکند و یک درجه مقام او را بالا میبرد. هر کس حرفی از آن را یاد بگیرد، برای او ۱۰ حسنه مینویسد و از او ۱۰ کار بد را محو میکند و ۱۰ درجه او را بالا میبرد. آنگاه حضرت فرمود: نمیگویم در برابر هر آیهای، بلکه میگویم در برابر هر حرفی مثل حرف «ب» و «ی» و مانند آن (چنین پاداشی است) و کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حال نشسته بخواند، خداوند برای او ۵۰ حسنه مینویسد و ۵۰ کار بد از نامه اعمال او پاک میکند و او را ۵۰ درجه بالا میبرد. کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حالت ایستاده بخواند، خدا ۱۰۰ حسنه بر او میافزاید و ۱۰۰ پلیدی از او پاک میکند و او را ۱۰۰ درجه بالا میبرد.[/TD] [/TR] [/TABLE]
پاسخ : پس از مرگ [h=2]آیا در قبر هم عذاب هست؟[/h]آیا در قبر هم عذاب هست؟ سخن گفتن درباره عالَمهای بعد از مرگ فقط از جانب خداوند و اولیای او جایز است که به همه عالمها احاطه دارند و از حقیقت آنها و آنچه در آنها میگذرد، خبر قطعی و یقینی دارند. عقل انسانها نسبت به عالمهای پس از مرگ هیچ احاطهای ندارد و نمیتواند جزئیات و حوادث آنجا را اثبات یا انکار کند. البته عقل لزوم معاد و جهان آخرت و اصل باداش و کیفر را ثابت میکند اما سخن گفتن در جزئیات برزخ و معاد و بهشت و دوزخ و غیر آن از حوزه درک و توان عقل خارج است. اینکه آیا در قبر هم عذاب خواهد بود، آیا در قبر سۆال خواهد شد و سۆال کنندگان چه نام دارند، مطالبی است که برای اطلاع پیدا کردن از آنها جز زانو زدن به محضر قرآن و عترت راهی نداریم و نمیتوانیم خود آنها را قبول کنیم یا ردّ نماییم. قرآن شریف صراحت دارد که پس از مرگ تا قیامت عالَمی است به نام برزخ یا عالَم قبر که چون این عالَم بین دنیا و قیامت کبری است. برزخ یعنی حد فاصل نام دارد.(۱) علاه بر آن قرآن صراحت دارد که در عالم برزخ عذاب و باداش وجود دارد، یعنی کافران و ستمگران عذاب میچشند و مۆمنان و صالحان از نعمتهای خداوند برخوردارند، گرچه کمال عذاب و ثواب در قیامت است. قرآن در مورد فرعونیان میفرماید: «فرعونیان صبح و شام بر آتش عرضه میشوند [و از حرارت آن رنج میکشند] و چون روز قیامت برپا شود، خطاب آید که فرعونیان را به سختترین عذاب وارد کنید».(۲) صبح و شام مربوط به برزخ است که پیرو دنیا میباشد. بنابر آیه فوق فرعونیان در برزخ بر آتش عرضه میشود و با مشاهده آن و چشیدن حرارت و شنیدن زفیر آن عذاب میگردند و در قیامت آنان را در آتش وارد میسازند. آیات پاداش شهیدان نیز که حکایت از بهرهمند بودن آنان از نعمتها پس از شهادت است، مربوط به برزخ میباشد.(۳) امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «قبر باغی از باغهای بهشت یا حفرهای از حفرههای جهنم است».(۴) پس عذاب قبر برای گناهکاران، و بهرهمندی از نعمت و آسایش برای صالحان قطعی و یقینی است. مسئله دیگر سۆال و جواب در قبر است که آن نیز اجمالاً قطعی و یقینی است و بنابر روایتی منکر سۆال قبر، شیعه نیست.(۱) بنابر روایات دو فرشته به نام «منکر و ن###» وظیفه سۆال کردن از بندگان را عهدهدار میباشند.(۲) این دو ملک از مسائل اساسی سۆال مینمایند. پرسش از پروردگار، پیامبر، دین، کتاب، امام، این که عمرش را چگونه صرف کرده، اموالش چگونه به دست آمده و چگونه صرف کرده است.(۳) البته بنابر بعضی روایات سۆال قبر مربوط به مۆمنان خالص و کافران خالص است(۴). احتمالاً منظور روایات این است که این دو گروه فقط در برزخ سۆال و جواب دارند و در قیامت دیگر حساب و سۆال ندارد و مۆمنان خالص مستقیم و بدون حساب به بهشت و کافران خالص مستقیم و بدون حساب به جهنم وارد میشوند. اما سۆال و جواب انسانهای عادی به قیامت مربوط میشود. شاید از آنان فقط از همان اصول دین سۆال شود، نه آنچه مربوط به عمر و احوال میشود. دعای تلقین میّت که از دستورهای امامان علیهم السلام است و هنگام دفن مرده مسلمان بر بالای قبر او و خطاب به وی خوانده میشود، به روشنی به سۆال دو فرشته مقرّب صراحت دارد. بنابر این مطابق روایات به عذاب قبر و سۆال ن### و منکر اعتقاد داریم.
پاسخ : پس از مرگ [h=2]آيا عذاب و فشار قبر بر همين بدن مادى و دنيايى است؟ يا بر بدن مثالى؟[/h]در پاسخ پيشين اصل عذاب قبر مورد بحث بود كه مورد اتفاق همه ى مسلمين و از ضروريات دين بود و هيچ جاى شك و ترديد باقى نماند، بنابراين اگر كيفيت آن و يا ديگر جزئيات آن به طور تفصيل روشن نشود در اصل عقيده ضررى نمى زند. كيفيت عذاب قبر با كيفيت پرسش در قبر سرنوشت مشترك دارند و به دنبال سوال قبر، عذاب يا ثواب قبر به ميان مى آيد. پس همان سه نظريه كه در ماهيت پرسش قبر مطرح بود، در اين جا نيز مطرح است. صاحبان اين سه نظريه هر كدام به دلايل شرعى يا عقلى يا خطابى تمسك كرده اند، كه د راين جا به هر كدام به صورت فشرده اشاره و نتيجه ى نهايى اخذ مى شود. نظر اول. مربوط برخى از متكلمان است كه مى گويند عذاب قبر بر همين بدى مادى دنيايى است، مرحوم مجلسى در كتاب حق اليقين مى فرمايد: سوال و ضغطه و فشار قبر در اين بدن است.[1] در كتاب بحار نيز مى فرمايد: و تضغط اجساد بعضهم و انما السوال و الضغطة فى الاجساد الاصلية...[2] محقق حلى عذاب و فشار قبر را جسمانى مادى مى داند و به تحليل اشكالات آن پرداخته است.[3] مرحوم حمصى رازى: فرض را بر صحت عذاب و فشار مادى دنيايى گذاشته و از اشكالات و اعتراض ها پاسخ مى دهد و مى گويد اگر ما انسان ها به درك اين فشارهاى مادى در قبر پى نمى بريم ـ با وجود اين كه مادى اند ـ به خاطر اين است كه عذاب جسمانى مادى قبر مستدل به شرع باشد نه با مشاهده!!.[4] يعنى درك اين پديده تعبدى باشد و نه حسى. علامه ى شبّر مى فرمايد: آنچه از اخبار معتبر ظاهر مى شود اين است كه ضغطه ى قبر در بدن اصلى واقع مى شود.[5] در كتاب كفاية الموحدين صريحاً آمده است كه عقيده ى اهل شرايع حقه و هر كسى كه به آثار در اين خصوص (عذاب بر بدن عنصرى مادى) زياده از حد تواتر است كه بعضى از آنها ذكر مى شود. از حضرت سلمان نقل شده كه فرمود: آماده باش براى ن### و منكر... و اگر شاك در دين باشى عمودى بر سرت زنند كه خاكستر شوى... - آن دو - ملك ميت را در قبر بنشانند. سائل گفت: آن دو ملك مردم را در قبورشان عذاب مى كند. فرمود: بلى.[6] در نهج البلاغه آمده:... پس زمين - ميت كافر را - فشار مى دهد تا استخوان هاى شانه هايش در هم فرو روند... مارها گوشت او را نيش زنند و استخوانش را بشكنند... نشانيدن در قبر، درهم فرو رفتن استخوانهاى شانه و نيش زدن گوشت تنها با بدن عنصرى سازگارى دارد.[7] چندين روايت ديگر نيز در ادامه ذكر مى كند. نظريه ى دوم: عذاب و فشار قبر جسمانى ـ روحانى است، منتهى نه اين قبر و بدن ظاهرى دنيايى بلكه عذاب مربوط روح در قالب جسم مثال است. از شيخ مفيد(رحمهم الله) راجع به عذاب قبر و كيفيت و زمان آن و اين كه آيا ارواج به اجساد هنگام عذاب بر مى گردند سوال شد. در پاسخ فرمودند: سخن گفتن راجع به عذاب قبر تنها از راه شرع و نقل است نه عقل و ائمه(عليهم السلام) فرموده اند... اما عذاب كافر در قبر و نعمت مومن در قبر به اين گونه است كه خداوند روح مومن را در قالبى قرار مى دهد كه مثل و مانند قالب دنيايى او است و آن را در بهشتى از بهشت هاى خود متنعم نگه مى دارد تا روز قيامت. وقتى در صور دميده شد جسد او را كه در خاك كهنه و پاشيده شده را اعاده مى كند و به سوى جايگاه اش به بهشت جاويدان محشور مى كند... كافر نيز روحش در قالبى مثل و مانند قالب بدن دنيايى اش قرار مى گيرد و در جايگاهى مورد عذاب و عرضه ى آتش قرار مى گيرد تا روز قيامت پس جسدى را كه در قبر گذاشته برايش عود مى دهد و به عذاب آخرتى ابدى ملحق مى شود.[8] در ادامه به آياتى كه عذاب و ثواب برزخى را مى رساند استدلال فرموده است. مرحوم مجلسى نيز پس از نقل و بررسى روايات درباره ى عذاب قبر به اين نتيجه رسيده است: بدان آنچه از آيات و روايات مستفيضه و ادله ى قطعى بر مى آيد اين است كه روحى آدمى داراى ايمان خالص باشد يا به حال خودش واگذاشته مى شود اگر مستضعف است... پس روح تعلق مى گيرد به جسد مثالى لطيف كه در ظاهر شباهت كامل به بدن هاى اصلى دنيوى دارد و تنعّم و عذاب روح در همين بدن مثالى خواهد بود و بعيد نيست كه روح بر اثر پاره اى از آلامى كه بر بدن اصلى وارد مى شود نيز متألم گردد، چون پيش از مرگ به آن تعلق داشته است... ثواب قبر، عذاب قبر، گسترش و تنگى قبر، پرواز روح در هوا، ديدن خانواده، مشاهده ى ائمه ى طاهرين(عليهم السلام) به شكل خودشان و... با همين بيان راست و موزون مى آيد. پس مراد از قبر كه در اكثر اخبار آمده جايگاه روح در عالم برزخ است و اين مطلبى است كامل و تمام چه روح را جسم لطيف بدانيم چه مجرّد.[9] وبا وجود اين كه اجساد مثالى در اخبار معتبره ى مورد تأييد با اخبار مستفيضه وارد شده است چاره جز قايل شدن به بدن مثالى نيست.[10] مرحوم ملاصدرا و پيروان مكتب او با بهره گيرى از حركت جوهريه و اثبات عوالم سه گانه ى (طبيعت، عالم برزخ مثال، عالم مجردات) به تحليل و تبيين عذاب و سوال در قبر پرداخته اند; مى توان گفت آنچه بر اين جسد دنيوى پس از مرگ يم آيد از قبيل مقبور بودن و فشار و وحشت و هجوم حشرات بر روح مجرد وارد مى شود، زيرا هويت محفوظ است و لو به اعتبار گذشته از قبيل «و آتو اليتامى اموالهم» (يعنى جسم و بدنِ بالغ يتيم مسلماً غير از آن جسم و بدنِ دوران كودكى است، اما قرآن كريم مى فرمايد: اموال يتيم را كه سال ها پيش به امانت داشتى حالا به او برگردان يعنى وحدت شخصيت و روح موجب شده به اين دو بدن و جسم متفاوت لفظ و شخصيت يتيم اطلاق مى شود). پس بُعدى ندارد كه جسد دنيوى با جسد برزخى يكى باشند هر چند عذاب قبر و ثواب قبر بر جسد برزخى است زيرا اين جسد دنيايى از بين مى رود و مسايل برزخ ادامه دارد.[11] aنظريه ى ملاصدرا در اين بخش مبتنى بر اين امر است كه روح انسانى به كمك قوه ى خيال در دنياى مادى لذت ها و آلام را درك مى كند، و قوه ى خيال يك وجود مستقل است كه پس از مرگ نيازى به بدن مادى ندارد بلكه همراه روح است و روح به واسطه ى اين قوه از صورت هاى ماديات لذت و يا زحمت مى بيند. بنابراين وقتى انسان مرد، با قوه ى خيال خود را مفارق و جداى از دنيا مى يابد، همان گونه كه در دنيا با همان صورت به واسطه ى خيال خود را درك مى كرد، وقتى در قبر گذاشته شد، خود را با همان صورت در قبر مى يابد و با اين واسطه دردها و عقوبت ها و يا لذت ها را در مى يابد. و اين است معنى حديث: كه قبر باغى از باغ هاى بهشت يا حفره ى از حفره هاى جهنم است. پس قبر حقيقى همين هيئت ها و صورت ها است.[12] مشروح نظريه ى دوم در منابع گوناگون آمده است.[13] نظر سوم: عذاب و فشار قبر را نتيجه و تجسم اخلاق مذموم و عقايد باطل مى داند مى گويند: آنچه موجب درد و تأثر در نفس و جان آدمى مى شود، اين ضربه هاى كه به بدن مادى وارد مى شوند نيست، بلكه در حقيقت و بالذات صورت هاى اين امور است، چنان كه اگر اين صورت هاى دردآور از راه هاى غير مادى هم به نفس و جان آدمى برسند انسان دردمند و اندوهگين مى شود، پس ضغطه ى قبر و عذاب آن از اين دست است پس گشايش و تنگى قبر تابع شرح و ضيق صدر انسانى است.[14] هر گاه كسى با بصيرت باطنى در اين دنيا نگاه كند، دنيا را پُر از گونه هاى موذى ها و درندگان مى يابد مانند شهوت، غضب، مكر و... كه اگر كسى لحظه اى از آن ها غافل شود او را نيش خواهند زد، اما بسيارى مردمان به خاطر مشغوليت به دنيا از اين بينايى محروم اند وقتى پرده ها برداشته شد و انسان در قبر گذاشته شد اين ها را مى بيند و اين امور به تناسب خود به صورت و اشكال تمثل مى يابند.... پس همين است عذاب قبر اگر ميت شقى باشد و در مقابلش نعيم قبر است اگر ميت سعيد باشد.[15] مستند اين نظر آيات و رواياتى است كه دلالت بر تجسم اعمال دارند، مانند: كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى خورند (در حقيقت) تنها آتش مى خورند.[16] روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده حاضر مى بيند.[17] اين ها همان اعمال شما است كه به سوى شما برگشت داده شده است.[18] در مقام تمثيل نظر سوم مى توان گفت: فرض كنيم بدن يك انسان را براى شكنجه و عذاب با ماشين زير فشار و تنگناه بگذارند. او در اين حالت احساس رنج و ناراحتى مى كند و مى گويد سخت در فشار هستم چنانچه درجه ى فشار افزايش يابد استخوانهايش مى شكند گوشت هايش كوفته و سرانجام مى ميرد. در فرض ديگر هر گاه يك شخص پاك و نجيب و با احساس در جامعه مورد تهمت سنگينى قرار گيرد و بدون اين كه گناهى كرده باشد مطرود و مورد تحقير قرار گيرد و مجبور به كناره گيرى و ترك شهر شود خواهد گفت بسيار در فشار هستم و ادامه ى اين وضع روانى او را بكشد. هر دو شخص در تنگنا بوده اند، اما يكى مادى و ديدنى ديگرى باطنى و غير محسوس.[19] [1]. حق اليقين، ص 473. [2]. حق اليقين، عبدالله شبّر، ص 399، به نقل از بحار الانوار. [3]. المسلك فى اصول الدين، علامه ى حلى، ص 140 ـ 138. [4]. المنقذ من التقليد، 2 / 198. [5]. حق اليقين، 2 / 389. [6]. كفاية الموحدين، 3 / 42 ـ 241; حق اليقين، علامه ى شبّر، ص 383. [7]. همان. [8]. مصنفات شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، 7 / 63، المسائل السرويه، مسأله 5; حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 400; بحار الانوار، 6 / 272. [9]. بحار الانوار، 6 / 270. [10]. همان، 6 / 271. [11]. عيون مسايل نفس و شرح آن، استاد حسن حسن زاده، 2 / 455 ـ 453. [12]. الحكمة المتعاليه، 9 / 219 ـ 218; عيون مسايل نفس، 2 / 366. [13]. معاد فلسفى، 1 / 261; معاد ربانى، محمد رضا ربانى، ص 64. [14]. علم اليقين، فيض كاشانى، 2 / 1069. [15]. همان، 2 / 1077. [16]. نساء / 10. [17]. آل عمران / 30. [18]. بحار الانوار، 3 / 90. [19]. گفتار فلسفى معاد، 1 / 260.
پاسخ : پس از مرگ [h=2]در شب اول قبر چگونه است و توسط چه كساني انجام مي شود؟ و از چه مي پرسند؟[/h]روايات به صورت مشروح و كافي از اين پرسش ها پاسخ گفته اند، كه چند مورد به عنوان نمونه بيان مي شود. پيامبر(صلي الله عليه وآله) به برخي از اصحاب فرمود: وقتي دو آزمايش كننده ي قبر بر تو وارد شدند، چگونه خواهي بود؟ صحابي گفت: آن دو آزمايش كننده چه كسي اند؟ فرمود: دو ملكي اند، سختگير و خشن، آوازشان مانند رعد غرنده، چشمانشان چو برق خيره كننده، با موهاي بلند كه زير پاي آنها مي شود وروي آن راه مي روند، داراي دندان هاي كه با آن زمين را مي شكافند و از تو مي پرسند.[1] امام صادق(عليه السلام) فرمود: همين كه ميت دفن شد، دو ملكي به نام هاي منكر و ن### سراغ او مي آيند كه آوازشان مانند... از ميت مي پرسند: پروردگارت كيست؟ دين ات چيست؟ پس ميت اگر مؤمن باشد مي گويد الله پروردگارم، اسلام دين من است، سپس مي پرسند، راجع به مردي كه از ميان شما بيرون آمد چه مي گويي؟ ميت مي گويد: پيامبر را از من مي پرسي؟ شهادت مي دهم كه او رسول خداست...[2] و از امام او مي پرسند، ميت امام خود را معرفي مي كند، دو ملك مي پرسند، چگونه امامت را شناختي؟ ميت مي گويد: اين امري است كه خدا مرا بر آن هدايت كرده است.[3] در روايتي از امير المؤمنين(عليه السلام) مانند آن چه از رسول خدا نقل شد آمده است:... و سوال مي كنند امام تو كيست؟ پاسخ مي گويد: امام من علي بن ابيطالب(عليه السلام) است. سپس ديگر ائمه(عليهم السلام) را يكي پس از ديگري مي شمرد تا به امام زمان خويش مي رسد.[4] امام سجاد(عليه السلام) جمعه ها در مسجد النبي به موعظه ي مردم مي پرداخت، و از پايان عمر و سوال و ن### و منكر مي گفت: از خدايي كه مي پرستي، از پيامبري كه براي تو مبعوث شد، از ديني كه بر آن هستي، از كتابي كه مي خواني، از امامي كه پيروي مي كني، از عمري كه سپري كردي و از مالي كه به دست آوردي و خرج كرده اي سوال مي كنند.[5] در روايات ديگر آمده است: از قبله اش از دوستانش[6] از نمازش، زكاتش، روزه اش.[7] در برخي روايات آمده است كه ن### و منكر با آن قيافه ي وحشتناك و... مربوط ميت كافر است، اما ملايكه ي مسؤل پرسش از ميت مؤمن به نام مبشر و بشير است، ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) پرسيد آيا آن دو ملك بر مؤمن و كافر با يك صورت وارد مي شوند؟ فرمود: خير.[8] شيخ مفيد(رحمهم الله) مي فرمايد: در برخي از روايات نام دو ملكي كه بر كافر نازل مي شوند ناكر و ن### و نام دو ملكي كه بر مؤمن نازل مي شوند مبشر و بشير ذكر شده است، گفته شده اگر نام دو ملك كافر ن### و ناكر است به خاطر اين است كه كافر منكر حق است و منكر آن ملايكه و از آمدن آنها ناخشنود است و دو ملك مؤمن مبشر و بشير است چون آن دو رضايت و ثواب خدا را بر او بشارت مي دهند.[9] سيد نعمت الله جزايري مي فرمايد: از ظاهر دعاهايي كه از ائمه ي اطهار(عليهم السلام) رسيده بر مي آيد كه منكر و ن### جهت بازجويي كفّار و فساق مي آيند و مبشر و بشير با بهترين هيئت و صورت به بازجويي مؤمنين مي آيد و موجب خشنودي آنها مي شوند.[10] ناميده شدن ملايكه ي الهي به ن### و منكر كه در ظاهر اسم زشتي است، به خاطر اين نيست كه زشتي در ذات آنها باشد، چون ملايكه ي الهي از هر پليدي به دوراند، بلكه به خاطر اين است كه كافر و فاسق از ديدن آنها منقلب و گرفته و ناخشنود مي شوند مانند ناميدن شدن به خزنة الجهنم و زبانية كه برخي از ملايك اند.[11] جمع بندي: پرسش در قبر براي كافران و فاسقان توسط ن### و منكر با حالت ترسناك و براي مؤمن توسط مبشّر و بشير با حالت فرحناك انجام مي شود، محور پرسش ها، عقايد و اصول دين است به ويژه مسأله ي امامت[12] (خداوند، پيامبر، دين، امام) اما از مسايل فروع دين به ويژه مسايلي كه در تعيين سرنوشت انسان مؤثر است نيز سوال مي شود مانند: صرف عُمر، دوستان و... . بيشتر آنچه گفته شد در منابع اهل سنت نيز وارد شده است: در روايتي به آيه ي شريفه ي (يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّابِتِ) براي سوال در قبر استدلال شده است، و پس از آن همان اوصافي كه براي ن### و منكر ذكر شد بيان كرده است و اضافه شده كه به دست هر كدام گرزي به وزن سنگيني آهن هاي دنيا است و از ربّ و نبي و قبله و امام مي پرسند و مؤمن در پاسخ مي گويد... امام من علي بن ابي طالب(عليه السلام) است...[13] احمد بن حنبل كه فهرست و اصول عقايد اهل حديث را نوشته مي گويد: عذاب قبر حق است و در آن از گناهان بندگان و از پروردگار و از بهشت و دوزخ سوال مي كنند و مسأله ي دو فرشته ي به نام ن### و منكر نيز حق است.[14] ابوالحسن اشعري رهبر اشاعره مي گويد: ما به عذاب قبر و منكر ن### و سوال آنان از مردگان در قبور ايمان داريم.[15] [1]. بحار الانوار، 6 / 215، حديث 5. [2]. الفروع من الكافى، 3 / 236، حديث 7. [3]. همان 3 / 238، حديث 11. [4]. الانوار النعمانيه، 4 / 222. [5]. بحار الانوار، 6 / 223، حديث 24. [6]. همان 6 / 175، حديث 1. [7]. حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 388.
پاسخ : پس از مرگ [h=2]آيا خيراتي كه براي اموات ارسال ميشود به آنها ميرسد؟[/h]يكي از مسايلي كه در مسأله برزخ مطرح است جريان تكامل برزخي است، يعني انسان در عالم برزخ از بركات و خيراتي كه بعد از مرگ نصيب او ميشود بهره مند ميگردد و چه بسا از نسل انسان فرد مؤمني به دنيا بيايد و براي انسان طلب آمرزش كند كه در اين صورت اگر فرد صالح بوده درجات بيشتري نصيب او ميشود و اگر انسان معصيت كار بوده سبب تخفيف يا آمرزش گناهان او خواهد شد. لذا در روايات اسلامي اصرار شده كه براي اموات بايد طلب آمرزش نمود و يا به ياد آنها كارهاي نيك انجام داد. حكيم و عارف بزرگواري از استادش نقل ميكرد كه استادم ميگفت: من براي فلان حكيم الهي (كه حدود سه هزار سال قبل از دنيا رفته بود) شبهاي جمعه سوره فاتحه ميخواندم. اين حكيم خوش شانس را ببينيد كه بعد از حدود سه هزار سال در ميان امت اسلامي يك عالم ديني برايش طلب آمرزش ميكند. و هم چنين بر اساس روايات اسلامي فرزند صالح همانند صدقات جاري براي والدين در عالم برزخ موجب اجر است، گاهي فرزند صالحي براي پدر و مادر خويش استغفار ميكند و خداوند در برزخ آنان را مشمول عفو و رحمت خود قرار ميدهد و گاهي فرزند بدون آن كه در ياد پدر و مادر باشد عمل نيكي انجام ميدهد و چون انجام آن كار خوب، محصول تربيت صحيح والدين او بوده، خداوند در برزخ آنان را از عمل خير فرزندش برخوردار ميسازد و به عذاب او خاتمه ميدهد، لذا نقل شده كه رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ روزي بر سر قبري گذر كرد، كه صاحب آن قبر در حال عذاب بود. سال بعد از كنار همان قبر گذشت و صاحب قبر را در حال عذاب نيافت، از پيشگاه الهي درخواست نمود كه او را از علّت تغيير وضع آگاه سازد، خداوند به حضرت مسيح وحي فرستاد كه صاحب قبر فرزند صالحي از خود به جاي گذارده بود او در اين فاصله بالغ شد و كارهاي خير انجام داد، من عذاب اين پدر را به احترام عمل فرزند نيكوكارش از ميان برداشتم[1]. كتابهايي كه در اين زمينه جنبه علمي و تربيتي بسيار فراوان دارد معرفي ميشود: 1. معادشناسي، سيد محمد حسين تهراني، انتشارات حكمت، قم، 1402 ق. 2. معاد در قرآن، آيت الله جوادي آملي، نشر اسراء، قم، 1380. 3. عدل الهي، شهيد مطهري، انتشارات شركت سهامي انتشار، تهران. 4. معاد از نظر روح وجسم، فلسفي، محمد تقي، نشر هيئت نشر معارف اسلامي. 5. دستغيب، سيد عبدالحسين، معاد، انتشارات، رهنما، تهران.
پاسخ : پس از مرگ [h=2]چه گناهاني باعث فشار قبر ميشوند ؟ وبراي دوري از آن چه بايد كرد؟[/h]مقدمه: مؤمن بايد بيم و اميدش به خدا در يك سطح باشد اگر ترسش از عذابهاي الهي بيش از حد باشد از رحمت خداوند مأيوس ميشود و به اصطلاح عوام ميگويد آب كه از سر گذشت چه يك وجب و چه صد وجب. و از طرفي اگر اميدش به فضل و رحمت الهي بيش از اندازه باشد، امن از مكر الهي پيدا ميكند و از جانب ديگر سقوط ميكند و انگيزهاي براي انجام اعمال نيك و پسنديده پيدا نميكند در حاليكه خداوند كريمتر از آن است كه بندة ضعيف و ذليل را عذاب كند. در نتيجه به هر عمل ناشايستي تن داده و باز دم از فضل و كرم و لطف و رحمت خدا ميزند در همين راستا حضرت پيامبر عظيمالشأن اسلام (ص) فرمود: «اگر اندازة رحمت خدا را ميدانستيد هر آيينه بر آن تكيه ميكرديد و جز اعمال اندكي انجام نميداديد و اگر ميزان غضب و خشم خدا را ميدانستيد گمان ميكرديد كه ديگر نجات نخواهيد يافت.»[1] ولي بنابر فرمايش امام صادق (ع): «هيچ بندة مومني نيست مگر آن كه در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهي) و نور اميد (به رحمت پروردگار) كه اگر هريك را با ديگر بسنجد از آن زيادتر نخواهد بود»[2]يعني هر دو به يك ميزان خواهند بود پس شما دوست عزيز هم به همان ميزان كه از عذاب الهي بيمناك هستيد به فضل و رحمت پروردگار هم اميدوار باشيد تا انگيزة خود را براي انجام اعمال خوب و پسنديده از دست ندهيد و به گناه كبيرة يأس از رحمت پروردگار گرفتار نشويد. فشار قبر: انسان عوالم مختلفي را پشت سر نهاده و عوالم ديگري را در پيشرو دارد، انسان با مرگ از عالم دنيا به عالم آخرت منتقل ميشود كه عالم آخرت هم ابتدايش عالم برزخ و انتهايش كه بعد از برپايي قيامت كبري است بهشت يا دوزخ ميباشد. يكي از ويژگيهاي عالم برزخ فشار قبر ميباشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضي از افراد فشار قبر ندارند و آنها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف يكسان نيست و بستگي به اعمال آنها دارد. عواملي كه موجب فشار قبر ميشود: 1ـ بداخلاقي. 2ـ سخنچيني، مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهيز نكردن از بول.[3] 3ـ ياري نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه يكي از علماي بنياسرائيل از دنيا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او يك بار نماز را (عمداً) بيوضو خوانده بود و از كنار مظلومي گذشته بود و او را ياري نكرده بود.[4] 4ـ ضايع نمودن نعمتهاي الهي: حضرت پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر براي مؤمن كفاره تباه نمودن نعمتها از ناحية اوست.»[5] عواملي كه باعث كاهش يا رفع فشار قبر ميشود:[6] 1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسي كه نماز شب بخواند و در قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده ميشود.» و امام باقر (ع )فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او نميرسد.»[7] 2ـ صدقه و نماز مخصوص[8]. 3ـ نماز وحشت: اين نماز بسياري از مردگان را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است كه حكايات عجيبي در داستانهاي شگفت شهيد دستغيب در اين باره موجود است كه ميتوان به آن مراجعه نمود. [9] 4ـ حج نمودن: دو روايت است كه هر كس چهار مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او برداشته ميشود. [10] 5ـ خواندن بعضي از سورههاي قرآن: علي(ع) ميفرمايد: «هر كس در هر جمعه سورة نساء را تلاوت كند از فشار قبر امان مييابد.»[11] سورههاي زخرف، ياسين، تكاثر و تبارك، نيز در اين مورد سفارش شدهاند. 6- اين كه مرگ انسان در روز جمعه باشد. 7- نهادن دو چوب تر در كفن ميت هنگام دفن. 8.- ريختن آب روي قبر. 9. نماز شب و كامل انجام دادن ركوع در نمازها. اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: براي پدرت و معلّمت از جايت برخيز اگر چه امير باشي. غررالحكم، 1/114 [1] - ميزان الحكمه 10 جلدي، ج 3، ص 178. [2] - بحارالانوار، ج 78، ص 259. [3] - همان، ج 75، ص 265. [4] - ثواب الاعمال، ص 111. [5] - بحارالانوار، ج 6، ص 221. [6] - با استفاده از كتاب «عالم برزخ در چند قدمي ما» محمد محمدي اشتهاردي، انتشارات نبوي. [7] - همان، ج 85، ص 107. [8] - بحارالانوار، ج 91، ص 219. [9] - حاشية مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي. [10] - من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 217، روايت 2209، باب 2. [11] - وسايل الشيعه، ج 7، باب 54، ص 409، روايت 9714.