پاسخ : متن ترانه هاي حبيب بنگه ای سردار جنگل قبله گاه روشن من هنوز با زخم تن تو داره می سوزه تن من برخیز و ببین تو جنگل درختها قدش خمیده داره قلب تورو خورشید به تن جنگل کشیده (وسعت تمام قلبت وسعت خاک وطن بود عشق میهن از سراپا به تو تنها پیراهن بود واسه شب فریاد جنگل صدای تورو می یاره روح پرصلابت تو توی جنگل خونه داره بنگه ای سردار جنگل قبله گاه روشن من هنوز با زخم تن تو داره می سوزه تن من)2 برخیز و ببین تو جنگل درختها قدش خمیده داره قلب تورو خورشید به تن جنگل کشیده
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمی دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم ندارم من در این حیرت به شرح حال خود حاجت که او داند که من چونم اگرچه من نمی دانم چو من گم گشته ام از خود چه جویم باز جان و تن نمی بینم طلسم تن نمی دانم چگونه دم توانم زد در این دریای بی پایان که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمی دانم برون پرده گر رو می کنی اثبات شرک افتد که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمی دانم کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمی دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه می چیند همه عالم و مافیها به نیم ارزن نمی دانند از آنم سوخته خرمن که من عمری در این صحرا (اگرچه خوشه می چینم ره خرمن نمی دانم)2 چو از هردو جهان خودرا نخواهم مسکنی هرگز سزای درد این مسکین یکی مسکن نمی دانم کجا بودم کجا رفتم کجایم من نمی دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانم
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است بزن باران که به چشمان یاران جهان تاریک و دریا واژگون است بزن باران که به چشمان یاران جهان تاریک و دریا واژگون است بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند بزن باران به نام هرچه خوبیست به زیر آوار گاه پایکوبیست مزار تشنه جویباران پر از سنگ بزن باران که وقت لای روبیست بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است بزن باران و شادی بخش جان را بباران شوق و شیرین کن زمان را به بام غرقه در خون دیارم به پا کن پرچم رنگین کمان را بزن باران که بیصبرند یاران نمان خاموش! گریان شو! بباران! بزن باران بشوی آلودگی را ز دامان بلند روزگاران بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند بزن باران به نام هرچه خوبیست به زیر آوار گاه پایکوبیست مزار تشنه جویباران پر از سنگ بزن باران که وقت لای روبیست بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در ان گوشه چندان غزل خواند ان شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر انند که این مرغ زیبا کجا عاشقی کرد انجا بمیرد شب مرگ از بیم جان انجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز اغوش دریا بر امد شبی هم در اغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی اغوش وا کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب اگه بياي كنارتو بهارو باور مي كنم هرچي گل بهاري پيش تو پرپر مي كنم اگه بياد پنجرمو بر روي گل وا مي كنم عكس دل گمشدمو دوباره پيدا مي كنم تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي وقتي صداي پاهات ميات نمودوني چها مي شه زمستونم باشه اگه گل بهاري وا مي شه اومدنت بهونه ي شكفتن دل منه همين كه از در مي رسي دلم جوونه مي زنه تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي تو عيدي دل مني كه داري از راه مي رسي تو آسمون دل من عزيزتر از ماه مي رسي
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب میدونم که یک شب دله ماه میگیره آسمون ابری و موسیقی میمیره میدونم که یک شب دله ماه میگیره آسمون ابری و موسیقی میمیره هرکی گفت عاشقم پای دار میبرن سر عاشقارو بیصدا میبورن دونه دونه ستاره هاماه رو تنها میذارن یکی یکی اشک میشنو ازچشم ماه میبارن اما یه روزخورشیدخانوم دوباره برمیگرده ابرغمو باد میبره ماه دوباره میخنده شقایقها گل میکونن دوباره عاشق میشن قصه ی عشق وطنو به غنچه هاشون میگن
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب در کوی تو مستانه می افتم و میخیزم دل داده و دیوانه می افتم می خیزم من مست و پریشونم مینالم و میمیرم مبهوت چو پیمانه میافتم و میخیزم تا انکه تو را یابم میگردم و میجویم از هر در ان خانه میافتم و میخیزم تا انکه تو را یابم میگردم و میجویم از هر در ان خانه می افتم و میخیزم چون شمع شب عاشق میسوزم و میگریم از عشق چو پروانه میافتم و میخیزم. چون شمع شب عاشق میسوزم و میگریم از عشق چو پروانه میافتم و میخیزم پروانه میافتم و میخیزم گر دست دهد روزی چون خاک رهت گردم بر پای تو جانانه می افتم و میخیزم گفتی که ز جان برخیز در ملک عدم بنشین زین روست که مستانه میافتم و میخیزم من مست قدح نوشم از چشم تومدهوشم سلانه به سلانه میافتم و میخیزم من مست قدح نوشم از چشم تومدهوشم سلانه به سلانه میافتم و میخیزم دیوانه رویت من چون گرد به کویت من ای دلبر فرزانه میافتم و میخیزم دیوانه رویت من چون گرد به کویت من ای دلبر فرزانه میافتم و میخیزم
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب نری منو تنها بذاری خاطره هاتو جا بذاری نری که من دیونه میشم زندونی این خونه میشم توکه نیستی توو صدام غمه بهشت بی تو جهنمه اگه بری عزیز جونم خاموش میشه چراغ خومنم بامن یه عمر همصدابودی با غصه هام اشنابودی نری منو تنها بذاری خاطره هاتو جا بذاری برای شب گریه های من یک مرحم بیصدابودی نری که بی تو دق میکنم شب تاسحر هق هق میکونم نری منو تنها بذاری خاطره هاتو جا بذاری اگه بری عزیز جونم خاموش میشه چراغ خومنم بامن یه عمر همصدابودی با غصه هام اشنابودی نری منو تنها بذاری خاطره هاتو جا بذاری
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب عزیز من خوشبختی نامه ای نیست که یک روز نامه رسانی زنگ در خانه ات را بزند ... عزیز من خوشبختی نامه ای نیست که یک روز نامه رسانی زنگ در خانه ات را بزند و آنرا به دستان منتظر تو برساند ... خوش بختی عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم رنگین شکل پذیر به همین سادگی به خدا به همین سادگی اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه به همین سادگی به خدا به همین سادگی ... اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه به همین سادگی به خدا به همین سادگی ... اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه اما یادت باشه که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشه نه هیچ چیز دیگه
پاسخ : متن ترانه هاي حبيب مظلومِ عشقم گرفتاریار مثل پرنده هواداریار مثل یه سایه بهمراه یار بود و نبودم به دلخواه یار هرچی که یار گفت دلم گفت بچشم ازگلو خار گفت دلم گفت بچشم هرجاکه یار بود دلم گفت برو باگلوخاربوددلم گفت برو چودل من به افسون یار ذکردل من پریشون یار گوشه ی چشمام فقط جای یار کار دو چشمام تماشای یار یارک جانانه خریدارشد دل پرسرخ کوی بازار شد وای گل سرخ دل من خارشد هرچی شد از دست همین یار شد هرچی که یار گفت دلم گفت بچشم ازگلو خار گفت دلم گفت بچشم هرجاکه یار بود دلم گفت برو باگلوخاربوددلم گفت برو