1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

" س "

شروع موضوع توسط Zarirr ‏27/11/10 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !

    سال به سال دريغ از پارسال !

    سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !

    سالي كه نكوست از بهارش پيداست !

    سبوي خالي را بسبوي پر مزن !

    سبوي نو آب خنك دارد !

    سبيلش آويزان شد !

    سبيلش را بايد چرب كرد !

    سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !

    سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !

    سر بريده سخن نگويد !

    سر بزرگ بلاي بزرگ داره !

    سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !

    سر بي صاحب ميتراشه !

    سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !

    سر پيري و معركه گيري !

    سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !

    سر حليم روغن ميرود !

    سر خر باش، صاحب زر باش !

    سر را با پنبه ميبرد !

    سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !

    سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !

    سرش از خودش نيست .

    سرش به تنش زيادي ميكنه !

    سرش به كلاش ميارزه !

    سرش بوي قرمه سبزي ميده !

    سرش توي حسابه !

    سرش توي لاك خودشه !

    سرش جنگه اما دلش تنگه !

    سرش را پيراهن هم نميدونه !

    سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !

    سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !

    سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !

    سر كچل و عرقچين !

    سركه مفت از عسل شيرين تره !

    سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !

    سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))

    سر گاو توي خمره گير كرده !

    سر گنجشكي خورده !

    سر گنده زير لحافه !

    سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !

    سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .

    سرنا را از سر گشادش ميزنه !

    سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !

    سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !

    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))

    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))

    سزاي گرانفروش نخريدنه !

    سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !

    سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !

    سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !

    سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !

    سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !

    سقش سياه است !

    سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !

    سگ باش، كوچك خونه نباش !

    سگ پاچه صاحبش را نميگيره !

    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !

    سگ چيه كه پشمش باشه !

    سگ درحضور به از برادر دور !

    سگ در خانه صاحبش شيره !

    سگ داد و سگ توله گرفت !

    سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !

    سگ را كه چاق كنند هار ميشه !

    سگ زرد برادر شغاله !

    سگست آنكه با سگ رود در جوال !

    سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !

    سگ سير دنبال كسي نميره !

    سگش بهتر از خودشه !

    سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !

    سگ گر و قلاده زر ؟!

    سگ ماده در لانه، شير است !

    سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !

    سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !

    سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !

    سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !

    سگي كه پارس كنه ، نميگيره !

    سلام روستائي بي طمع نيست !

    سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !

    سنگ به در بسته ميخوره !

    سنگ بزرگ علامت نزدنه !

    سنگ بنداز بغلت واشه !

    سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !

    سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !

    سنگ مفت، گنجشك مفت !

    سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !

    سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !

    سودا، به رضا، خويشي بخوشي .

    سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))

    سودا گر پنير از شيشه ميخوره !

    سوداي نقد بوي مشك ميده !

    سوراخ دعا را گم كرده !

    سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !

    سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !

    سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !

    سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!

    سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !

    سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !

    سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))

    سيلي نقد به از حلواي نسيه