شبي كه درد مرا آسمان نمي فهميد صداي پاي تو در خواب خانه جاري بود به فصل تلخ نبودن ، سكوت و تنهايي هواي ابري من دانه دانه جاري بود
دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟ کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
ای دوست چو باید از جهان در گذریم بر عمر زکف رفته به عبرت نگریم حالی که بود صحبت یاران ممکن کز عیش همین لحظه عنیمت شمریم