9ـ اصطلاحات 9-1 اصطلاح گروه E اصطلاحي است كه در آن تعهده فروشنده در حداقل قرار دارد: فروشنده كاري جز قراردادن كالا در اختيار خريدار در محل مورد توافق ـ معمولاً محل كار خود ـ ندارد. از سوي ديگر، در عمل فروشنده غالباً به خريدار جهت بارگيري كالا در وسيله نقليه تحويل گيرنده بار كه وي معين كرده است، كمك ميكند. گرچه، اگر تعهدات فروشنده تا بارگيري كالا تعميم مييافت، EXW بهتر ميتوانست چنين خصوصيتي را منعكس كند، اما مطلوب تشخيص داده شد كه اصل سنتي حداقل تعهد فروشنده در چارچوب EXW حفظ شود تا بتوان همچنان از اين اصطلاح براي مواردي كه فروشنده مايل به قبول هرگونه تعهدي در مورد بارگيري كالا نيست، استفاده كرد. چنانچه خريدار از فروشنده بخواهد كار بيشتري انجام دهد، اين موضوع بايد در قرارداد فروش به وضوح ذكر شود. 9-2 اصطلاحات گروه « F » مستلزم آن است كه فروشنده كالا را براي حمل طبق دستور خريدار، تحويل دهد. در FCA ، نقطهاي كه طرفين قصد دارند تحويل كالا را در آنجا انجام دهند، به دليل وجود اوضاع و احوال بسيار متنوع حاكم بر قراردادهاي مشمول اين اصطلاح، مشكلاتي را به و جود آورده است. بدين ترتيب كالا ممكن است بر وسيله نقليه دريافت كننده بار كه خريدار براي تحويل گرفتن كالا در محل كار فروشنده ميفرستد، بارگيري شود، يا برعكس كالا ممكن است از وسيله نقليهاي كه فروشنده براي تحويل دادن كالا در پايانه تعيين شده از طرف خريدار ميفرستد، تخليه گردد. اينكوترمز 2000 اين شقوق گوناگون را ملحوظ داشته و تصريح ميكند اگر محلي كه در قرارداد به عنوان محل تحويل ذكر ميشود همان محل كار فروشنده باشد، هنگامي تحويل به پايان ميرسد كه كالا در وسيله نقليه دريافت كننده بار كه خريدار تعيين كرده است، بارگيري شود و در ساير موارد، زماني تحويل خاتمه مييابد كه كالا بدون اينكه از وسيله نقليه فروشنده تخليه شود، در اختيار خريدار قرار گيرد. حالات گوناگوني كه براي شيوههاي مختلف حملونقل در ماده (4) از قسمت الف اصطلاح FCA در اينكوترمز 1990 ذكر شده است، در اينكوترمز 2000 تكرار نميشود. نقطه تحويل در اصطلاح FOB كه در اصطلاحات CFR و CIF نيز همان است، عليرغم وجود مباحثات قابل ملاحظه، در اينكوترمز 2000 بدون تغيير باقي مانده است. گرچه به نظر ميرسد كه مفهوم تحويل كالا «با عبور از نرده كشتي» در اصطلاح FOB امروزه در بسياري از موارد نامناسب باشد، با اين وجود بازرگانان آن را درك كرده و با در نظر گرفتن كالا و وسايل بارگيري در دسترس، اين مفهوم را به كار ميبندند. اين احساس وجود داشت كه هرگونه تغييري در نقطه FOB ، سردرگمي غيرضروري، بويژه در مورد فروش كالاهاي اوليه كه از طريق دريايي و نوعاً در قالب قراردادهاي اجاره كشتي (چارتر پارتي) حمل ميشوند، به وجود ميآورد. متأسفانه، برخي تجار كلمه « FOB » را صرفاً براي تعيين نقطه تحويل به كار ميبرند ـ مانند « FOB كارخانه» « FOB مزرعه» « FOB محل كار فروشنده» يا ساير نقاط داخلي ـ و بدين ترتيب معناي كلمات اختصاري آن يعني تحويل روي عرشه كشتي را ناديده ميگيرند. اين مسأله كماكان وجود دارد كه چنين استفادهاي از « FOB » سبب سردرگمي شده و بايد از آن اجتناب ورزيد. همچنين تغييري مهم در اصطلاح FAS در مورد تعهد ترخيص كالا براي صدور به وجود آمده است، زيرا به نظر ميرسد كه در روية رايج و غالب، اين وظيفه بيشتر به عهده فروشنده گذاشته شده است تا خريدار. بهمنظور اطمينان از توجه مقتضي به اين تغيير، در مقدمه FAS به اين نكته با حروف سياه اشاره شده است. 9-3 اصطلاحات گروه « C » مستلزم آن است كه فروشنده قرارداد حمل را براساس شرايط متداول و به هزينه خود منعقد سازد. بنابراين نقطهاي كه فروشنده هزينه حملونقل را تا آنجا ميپردازد، لزوماً بايد پس از اصطلاح مورد نظر از اين گروه، مشخص گردد. در صورت استفاده از اصطلاحات CIF و CIP فروشنده ضمناً بايد كالا را بيمه كرده و حق بيمه را بپردازد. از آنجا كه نقطه تقسيم هزينهها ميان فروشنده و خريدار در نقطهاي در كشور مقصد قرار دارد، غالباً اصطلاحات گروه « C » را اشتباهاً قراردادهاي رسيد ميپندارند كه براساس آنها فروشنده مسئوليت خطرهاي متوجه كالا و هزينههاي آن را تا زماني كه واقعاً به نقطه مقرر برسد، كماكان به عهده دارد. به هر حال، بايد تأكيد كرد كه اصطلاحات گروه « C » داراي همان خصوصيات اصطلاحات گروه « F » هستند كه طبق آنها فروشنده در كشور مبدأ يا بارگيري، تعهدات خود را در قبال قرارداد به پايان ميرساند. بنابراين قراردادهاي فروشي كه تحت شرايط اصطلاحات گروه « C » منعقد ميگردند، همانند قراردادهاي منعقده در چارچوب شرايط اصطلاحات گروه « F »، در زمره قراردادهاي حمل جاي ميگيرند نه قراردادهاي رسيد. ماهيت قراردادهاي حمل چنين است كه در حالي كه فروشنده موظف به پرداخت هزينه عادي حمل كالا از مسير معمول و به طريقي متداول به محل مقرر در مقصد است، خريدار مسئوليت خطر از ميان رفتن يا آسيب ديدن كالا و همين طور هزينههاي ناشي از حوادث اتفاقي براي كالا، پس از تحويل مقتضي جهت حمل را متقبل ميشود. از اين رو اصطلاحات گروه « C » به گونهاي متمايز از ديگر اصطلاحات، دو نقطه «انتقالي» (بحراني) دارند: يكي مبين نقطهاي كه فروشنده موظف به فراهم كردن ترتيبات قرارداد حمل كالا تا آنجا و تقبل هزينه آن است و ديگري نشانگر محل توزيع خطرهاي متوجه كالا است. به همين دليل اگر تعهدات اضافي فروشنده در چارچوب اصطلاحات گروه « C » به گونهاي باشد كه مسئوليت فروشنده به بعد از نقطه «انتقالي» در مورد توزيع خطرها تعميم يابد، بايد نهايت دقت را به عمل آورد. بنا به خصوصيت اصطلاحات گروه « C » پس از اينكه فروشنده با انعقاد قرارداد حمل و تحويل كالا به حمل كننده و همين طور فراهم كردن ترتيبات بيمه كالا تحت شرايط CIF و CIP ، قراردادش را به نحو مقتضي اجرا كرد، مسئوليت و هزينه ديگري به عهده ندارد. خصوصيت اساسي اصطلاحات گروه « C » به عنوان قراردادهاي حمل همچنين در استفاده رايج از اعتبارات اسنادي به عنوان شيوه پرداخت مرجح در اين اصطلاحات، تجلي مييابد. در مواردي كه طرفين قرارداد فروش توافق ميكنند فروشنده با تسليم اسناد مورد قبول به بانك، از طريق اعتبار اسنادي، قيمت كالا را وصول نمايد، اين اقدام كاملاً مغاير با هدف اصلي اعتبار اسنادي براي فروشندهاي است كه مسئوليت خطرها و هزينههاي اضافي كالا را پس از انجام پرداخت از طريق اعتبارات اسنادي يا در حالت ديگر پس از بارگيري و ارسال كالا، همچنان به عهده ميگيرد. البته، فروشنده بايد هزينه قرارداد حمل را تقبل كند، قطع نظر از اينكه كرايه حمل از پيش پرداخت شده يا پرداخت آن به بعد از رسيدن كالا به مقصد موكول شده باشد. به هر حال، هزينههاي اضافي ناشي از حوادث اتفاقي براي كالا پس از بارگيري و ارسال، لزوماً به حساب خريدار گذاشته ميشوند. اگر فروشنده قرارداد حملي را منعقد سازد كه متضمن پرداخت حقوق و عوارض، مالياتها و ساير هزينهها باشد، از عهده اين مخارج البته تا آن حد كه طبق قرارداد فروش به حساب او باشد، برخواهد آمد. اينك در ماده (6) از قسمت الف تمام اصطلاحات گروه « C » اين موضوع صراحتاً پيشبيني شده است. اگر براي ارسال كالا به مقصد مقرر، تهيه قراردادهاي متعددي با قيد «انتقال كالا از يك وسيله به وسيله نقليه ديگر» در مكانهايي بين راه متداول باشد، فروشنده بايد تمامي اين هزينهها، از جمله هزينههاي انتقال كالا از يك وسيله به وسيله نقليه ديگر را پرداخت كند. به هر حال، چنانچه حمل كننده به منظور اجتناب از تأخيرهاي غيرمنتظره (مانند مشكلات ناشي از وجود يخ، تراكم، ناآراميهاي كارگري، دستورات دولت، جنگ و عمليات نظامي) بخواهد حقوق خود را طبق شرط انتقال كالا از يك وسيله به وسيله نقليه ديگر و يا شرطي مشابه اعمال كند، در اين صورت هر گونه هزينه اضافي ناشي از اين اقدام به حساب خريدار خواهد بود، زيرا تعهد فروشنده محدود به تهيه قرارداد حمل متداول است. غالباً اتفاق ميافتد كه طرفين قرارداد فروش بخواهند محدودهاي را كه فروشنده بايد قرارداد حمل كالا، از جمله هزينه تخليه را بر آن اساس تهيه كند، روشن سازند. از آنجا كه در خطوط منظم كشتيراني اين هزينه معمولاً جزء كرايه حمل منظور ميگردد، در قرارداد فروش اغلب تصريح ميشود كه كالا بايد بدين ترتيب حمل شود و يا حداقل بايد تحت شرايط موسوم به «لاينر» (هزينه بارگيري و تخليه به عهده حمل كننده) حمل گردد. در ساير موارد، عبارت «تخليه شده» به دنبال CFR يا CIF اضافه ميشود. به هر حال، مصلحت نيست كه به دنبال اصطلاحات گروه « C » از كلمات اختصاري استفاده شود، مگر اينكه در آن تجارت بخصوص، مفهوم كلمات اختصاري استفاده شده كاملاً قابل درك بوده و از نظر متعاهدين يا در چارچوب قانون حاكم برقرارداد يا عرف تجاري پذيرفته شده باشد. بويژه فروشنده نبايد و در واقع نميتواند بدون تغيير در ماهيت اصطلاحات گروه « C » تعهدي را در خصوص رسيدن كالا به مقصد قبول كند، زيرا مسئوليت هرگونه تأخيري در جريان حمل متوجه خريدار است. بدين سان قبول هر تعهدي در زمينه تاريخ، لزوماً بايد در ارتباط با محل بارگيري و يا ارسال كالا باشد. مثلاً «بارگيري (ارسال) ديرتر از تاريخ... نباشد». هرگونه توافقي مثلاً به صورت « CFR هامبورك ديرتر از تاريخ... نباشد» واقعاً اشتباه بوده راه را براي تفاسير گوناگون احتمالي باز ميكند. ميتوان از اين عبارت استنباط كرد كه منظور طرفين يا اين بوده است كه كالا عملاً بايد در تاريخ مقرر به بندر هامبورگ برسد كه در چنين صورتي قرارداد مزبور ديگر از نوع قرارداد حمل نيست، بلكه قرارداد رسيد تلقي ميشود، يا اينكه فروشنده بايد كالا را وقتي در كشتي بارگيري نمايد كه محموله به طور عادي قبل از انقضاي تاريخ مقرر به هامبورگ برسد، مگر اينكه سفر دريايي به دليل وقوع حوادث غيرمنتظره، با تأخير همراه بوده باشد. غالباً در تجارت كالاهاي اوليه اتفاق ميافتد كه محموله در جريان حمل دريايي خريداري شود. در چنين مواردي كلمه «در حركت» به دنبال اصطلاح تجاري اضافه ميگردد. از آنجا كه طبق اصطلاحات CFR و CIF ، مسئوليت خطر از ميان رفتن يا آسيب ديدن كالا قبلاً در بندر بارگيري از فروشنده به خريدار انتقال يافته است، احتمال دارد مشكلاتي در تفسير اين واژه پديد آيد. بنا به يك احتمال ميتوان معناي معمولي CFR و CIF از لحاظ توزيع مسئوليت خطر ميان فروشنده و خريدار، يعني انتقال مسئوليت خطر به هنگام بارگيري كالا را در اين حالت نيز پذيرفت. اين امر بدان مفهوم است كه خريدار بايد در زمان لازمالاجرا شدن قرارداد فروش، عواقب حوادثي را كه قبلاً رخ دادهاند، قبول كند. احتمال ديگر آن است كه زمان انتقال مسئوليت خطرهاي متوجه كالا با زمان انعقاد قرارداد فروش منطبق گردد. قبول احتمال نخست عمليتر است، زيرا معمولاً نميتوان وضعيت كالا را در حالي كه هنوز جريان حمل ادامه دارد، تشخيص داد. به همين دليل ماده 68 كنوانسيون 1980 ملل متحد در خصوص قراردادهاي فروش بينالمللي كالا مقرر ميدارد: «اگر اوضاع و احوال چنين ايجاب كند، خريدار از زماني كه كالا به حمل كنندهاي كه مسئول صدور اسنادِ مبين قرارداد حمل است تحويل داده ميشود، مسئوليت خطرهاي متوجه كالا را ميپذيرد». البته بر اين قاعده، استثنائاتي نيز وارد بوده و آن هنگامي است كه فروشنده «ميدانست يا بايد ميدانست كه كالا از ميان رفته يا آسيب ديده ولي اين مطلب را از خريدار پنهان نگهداشته است.» با توجه به مراتب بالا تفسير اصطلاحات CFR يا CIF همراه با كلمه اضافي «در حركت» بستگي به قانون حاكم بر قرارداد فروش خواهد داشت. از اين رو به طرفين پيشنهاد ميگردد كه قانون حاكم بر قرارداد و راه حل آن براي چنين مسألهاي را مشخص سازند و در صورت وجود هر گونه ابهامي موضوع رادر خود قرارداد تصريح كنند. در عمل، طرفين اغلب به استفاده از كلمه سنتي C & F (يا C و F ، C+F ) ادامه ميدهند. با اين وجود، در اكثر موارد چنين به نظر ميرسد كه آنها اين كلمات را معادل CFR به كار ميبرند. به منظور اجتناب از مشكلات در تفسير قرارداد، طرفين بايد از اصطلاح صحيح طبق اينكوترمز، يعني CFR كه تنها اختصار استاندارد و پذيرفته شده در سطح جهاني براي اصطلاح «قيمت كالا و كرايه تا بندر مقصد (... نام بندر مقصد)» است، استفاده كنند. اصطلاحات CFR و CIF در ماده (8) از قسمت الف در چارچوب اينكوترمز 1990، فروشنده را مكلف ميساخت كه هرگاه در سند حملونقل (معمولاً بارنامه دريايي) به قرارداد اجاره كشتي، براي مثال با درج توضيح رايج «تمام شرايط و ترتيبات ديگر در قرارداد اجاره كشتي» اشارهاي بشود، نسخهاي از اين قرارداد را ارائه كند. البته، گرچه يك طرف متعاهد همواره بايد بتواند از تمام شرايط قرارداد خود ـ ترجيحاً در زمان انعقاد قرارداد ـ اطمينان حاصل كند، اما به نظر ميرسد روية ارائه قرارداد اجاره كشتي همان طور كه پيشتر گفته شد، مشكلاتي را بويژه در ارتباط با معاملات اعتبار اسنادي به وجود آورده است. لذا تعهد فروشنده طبق CFR و CIF براي ارائه نسخهاي از قرارداد اجاره كشتي همراه با ساير اسناد حملونقل در اينكوترمز 2000 حذف شده است. گرچه عبارت ماده (8) از قسمت الف اينكوترمز درصدد تضمين اين است كه فروشنده «مدرك تحويل» را به خريدار ارائه كند، اما بايد تأكيد كرد كه فروشنده با ارائه دليل «متداول» به اين الزام عمل ميكند. به موجب اصطلاحات CPT و CIP ، «سند متداول حملونقل» و طبق اصطلاحات CFR و CIF ، بارنامه دريايي يا راهنامه دريايي، به منزله مدرك تحويل هستند. اسناد حملونقل بايد «تميز» بوده يعني بدون شروط يا يادداشتهايي باشند كه صراحتاً بر وضعيت معيوب كالا و يا بستهبندي آن دلالت نمايند. اگر چنين شروط يا يادداشتهايي در سند به چشم بخورد، سند «غيرتميز» تلقي شده و بنابراين بانكها در معاملات اعتبار اسنادي آن را قبول نخواهند كرد. البته بايد خاطرنشان ساخت كه سند حملونقل حتي بدون درج اين شروط يا يادداشتها معمولاً براي خريدار دليل مسلمي در مقابل حمل كننده داير بر انطباق كالاي بارگيري شده با مقررات قرارداد فروش تلقي نميشود. معمولاً حمل كننده با درج متن استانداردي در صفحه اول سند حملونقل مشعر بر اينكه مشخصات مذكور در سند حملونقل اظهارات فرستنده محسوب ميگردد و بنابراين اطلاعات مزبور تنها «به صورت» درج در سند ميباشد، از قبول مسئوليت در قبال اطلاعات مربوط به كالاي موضوع حمل امتناع ميورزد. براساس بيشتر قوانين و اصول مجري، حمل كننده دست كم بايد از وسايل معقول براي بررسي صحت اطلاعات استفاده كند و قصورش در انجام چنين كاري ممكن است وي را در مقابل گيرنده مسئول گرداند. به هر حال، در تجارت كانتينري، وسايل بررسي محتويات كانتينر از جانب حملكننده نميتواند مطرح باشد، مگر اينكه خود مسئوليت چيدن بار در كانتينر را به عهده گيرد. تنها دو اصطلاح CIF و CIP وجود دارند كه به موضوع بيمه ميپردازند. طبق اين اصطلاحات فروشنده متعهد است كالا را به نفع خريدار بيمه كند. در ساير موارد به عهده طرفين (خريدار و فروشنده) است تصميم بگيرند كه آيا مايل به بيمه كالا هستند و در صورت تمايل پوشش بيمهاي آنان تا چه حد بايد باشد. گرچه فروشنده بيمه نامه را به نفع خريدار ميگيرد، اما در عين حال از نيازهاي دقيق خريدار اطلاع ندارد. به موجب شروط بيمه باربري مؤسسه بيمهگران لندن، طبق شرط C «حداقل پوشش»، طبق شرط B «پوشش متوسط»، و طبق شرط A «گستردهترين پوشش» در دسترس قرار دارد. از آنجا كه در فروش كالاهاي اوليه براساس اصطلاح CIF ، خريدار ممكن است مايل به فروش كالاي در راه به خريدار بعدي باشد كه او نيز مجدداً اين كالا را به اشخاص ديگري بفروشد، اطلاع از نظر خريداران بعدي در مورد بيمه مناسب كالا غير ممكن بوده و لذا به طور سنتي حداقل پوشش بيمه براي CIF انتخاب شده است. ضمناً اين امكان براي خريدار در نظر گرفته شده كه از فروشنده بخواهد براي كالا بيمه اضافي تهيه كند. البته در فروش كالاهاي ساخته شده كه در آن خطر سرقت، دستبردهاي كوچك يا جابهجايي يا نگهداري نادرست، نياز به پوششي بيش از پوشش پيش بيني شده در شرط C دارد، بيمه حداقل نامناسب است. از آنجا كه CIP به گونهاي متمايز از CIF به طور معمول براي فروش كالاهاي اوليه به كار نميرود، كاملاً عملي بود كه گستردهترين پوشش بيمه در CIP ، در قياس با حداقل پوشش بيمه در CIF ، پذيرفته شود، اما تفاوت قائل شدن ميان تعهدات فروشنده از لحاظ بيمه در CIF و CIP ميتوانست به سردرگمي منجر شود و بنابراين در هر دو اصطلاح، تعهد فروشنده در زمينه بيمه كالا به حداقل پوشش محدود شده است. براي خريداري كه براساس CIP معامله ميكند بويژه حائز اهميت است كه اين مطلب را مراعات كند: اگر به پوشش بيشتري نياز دارد، وي (خريدار) بايد با فروشنده در خصوص تهيه بيمه اضافي توسط او به توافق برسد يا برعكس خود ترتيبات بيمه گستردهتر را فراهم آورد. همچنين موارد خاصي وجود دارد كه ممكن است خريدار خواهان حمايتي حتي بيش از حمايت ارائه شده در چارچوب شرط A مؤسسه بيمهگران لندن براي مثال، بيمه در مقابل خطر جنگ، شورش، ناآرامي داخلي، اعتصاب با ساير آشوبهاي كارگري باشد. اگر او بخواهد كه فروشنده ترتيبات چنين بيمهاي را فراهم كند، بايد بر اين اساس به او دستور دهد. در اين حالت، فروشنده در صورت امكان، چنين بيمهاي را تهيه خواهد كرد. 9-4 اصطلاحات گروه « D » ماهيتاً با اصطلاحات گروه « C » تفاوت دارند، زيرا طبق اصطلاحات گروه « D » فروشنده مسئول رسيدن كالا به محل يا نقطه توافق شده به عنوان مقصد، در مرز يا در كشور واردكننده است. فروشنده بايد مسئوليت تمامي خطرهاي متوجه كالا و هزينههاي آن را تا اين محل يا نقطه تقبل كند. از اينرو اصطلاحات گروه « D » مبين قرارداد رسيد بوده، در حالي كه اصطلاحات گروه « C » معرف قراردادهاي حمل (ارسال) هستند. طبق اصطلاحات گروه « D » به جز اصطلاح DDP ، فروشنده مجبور نيست كالا را براي ورود به كشور مقصد ترخيص كرده و به خريدار تحويل دهد. به طور سنتي فروشنده در چارچوب اصطلاح DEQ متعهد بود كه كالا را براي ورود ترخيص كند، زيرا كالا ميبايست روي اسكله تخليه و بدين ترتيب به كشور وارد كننده آورده ميشد. اما به خاطر تغييرات در روشهاي ترخيص گمركي در اكثر كشورها، اكنون مناسبتر است كه طرف مقيم در كشور ذيربط، ترخيص كالا را به عهده گيرد و حقوق و عوارض و ساير هزينهها را بپردازد. بنابراين، تغييري در DEQ به همان دليل تغيير در FAS - كه پيشتر مورد اشاره قرار گرفت - به وجود آمده است. همانند FAS ، در DEQ نيز تغيير با حروف سياه در مقدمه مشخص شده است. به نظر ميرسد كه در بسياري ازكشورها،اصطلاحات تجاري ديگري كه در اينكوترمز واردنشدهاند، بويژه در حملونقل از طريق راهآهن مورد استفاده قرارميگيرند(نظير« franco border »،« franco - frontiere »،« Frei Grenze »). البته در اين اصطلاحات به طور معمول قصد آن نيست كه فروشنده مسئوليت خطر از ميان رفتن يا آسيب ديدن كالا در جريان حملونقل تا مرز را بپذيرد. در چنين اوضاع و احوالي مرجح آن است كه از اصطلاح CPT با تعيين مرز استفاده گردد. از سوي ديگر، اگر قصد طرفين اين باشد كه فروشنده مسئوليت خطرهاي متوجه كالا را در جريان حملونقل تقبل كند، اصطلاح DAF كه دلالت بر مرز دارد، مناسب خواهد بود. اصطلاح DDU در نسخه 1990 اينكوترمز اضافه شد. هرگاه فروشنده آماده باشد كالا را در كشور مقصد بدون ترخيص از گمرك كشور وارد كننده و بدون پرداخت حقوق و عوارض متعلق به كالاي وارداتي تحويل دهد، اين اصطلاح نقش مهمي ايفا ميكند. در كشورهايي كه ترخيص كالا براي ورود دشوار و وقتگير است، تعهد فروشنده به تحويل كالا بعد از ترخيص آن از گمرك، ممكن است با خطر همراه باشد. گرچه در اصطلاح DDU ، خريدار طبق مواد (5) و (6) از قسمت ب، بايد مسئوليت و هزينههاي ناشي از قصورش در ترخيص كالاي وارداتي را تقبل كند، معهذا به فروشندگان پيشنهاد ميشود در كشورهايي كه انتظار ميرود ترخيص كالاي وارداتي با مشكلاتي روبهرو گردد، از اصطلاح « DDU » استفاده نكنند.
پاسخ : اينكوترمز 2000 بخش دوم بخش دوم 10ـ عبارت «تعهدي ندارد» آن گونه كه از عبارات «فروشنده بايد» و «خريدار بايد» بايد مستفاد ميشود، اينكوترمز تنها به تعهداتي كه طرفين قرارداد فروش در قبال يكديگر تقبل ميكنند، توجه دارد. بنابراين عبارت «تعهدي ندارد» براي مواردي در اينكوترمز گنجانده شده كه يك طرف مكلف به انجام تعهدي در قبال طرف ديگر نيست. از اينرو، اگر براي مثال طبق ماده (3) از قسمت الف يك اصطلاح، فروشنده بايد ترتيبات قرارداد حمل را فراهم آورد و مبلغ مربوط را بپردازد، زير عنوان «قرارداد حمل» در بند الف) ماده (3) از قسمت ب كه وضعيت خريدار را مشخص ميكند، عبارت «تعهدي ندارد» را ملاحظه ميكنيم. همچنين اگر هيچ يك از طرفين تعهدي در قبال ديگري براي مثال در مورد بيمه نداشته باشند، عبارت «تعهدي ندارد» براي هر دو طرف به كار خواهد رفت. در هر حال، اشاره به اين نكته حائز اهميت است كه گرچه يك طرف ميتواند تعهدي در قبال طرف ديگر براي انجام وظيفهاي معين نداشته باشد، اما اين بدان معناست نيست كه او نفعي نيز در انجام اين وظيفه ندارد. بنابراين براي مثال، صرف اين دليل كه خريدار طبق ماده (4) از قسمت ب اصطلاح cfr ، وظيفهاي براي انعقاد قرارداد بيمه در قبال فروشنده ندارد، بروشني نفع او در انعقاد چنين قراردادي را نشان ميدهد. گرچه فروشنده به موجب ماده (4) از قسمت الف اين اصطلاح متعهد به تهيه پوشش بيمهاي نميباشد. 11ـ تغييرات در اينكوترمز در عمل به كرات اتفاق ميافتد كه طرفين، خود با افزودن كلماتي به يك اصطلاح ميكوشند به دقت آن بيفزايند. بايد تأكيد كرد كه اينكوترمز براي چنين اضافاتي هيچ گونه رهنمودي ارائه نميكند. از اين رو اگر طرفين نتوانند براي تفسير اين اضافات به يك عرف تجاري تثبيت شده استناد كنند، هنگامي كه درك واحد و سازگاري از اين اضافات وجود نداشته باشد، ممكن است با مشكلات جدي مواجه شوند. اگر براي مثال عبارات متعارف « fob چيده شده» يا « exw بارگيري شده» به كار رود، اثبات وجود يك توافق نظر جهاني داير بر اينكه تعهدات فروشنده در اين عبارات نه تنها به هزينه بارگيري عملي كالا، بسته به مورد در كشتي يا وسيله نقليه تعميم مييابد، بلكه همچنين شامل مسئوليت خطرهاي احتمالي از ميان رفتن يا آسيب ديدن كالا در جريان چيدن و بارگيري ميشود، ناممكن است. به همين دلائل، به طرفين قرارداد فروش قوياً توصيه ميشود تصريح كنند كه آيا منظور آنان اين است كه وظيفه يا هزينه عمليات چيدن و بارگيري به عهده فروشنده باشد يا اينكه او همچنين بايد مسئوليتهاي مربوط را تا خاتمه عملي عمليات چيدن و بارگيري تقبل نمايد. اينها سؤالاتي هستند كه اينكوترمز پاسخي براي آنها ندارد. در نتيجه، چنانچه در قرارداد نيات طرفين طراحتاً توضيح داده نشده باشد، آنان فقط يك زحمت و هزينه غيرضروري و زياد را متحمل شدهاند. گرچه اينكوترمز 2000 براي بسياري از اين تغييرات عموماً رايج، ترتيباتي را مقرر نميدارد، در مقدمه برخي از اصطلاحات تجاري به طرفين هشدار ميدهد كه در صورت تمايل به فراتر رفتن از مقررات اينكوترمز، به دنبال اصطلاحات قراردادي خاص باشند. exwتعهد اضافي فروشنده براي بارگيري كالا در وسيله نقليه تعيين شده از طرف خريدار جهت دريافت بار؛ cif/cip نياز خريدار به بيمه اضافي؛ deqتعهد اضافي فروشنده براي پرداخت هزينههاي پس از تخليه. در برخي موارد خريداران و فروشندگان به روية تجاري معمول در خطوط منظم كشتيراني و قراردادهاي اجاره كشتي ارجاع ميدهند. در چنين اوضاع و احوالي ضرورت دارد كه ميان تعهدات طرفين طبق قرارداد حملونقل و تعهداتشان به موجب قرارداد فروش، به وضوح تمايز قائل شد. متأسفانه تعاريف معتبري در مورد عباراتي چون «شرايط لاينر» (هزينههاي بارگيري و تخليه در خطوط منظم كشتيراني) و «هزينههاي جابهجايي در پايانه» (thc) وجود ندارد. توزيع هزينهها طبق چنين شرايطي ممكن است در محلهاي مختلف و بسته به زمان، تغيير يابد. به طرفين توصيه ميشود كه در قرارداد فروش چگونگي تقسيم اين هزينهها ميان خود را تصريح كنند. عباراتي همچون « fob با چيدن» و « fob با چيدن و مرتب كردن» كه غالباً در قراردادهاي اجاره كشتي به كار ميروند، گاه به منظور روشن ساختن اين موضوع كه فروشنده طبق fob تا چه حد بايد كار چيدن و مرتب كردن بار در كشتي را انجام دهد، در قراردادهاي فروش نيز استعمال ميشوند. به هنگام افزودن چنين عباراتي ضروري است در قرارداد فروش تصريح شود كه آيا تعهدات اضافي تنها به هزينهها مربوط ميشود و يا اينكه هم هزينهها و هم مسئوليت خطرهاي متوجه كالا را در بر ميگيرد. همان طور كه قبلاً اشاره شد، همه گونه تلاشي به عمل آمد تا تضمين گردد كه اينكوترمز متداولترين رويههاي تجاري را منعكس ميكند. البته در برخي موارد ـ بويژه در مواردي كه اينكوترمز 2000 با اينكوترمز 1990 تفاوت دارد ـ طرفين ممكن است مايل باشد كه اصطلاحات تجاري به گونهاي متفاوت عمل كنند. اين حق انتخاب در مقدمه اين اصطلاحات با كلمه «البته» يادآوري شده است. 12ـ عرف بندر يا تجارتي خاص از آنجا كه اينكوترمز مجموعه شرايطي را براي استفاده در رشتههاي تجاري و مناطق مختلف مقرر ميدارد، لذا تعيين دقيق تعهدات طرفين قرارداد همواره غيرممكن خواهد بود. بنابراين، تا حدي لازم است كه به عرف بندر يا تجارتي خاص يا به رويههايي كه طرفين خود ممكن است در معاملات قبلي به وجود آورده باشند، مراجعه شود. (مراجعه كنيد به: ماده 9 از كنوانسيون 1980 ملل متحد در خصوص قراردادهاي فروش بينالمللي كالا). البته مطلوب است كه خريدار و فروشنده به هنگام مذاكره درباره قرارداد فروش، از اين عرفهاي تجاري به نحو مقتضي آگاه بوده و در صورت ايجاد هر گونه شك و ترديد، با گنجاندن شروط مناسب در قرارداد، موقعيت حقوقي خود را روشن سازند. اين تمهيدات ويژه در قرارداد فروش، هر چيزي را كه به عنوان يك قاعده تفسير در اينكوترمز ذكر ميگردد، لغو كرده يا تغيير ميدهد. 13ـ حق انتخاب خريدار در مورد محل بارگيري در برخي وضعيتها در زمان انعقاد قرارداد فروش نميتوان راجع به نقطه دقيق يا حتي محلي كه فروشنده بايد كالا را جهت حمل در آنجا تحويل دهد، به طور مشخص تصميم گرفت. براي مثال، در اين مرحله صرفاً بايد به «محدوده» يا محل نسبتاً بزرگي، به عنوان نمونه بندر، اشاره كرد. از اين رو معمولاً تصريح ميگردد كه خريدار حق يا وظيفه دارد كه بعداً نقطه دقيقتري را در محدوده يا محل مقرر، مشخص سازد. اگر خريدار موظف به تعيين نقطهاي دقيق به ترتيب پيش گفته گردد، قصور او در انجام اين كار ممكن است سبب شود كه مسئوليت خطرها و هزينههاي اضافي ناشي از چنين قصوري به عهده او قرار گيرد (مواد (5) و (7) از قسمت ب تمام اصطلاحات). به علاوه قصور خريدار در استفاده از حقش براي تعيين نقطه مزبور، ممكن است به فروشنده حق دهد نقطهاي را برگزيند كه به بهترين وجه منظورش را برآورده سازد (ماده (4) از قسمت الف fca ). 14ـ ترخيص از گمرك عبارت «ترخيص از گمرك» سوءتفاهمهايي را بهوجود آورده است. از اين رو بايد روشن ساخت كه هرگاه به تعهد فروشنده يا خريدار در خصوص عبور دادن كالا از گمرك كشور صادر كننده يا وارد كننده ارجاع داده ميشود، اين تعهدات تنها شامل پرداخت حقوق و عوارض و ساير هزينهها نميگردد، بلكه همچنين انجام همه امور اداري مربوط به عبور كالا از گمرك و پرداخت هزينههاي آن و همينطور دادن اطلاع به مقامات در اين خصوص را دربرميگيرد. افزون بر اين، در بعضي مناطق كه استفاده از اصطلاحاتِ متضمن تعهد ترخيص كالا از گمرك هيچ مناسبتي ندارد، ملاحظه ميشود كه از اين اصطلاحات، مثلاً در تجارت درون اتحاديه اروپا يا ساير مناطق تجارت آزاد، در مواردي ـ گرچه به گونهاي كاملاً نادرست ـ استفاده ميشود كه ديگر هيچ تعهدي براي پرداخت حقوق و عوارض و هيچ محدوديتي در ارتباط با ورود يا صدور كالا در آنها وجود ندارد. به منظور روشن ساختن اين وضعيت، عبارت «در صورت اقتضا» به عبارات ماده (2) از قسمتهاي الف و ب و ماده (6) از قسمتهاي الف و ب اصطلاحات مربوط اضافه شده تا در مواردي كه نياز به روشهاي گمركي نيست از آنها بدون هر گونه ابهامي استفاه به عمل آيد. معمولاً روش مطلوب آن است كه ترتيبات ترخيص كالا را طرفي كه در كشور محل ترخيص اقامت دارد يا دست كم شخصي كه به نمايندگي از جانب او در اين محل عمل ميكند، فراهم آورد. بنابراين، به طور معمول صادر كننده، كالا را جهت صدور و وارد كننده جهت ورود، از گمرك ترخيص ميكنند. اينكوترمز 1990 در اصطلاحات تجاري exw و fas (كه طبق آن وظيفه ترخيص كالا براي صدور به عهده خريدار بود) و deq (كه طبق آن وظيفه ترخيص كالا براي ورود به عهده فروشنده بود) از اين روش عدول كرد، اما در اينكوترمز 2000، اصطلاحات fas و deq به ترتيب وظيفه ترخيص كالا براي صدور را به عهده فروشنده و ترخيص آن براي ورود را به عهده خريدار قرار ميدهند، در حالي كه اصطلاح exw ـ كه مبين حداقل تعهد فروشنده است ـ بدون تغيير باقي مانده است (وظيفه ترخيص كالا براي صدور به عهده خريدار است). طبق اصطلاح ddp ، فروشنده به طور ويژه موافقت ميكند به همان ترتيب كه از عنوان اين اصطلاح ـ تحويل با پرداخت حقوق و عوارض گمركي ـ مستفاد ميگردد عمل نمايد، يعني كالا را براي ورود ترخيص كرده و هر گونه حقوق و عوارض ناشي از اين اقدام را بپردازد. [FONT=times new roman]15ـ بستهبندي[/FONT] [FONT=times new roman]در اكثر موارد، طرفهاي قرارداد از پيش ميدانند كه براي حمل مطمئن كالا به مقصد، چه نوع بستهبندي لازم است. به هر حال، از آنجا كه تعهد فروشنده براي بستهبندي كالا ممكن است بسته به نوع و مدت حملِ مورد نظر متفاوت باشد، اين ضرورت احساس شد تا قيد گردد كه فروشنده متعهد به بستهبندي كالا به گونهاي است كه جهت حملونقل مورد نظر لازم باشد. البته انجام اين تعهد در حدود اطلاعاتي است كه فروشنده پيش از انعقاد قرارداد فروش، درباره شرايط حملونقل دارد (مراجعه كنيد به: بند 1 از ماده 35 و شق ب از بند 2 همين ماده در كنوانسيون 1980 ملل متحد در خصوص قراردادهاي فروش بينالمللي كالا، كه به موجب آن كالا از جمله بستهبندي آن بايد «براي هر منظور خاصي كه فروشنده در زمان انعقاد قرارداد، به طور صريح و يا ضمني از آن آگاهي مييابد مناسب باشد، به جز در موردي كه اوضاع و احوال نشان دهد كه خريدار به مهارت و تشخيص فروشنده اعتماد ندارد يا داشتن چنين اعتمادي براي خريدار غير عقلايي باشد.»)[/FONT] [COLOR=#993300][FONT=traffic]16ـ بازرسي كالا[/FONT][/COLOR] [SIZE=3][FONT=times new roman]در بسياري از موارد ممكن است به خريدار توصيه شود كه از قبل يا همزمان با تحويل كالا توسط فروشنده جهت حمل، ترتيبات بازرسي از آن را فراهم آورد. اين بازرسي به «بازرسي پيش از حمل» موسوم است. اگر در قرارداد به گونهاي ديگر مقرر نشده باشد، خريدار خود بايد هزينه اين بازرسي را كه در واقع به نفع او ترتيب داده ميشود، بپردازد. به هر حال چنانچه انجام بازرسي صرفاً بدين منظور باشد كه فروشنده نشان دهد قواعد الزامي ناظر بر صدور كالا در كشور خود را مراعات كرده است، پرداخت هزينه آن به عهده وي قرار دارد.[/FONT][/SIZE] [FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]17ـ شيوه حملونقل و اينكوترمز متناسب با آن[/FONT][/SIZE][/FONT] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]براي همه نوع شيوه حملونقل[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]e[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در محل كار (... نام محل مقرر) [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]exw[/FONT][/COLOR][/SIZE] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]f[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در محل مقرر به حمل كننده (... نام محل مقرر) [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fca[/FONT][/COLOR][/SIZE] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]c[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]پرداخت كرايه حمل كالا تا مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]cpt[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام محل مقرر در مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]پرداخت كرايه حمل و بيمه كالا تا مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]cip[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام محل مقرر در مقصد[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]d[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در مرز [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]daf[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام محل تعيين شده در مرز)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در محل مقرر در مقصد بدون ترخيص و [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]ddu[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]بدون پرداخت حقوق و عوارض گمركي[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام محل مقرر در مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در محل مقرر در مقصد با ترخيص و [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]ddp[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]با پرداخت حقوق و عوارض گمركي[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام محل مقرر در مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [B][COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]فقط براي حملونقل دريايي و حملونقل از طريق آبراههاي داخلي [/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]f[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا در كنار كشتي [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fas[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر بارگيري)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا روي عرشه كشتي [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fob[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر بارگيري)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]c[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]قيمت كالا و كرايه تا بندر مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]cfr[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]قيمت كالا، بيمه و كرايه تا بندر مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]cif[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][B][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]گروه [/FONT][/FONT][/COLOR][B][COLOR=black][FONT=arial]d[/FONT][/COLOR][/B][/B][/SIZE][B][B] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا روي عرشه كشتي در بندر مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]des[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]تحويل كالا روي اسكله در بندر مقصد [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]deq[/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman](... نام بندر مقصد)[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [B][COLOR=#993300][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]18ـ استفادة توصيهشده[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR] [SIZE=3][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman]بعضاً در مقدمه اصطلاحات، استفاده يا عدم استفاده از اصطلاح خاصي توصيه شده است. اين موضوع بويژه در خصوص انتخاب ميان اصطلاحات [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fca[/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman] و [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fob[/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman] حائز اهميت است. متأسفانه، بازرگانان همچنان به استفاده نابجا از اصطلاح [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fob[/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman] ادامه داده و بدين وسيله سبب ميشوند كه فروشنده خطرهاي بعد از تحويل كالا به حمل كنندة تعيين شده توسط خريدار را تقبل كند. استفاده از اصطلاح [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fob[/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman] تنها براي مواقعي مناسب است كه كالا «با عبور از نرده كشتي» يا به هر صورتي ديگر، به كشتي تحويل داده شود و نه براي مواقعي كه كالا براي حمل بعدي به كشتي، در اختيارحملكننده قرار ميگيرد. براي مثال، كالا در كانتينر چيده يا در كاميون يا واگن براي حمل با روش موسوم به روـ رو بارگيري شود. از اين رو در مقدمه [/FONT][/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=arial]fob[/FONT][/COLOR][COLOR=black][FONT=traffic][FONT=times new roman] قوياً هشدار داده شده است كه اگر طرفين قصد تحويل كالا با عبور آن از لبه كشتي را ندارند، نبايد اين اصطلاح را مورد استفاده قرار دهند.[/FONT][/FONT][/COLOR][/SIZE] [COLOR=black][FONT=traffic][SIZE=3][FONT=times new roman]گاه اتفاق ميافتد كه طرفين اشتباهاً اصطلاحاتي را به كار ميبرند كه به منظور حمل دريايي كالا هستند، ضمن اينكه شيوه حمل ديگري را مد نظر دارند. اين وضعيت ممكن است فروشنده را در موقعيت نامطلوبي قرار دهد، بهطوري كه نتواند به تعهدش در مورد ارائه سند مناسب حمل و نقل به خريدار (براي مثال ، بارنامه دريايي، راهنامه دريايي يا معادل الكترونيكي آنها) عمل نمايد. نمودار اشاره شده در بند 17 فوق روشن ميسازد كه در اينكوترمز 2000 چه اصطلاحاتي براي كدام شيوه حمل و نقل مناسب است. بهعلاوه، درمقدمه هر اصطلاح ،تصريح شده كه آيا ميتوان آن اصطلاح را در همه شيوههاي حمل و نقل به كاربرد يا اينكه فقط براي حمل دريايي كالا قابل استفاده است.[/FONT][/SIZE][/FONT][/COLOR][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B][/B]
پاسخ : اينكوترمز 2000 بخش دوم بخش دوم 19ـ بارنامه دريايي و تجارت الكترونيكي از لحاظ سنتي، بارنامهاي كه برقرار گرفتن كالا روي عرشه كشتي دلالت كند، تنها سند قابل قبولي است كه فروشنده بايد در چارچوب اصطلاحات cfr و cif ارائه دهد. بارنامه دريايي سه وظيفه مهم به عهده دارد: ـ مدرك تحو يل كالا روي عرشه كشتي است؛ ـ مبين قرارداد حمل كالا است؛ ـ وسيلهاي براي واگذاري حقوق متعلق به كالاي در راه به ديگري، از طريق انتقال اين سند كاغذي به وي است. به غير از بارنامه دريايي، ساير اسناد حمل و نقل تنها دو نقش نخست را ايفا ميكنند، اما بر تحويل كالا در مقصد كنترلي ندارند و همچنين به خريدار اجازه نميدهند كه با ارائه سند حمل و نقل كاغذي به خريدار ديگر، كالاي در راه به فروش رساند. در عوض، در اين اسناد، نام شخصي كه حق دارد كالا را در مقصد دريافت نمايد ذكر ميگردد. اين واقعيت كه دريافت كالا از حمل كننده در مقصد مستلزم در دست داشتن بارنامه دريايي است، جايگزين ساختن وسايل ارتباطي الكترونيكي را بويژه دشوار ميگرداند. به علاوه ، بارنامه دريايي عرفاً در چند نسخه اصلي صادر ميشود، اما البته براي خريدار يا بانكي كه به دستور او وجه را به فروشنده ميپردازد، بسيار مهم است اطمينان حاصل كنند كه فروشنده تمامي نسخ اصلي (موسوم به «سري كامل» ) را تحويل داده است. در قواعد اتاق بازرگاني بينالمللي در خصوص اعتبارات اسنادي (موسوم به عرف و روية متحدالشكل اتاق بازرگاني بينالمللي (ucp ) كه در زمان انتشار اينكوترمز 2000، در نشريه شماره 500 اين اتاق آمده است) ، اين موضوع نيز يك الزام است. سندحمل و نقل نه تنها بايد مبين تحويل كالا به حمل كننده باشد، بلكه همچنين بايد معلوم دارد كه حمل كننده، كالا را تا جايي كه قابل تشخيص بوده در شرايط و وضعيت خوب دريافت كرده است. هرگونه يادداشتي در سند حمل و نقل كه نشان دهد كالا در چنين شرايطي قرار ندارد، سند را به صورت «غيرتميز» (ناقص و مقيد)در ميآورد كه طبق عرف و روي ة متحدالشكل اعتبارات اسنادي، غير قابل قبول خواهد بود. علي رغم ماهيت حقوقي ويژه بارنامه دريايي، انتظار ميرود كه در آيندهاي نزديك روشهاي الكترونيكي جاي آن را بگيرد. نسخه 1990 اينكوترمز، اين تحول مورد انتظار را به گونه مقتضي در نظر گرفته است. طبق عبارات ماده (8) از قسمت الف، پيامهاي الكترونيكي ميتوانند جايگزين اسناد كاغذي شوند، مشروط بر اينكه طرفين توافق كرده باشند از طريق وسايل الكترونيكي ارتباط برقرار كنند. اين پيامها را ميتوان به طور مستقيم يا از طريق شخصي ثالث كه خدماتي با ارزش افزوده ارائه ميكند، براي طرف ذيربط ارسال نمود. از جمله خدماتي كه شخص ثالث ميتواند به گونه مفيدي عرضه دارد، ثبتِ دارندگان پي در پي بارنامه دريايي است. سيستمهاي ارائه كننده چنين خدماتي، مانند خدمات موسوم به bolero ممكن است به حمايت بيشتر هنجارها و اصول حقوقي مناسب، آن گونه كه در قواعد 1990 cmi (كميته دريايي بينالمللي) راجع به بارنامه دريايي الكترونيكي و نيز مواد 17-16 حقوق مدل 1996 uncitral (كميسيون حقوق تجارت بينالملل ملل متحد) در خصوص تجارت الكترونيكي، منعكس شده است، نياز داشته باشند. 20ـ اسناد حمل ونقل غيرقابل انتقال به جاي بارنامه دريايي در سالهاي اخير روشهاي اسنادي به نحو قابل ملاحظهاي آسان شده است. اسناد غيرقابل انتقالي مشابه اسناد معمول در شيوههاي حمل و نقل غيردريايي، اغلب جاي بارنامه دريايي را گرفتهاند. اين اسناد به «راهنامه دريايي»، «راهنامه مربوط به خطوط منظم كشتيراني»، «رسيد كرايه» يا اسناد مختلفي با اين مضمون معروف اند. استفاده از اين اسناد غيرقابل انتقال كاملاً مطلوب است، مگر در مواردي كه خريدار بخواهد كالاي در راه را با تسليم سند كاغذي به خريدار ديگري بفروشد. براي چنين كاري لازم است كه تعهد فروشنده به تهيه بارنامه دريايي طبق اصطلاحات cfr و cifهمچنان حفظ شود. البته هنگامي كه متعاملين ميدانند كه خريدار قصد فروش كالاي در راه را ندارد، ميتوانند به طرز ويژهاي توافق كنند كه فروشنده از تعهد به ارائه بارنامه دريايي معاف گردد يا اينكه به جاي دو اصطلاح فوق الذكر از اصطلاحات cpt و cip استفاده كنند كه در اين صورت الزامي به تهيه بارنامه دريايي وجود نخواهد داشت. 21ـ حق دادن دستورالعمل به حمل كننده خريداري كه تحت شرايط اصطلاحات گروه « c » قيمت كالا را ميپردازد بايد اطمينان حاصل نمايد كه فروشنده پس از دريافت وجه، ديگر نميتواند با صدور دستورالعملهاي جديد به حمل كننده، كالا را واگذار كند. در بعضي اسناد متداول در شيوههاي خاص حمل و نقل (هوايي ، جادهاي يا ريلي) براي متعاملين اين امكان وجود دارد كه فروشنده با تسليم يگانه نسخه اصلي يا نسخه دوم راهنامه به خريدار، ديگر نتواند دستورالعملهاي جديدي به حمل كننده بدهد. البته اسناد مورد استفاده به جاي بارنامه دريايي در حمل دريايي به طور معمول داراي چنين كاركرد بازدارندهاي نيستند. كميتهدريايي بين المللي، با ارائه «قواعد متحدالشكل راهنامه دريايي» اين نقيصه اسناد فوق الذكر را مرتفع كرده است. اين قواعد طرفين را قادر ميسازد كه شرط «عدم واگذاري كالا» را در راهنامه بگنجانند كه بدين وسيله فروشنده حق خود در مورد واگذاري كالا از طريق دادن دستورالعمل به حمل كننده براي تحويل آن به شخصي ديگر يا درمحلي ديگر غير از محل مقرر در راهنامه را به خريدار منتقل ميكند. 22ـ داوري اتاق بازرگاني بينالمللي اگر متعاملين بخواهند كه در صورت بروز اختلاف ميان خود، امكان توسل به داوري اتاق بازرگاني بينالمللي را داشته باشند، بايد در قرارداد فيمابين، يا اگر قراردادي وجود ندارد، در مراسلات متبادله كه درحكم موافقتنامه ميان آنان است، به طور ويژه و روشن درباره داوري اتاق به توافق برسند. صرف گنجاندن يك اصطلاح بازرگاني بينالمللي (اينكوترمز) يا تعداد بيشتري از اين اصطلاحات در قرارداد يا مراسلات مربوط، فينفسه به منزله توافق به منظور توسل به داوري اتاق بازرگاني بينالمللي محسوب نميشود. اتاق استفاده از شرط داوري استاندارد زير را پيشنهاد ميكند. « كلية اختلافاتي كه در ارتباط با قرارداد حاضر به وجود آيد طبق قواعد داوري اتاق بازرگاني بينالمللي، از طريق يك داور يا داوران بيشتري كه طبق قواعد اخير الذكر نصب ميشوند، به طور قطعي حلوفصل خواهد شد».